یافتن، گمکردنی میخواهد اما چاره نیست،
کاش گم گردم، چه سازم؟ گم شدن گم کردهام!
_ بیدلدهلوی؛ _
اگر دلدار بیمِهر است من هم غيرتى دارم،
گر او رفت از نظر، من نيز خواهم رفت از يادش..
_ شاپورتهرانی؛ _
در من کسی پیوسته میگرید،
این من که از گهواره با من بود،
این من که با من تا گور همراه است..
_ هوشنگ ابتهاج؛ _
یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض،
پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت..
_ حافظ؛ _