eitaa logo
خیآلِ‌خوش.
2هزار دنبال‌کننده
69 عکس
10 ویدیو
1 فایل
- دفترچـﮥ‌خاٰطرات. همچو خیال گشته‌ام، در هوسِ خیال او..
مشاهده در ایتا
دانلود
این دستِ تقدیره عزیزم، تو تقصیری نداری .
محبوبم، نمی‌شود بیایی مشاعره ؟ بعد‌ از اینکه تمامِ شعرهایِ عاشقانه‌یِ سعدیُ شهریارُ حافظُ مولانا را برایم خواندی ؛ مشاعره‌ را با این شعرِ زیبا به پایان برسانی : ای که شعر دیگران را ساده از بر میکنی ؛ شعرهای من برای توست ، باور میکنی ؟ .
تهش چی میشه ؟ خودکشی‌، شوخی کردم، تهش کولمو میبندم و فرار میکنم مشهد یا نجف .
میشه با دیدنِ ستاره‌ها یادِ من بیوفتی ؟
عزیزِ من ؛ همچنان دلِ من برایِ تو تنگ می‌شود اما عادت کرده‌ام در کنارِ دلتنگی به کارهایم برسم ، مثلا من و دلتنگی کنارِ هم قربآنی پلی میکنیمُ آشپزی میکنیم، آخر شب‌هآ به من سر می‌زند در آغوشِ هم اشک میریزیم، کنار من می‌خوآبد و با هم کتاب میخوانیم، گاهی هم رویِ شانه‌هایم هق‌هق میکند، بودنت را تصور می‌کنم و برایت چای میریزم و از نبودنت برایت می‌گویم ، و ناگهان یادم می‌آید کنارِ من نیستی و آنکه کنارِ من است خیآلِ بودنِ توست، حجمِ عظیمی از بغض به سمتِ من هجوم می‌‌آورد و گوشه‌یِ اتاق پیراهنت را در آغوش میکشم و اشک میریزم . بله عزیزِ من روزهایم همین‌گونه می‌گذرد، از تو چخبر ؟
عزیزم، تمامِ داراییِ من از این سیاره‌یِ رنج‌ فقط دوستایِ من هستند، دوست‌هایی که برایِ اوردنِ لبخند به لبم هر کاری می‌کنند، مثلا شب به دوست‌َـم گفتم کتابِ موردِ علاقه‌ـم نروداست، روزِ بعد پستچی دمِ در کتابُ داد دستم = )))
خیآلِ‌خوش.
سلام عزیزِ من ؛ آن‌ شبِ‌ بارانی‌ رایادت‌ هست ؟ همان‌شبی‌که‌جدی‌ جدی‌ تورا‌ باران‌به‌باران‌ گریه‌ کرد
InShot_۲۰۲۴۰۳۱۸_۲۱۱۳۴۵۷۶۴_۱۸۰۳۲۰۲۴.mp3
2M
چه می‌شود که عشق ، نفرت می‌شود ؟ و چرا آن نگاه‌هایِ زیرکیُ عشق‌هایِ یواشکی ناگهان به تلخ‌ترین شکلِ ممکن از بین می‌روند ، و به جایِ آن‌ها نفرت و سردی جایگزین می‌شوند ؟ مگر قرارمآن تا آخر عمر نبود ؟ چه شد که ناگهان به نصف عمر نرسیده ، از هم جدا شده‌ایم ؟ اگر مرا نمی‌خواستی پس آن دوستت‌ دارم‌ هایی که تکرار می‌کردی چه بود ؟ می‌شود بازگردی ؟ نه برایِ وصالُ فرصتِ‌هایِ‌مجدد نه ، می‌خواهم برگردی و مرا از این حجم سوال‌هایِ بی‌پاسخ خلاص کنی ؛ به رآستی ، هنگامِ رفتنَ‌م چرا به جایِ در آغوش کشیدنَم ، رفتنَم را تماشا میکردی ؟ می‌شود بازگردی ؟
عزیزِ من ؛ خیآل می‌کردم با مرورِ خاطراتِ امسال که شروعِ آن با بودنِ تو بود و پایانِ او بی‌تو ، چشم‌هایم بارانی شود و موهایم سفید . منتظرِ چه هستی ؟ واقعا همین شد .
از ۴۰۲ ممنونم که داره تموم میشه .
آخرین تصاویرِ ثبت شده از چهارصدُ‌دو .
"ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی، از این باد ار مدد خواهی، چراغ دل برافروزی، چو گل گر خرده‌ای داری، خدا را صرف عشرت کن، که قارون را ضررها داد سودای زر‌اندوزی" تولدت مبارک منِ صبور.💙