گفت:
"حال که دشمن چنین نزدیک است، عصای موسی کو تا ماران را ببلعد و نیل را بشکافد؟"
گفتم:
"پس خلیج را ندیدی که بیزحمتِ شکافتن، سدِ عبور فرعونیان شد و مگر عصای موسی جز تکه چوبی بود که در دستش گرفته بود و بر آن تکیه میزد؟
در دستِ ما امروز چیست؟
آیا همان تکه چوب نیست که پرچمی بر آن افراشتهایم و ملتی به آن تکیه زده است و ماربچگان داخلی و خارجی را با همه سحر و سلاحشان مایوس کرده؟"
#ای_پیامبر_معجزهات_کو؟!
#بعثت_ملت
#سُها
🌱@khodebehyaaaaaar
ای پیامبرانِ امروز!
به قلبهایمان می نگریم
و معجزههایمان را میابیم...
هر کدام ما معجزهای داریم:
قدمی استوار
قلمی روشنگر
دستی خیرخواه
و قلبی پُر مِهر
معجزه تو چیست؟
کتابِ جانت را خواندهای؟
#ای_پیامبر_معجزهات_کو؟!
#بعثت_ملت
#سُها
🌱@khodebehyaaaaaar
🔹 ای پیامبر معجزهات کو؟!
وقتی در غار ظلمانی تاریخ از عالم پُر زرق و برق امروز گوشهگیری کرده بودیم و شاید برخیهایمان از سر حسرت به زرق و برقش مینگریستیم و تمنایش میکردیم، کدام فرشته وحی به ما گفت: بخوان!
و ما هاج و واج به هم مینگریستیم تا آنکه درخشش کلمات را در قلبهای همدیگر دیدیم. آینهوار نوشته قلبهایمان در قلب دوستانمان افتاده بود. و خواندیم و به پیامبری مبعوث شدیم.
هر دوره ظالمی داشته است و پیامبری که به تقابل با او مبعوث میشده و اکنون که ستمگران همه زمین در یک جبههاند، یک ملت به پیامبری مبعوث شدهاند تا چون یک تَنِ واحد رودرروی آنها بایستند.
دوستی دیشب از من پرسید: "اگر ما به پیامبری مبعوث شدیم، پس معجزه خدا کِی ظاهر میشود؟"
گفتم: هر پیامبری را معجزهای است و لابد هرکدام از ما هم معجزهای در جانمان داریم که به وقتش دشمنان را به عجز درمیآورد و آیا این ایستادنمان وقتی که هر ملتی میگریزد، معجزه نیست و دشمن را ناتوان نکرده؟
گفت: "ولی یک معجزه واضحتر میخواهم. کجاست کتابِ محمد؟"
گفتم: "مگر در آن تاریکی که بودیم نوشتههای جانمان را نخواندیم؟ که به ما گفتند: کتاب جانتان را بخوانید! "ٱقْرَأْ كِتَٰبَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ ٱلْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبا".
گفت: "دمِ حیاتبخش مسیحا کو؟"
گفتم: "پس قلبهای مرده ما چگونه زنده شد؟ و وقتی در غم شهادت ولیمان بودیم مگر از نفَسهای گرم همدیگر زنده نشدیم و آتشی در وجودمان شعله نگرفت؟"
گفت: "حال که دشمن چنین نزدیک است، عصای موسی کو تا ماران را ببلعد و نیل را بشکافد؟"
گفتم: "پس خلیج را ندیدی که بیزحمت شکافتن، سدِ عبور فرعونیان شد و مگر عصای موسی جز تکه چوبی بود که در دستش گرفته بود و بر آن تکیه میزد؟ در دستِ ما امروز چیست؟ آیا همان تکه چوب نیست که پرچمی بر آن افراشتهایم و ملتی به آن تکیه زده است و ماربچگان داخلی و خارجی را با همه سحر و سلاحشان مایوس کرده؟"
"شاید آن روز که سلاحی به میدان آورده بودند و مانند ساحران فرعون، اول رو کردند، ترسیدیم [فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِۦ خِيفَة مُّوسَىٰ] ولی امروز پرچمی در دستان ماست که همه تدابیرشان را میبلعد و اگر فریبخوردگان این امت، چون ساحران چشمی بینا داشته باشند، به معجزه اتحادمان ایمان میآورند و از فرعونیان میبُرند و "ما" میگردند.
