مثل یك موسیقی زیبا در تاکسی بودی ؛
نصفه گوش دادم ، کمی از آن در خاطرم ماند و تا ابد آن را پیدا نکردم !
_ ناشناس؛ _
گفتم اول چو کبوتر کنمش زود شکار،
دیدم آخر که کبوتر منم او شاهین است..
_ قاآنی؛ _
در درونِ شهرِ کوران، دردها دارم زِ بینایی.
_ نیما یوشیج؛ _
گر رسد بادِ مخالف گر وَزد بادِ مُراد،
بادبانِ کشتی ما دل به دریا کردن است..
_ صائبتبریزی؛ _
هوای تازه میوزد،
چای تازه دم است،
درست مانند خاک قبر تو،
همه چیز هماهنگ شده ،
بلند شو چاییت یخ کرد.
_ خویش؛ _
گر ز غمت شکست دل، راز تو فاش کی شود؟
گنج نهفتهتر شود، خانه اگر خراب شد...
_ کلیمکاشانی؛ _
مرا از رنجهای عاشقی بیهوده ترساندی ،
فقط سربسته میگویم، طبیب ازخون نمیترسد؛
_ ناشناس؛ _