چه کسی میداند من چقدر تلاش کردم که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود؟!
_ فئودور داستایفسکی؛ _
گفتی چهکسی در چه خیالی بهکجایی
بیتاب توام، محو توام، خانهخرابم...
_ بیدلدهلوی؛ _
أحيانًا نُصر على الصمت
لأن هنالك أشياء لا يعالجها الكلام.
گاهی بر سکوت اصرار میکنیم
زیرا چیزهایی وجود دارد
که کلمات نمیتوانند از عهده آنها برآیند.
_ جبران خليل جبران؛ _
با کدامین شانه بهتر میکنی دیوانه ام
موی تو شانه کنم یا سر نهی بر شانه ام..؟
_ صمدمحمدی؛ _
با وفا خواندمت از عمد، که تغییر کنی،
گاه در عشق، نیاز است به تلقین کردن..
_ کاظمبهمنی؛ _
خدا اگر بودم، تو را به کسی نمیدادم
برای خودم برمیداشتمت، و از کائنات میزدم بیرون...
_ عباس معروفی؛ _