ای پیامبرانِ امروز! باید به قلبهایمان بنگریم و معجزههایمان را بیابیم. هر کدامتان معجزهای دارید: قدمی استوار، قلمی روشنگر، دستی خیرخواه و قلبی پُر مِهر. معجزه تو چیست؟ کتابِ جانت را خواندهای؟
🖋علی جلالی
🌱@khodebehyaaaaaar
نگاهِ دلپذیرِ مادر ها
که راهیِ قد و بالای با صلابت نورِ دیده شان می شود
و ماشاءاللهِ پدر ها
به بازوانِ فرزندانشان
حَمد است و ثنا
به درگاه خدایی که خواست بیرقِ حرمِ ایران را علمداری کنند
#بعثت_ملت
#اخترنشان
🌱@khodebehyaaaaaar
یک ایرانی
وقتی عزیزش از خانه، راهِ دور می رود، قرآن بالای سرش می گیرد
خیابان های ایران، در راهِ میدان به میدان، خانه شد...
و عزیزش، هم وطن...
چه پرچم داشته باشد
چه تصویر عزیزِ دلمان را
چه فقط ضبط صوت اش رجز بخواند
چه فقط دست مُشت شده اش بالا آید
چه فقط لبخندی روانه کند
چه هیچ
خیابان های ایران، خانه شد...
#بعثت_ملت
#اخترنشان
🌱@khodebehyaaaaaar
🔹تبرکی
دوربین را روشن کردم و گذاشتم روی سه پایه.
به ضریح حضرت زینب نگاه کردم و با خودم فکر کردم هیچ وقت فکر میکردی یک روز اینطوری از این یادگاری استفاده کنی؟
ده ساله وقتی این یادگاری را میدیدی یادش می افتادی و دلت گرم بود به بودنش، ولی حالا سر دست گرفتی و راه افتادهای توی خیابان.
بغضم را قورت دادم و رفتم سراغ دختری که مقابل حرم نشسته بود. تیشرت و شلوار و شال پوشیده بود، موهایش از شال بیرون بود و سعی میکرد چادر سفید حرم را روی سرش بند کند.
گفتم: «عزیزم! چند لحظه فرصت دارید یه مصاحبه ازتون بگیرم؟ ما یه چالش کوچیک داریم براتون.»
بلند شد و آمد ایستاد مقابل دوربین. صندوقچه کوچک طرح دار را مقابلش گرفتم و گفتم: «فکر میکنید چی توی این صندوقچه باشه؟"
مکثی کرد و گفت: «نمیدونم»
گفتم: «حالا شما دوست دارید چی توش باشه؟»
گفت: « شاید شکلات نذری یا.... یک خبر خوب، مثل خبر مرگ نتانیاهو!»
حدس هایش که تمام شد، در صندوقچه را باز کردم.
دختر چشم دوخت به چفیه ای که داخلش بود.
با صدای آرام گفتم:«می تونید حدس بزنید این چفیه از کجا اومده و ماجراش چیه؟»
کنجکاوانه نگاهم کردو گفت: «نه!»
آهی کشیدم و گفتم:
«این روی گردن حضرت آقا، رهبر شهیدمون بوده!»
یک دفعه بغضش منفجر شد. چفیه را برداشت و بوسید و روی چشمهایش گذاشت.
بهش گفتم: «چه قولی میدی به آقا؟»
اشکهایش را پاک کرد و گفت: «من امسال کنکوری ام، می دونم ایشون به علم خیلی علاقه داشتند، قول میدم جوری درس بخونم که پرچم کشورم رو ببرم بالا!»
دوربین را قطع کردم و رفتم نزدیک و بغلش کردم.
حال و هوایمان که بهتر شد، بهش گفتم : «ده سال پیش برای روضه فاطمیه رفته بودیم بیت رهبری، وسایلمون به علتی پیش مسؤولان بیت جا موند. زنگ زدند که برامون ارسال کنند، ازشون خواستم همراهش چفیه ای از گردن آقا برایمان بفرستند. چند وقت بعد زنگ زدند و گفتند وسایلتون رو فرستادیم، یه چفیه هم توی حرم امام خمینی بعد از سخنرانی 14خرداد خودم از گردن آقا برداشتم و بعد به حرم امام متبرک کردم و گذاشتم داخل بسته. از آن روز این چفیه را مثل جانم داخل بسته نگهداری می کردم تا الان که آوردم برای تبرک کردن شما»
🖋مریم گرایی
#جنگ_رمضان
#رهبر_شهید
#بعثت_مردم
🌱 رستا؛ روایتسرای تاریخ شفاهی اصفهان
🌐@rastaa_isfahan
ای مَرد
چقدر حرف های دلت شنیدنی است...
خاطراتت تو را به کجا، نزد کدام رفیقان می بَرَد؟
تو، هم خیابان های انقلاب اسلامی را دیدی
هم جبهه دفاع مقدس را چشیدی
هم سالهای دندان بر جگرِ پیشرفت و فتنه ها را گذراندی و همان یک پایت را هم، پس نکشیدی
هم...
چه بنامم این شب ها را؟
خودت می گویی حال و هوایش، عشق و شورَش از کل عمری که در راهش هدیه کردی، خوش تر است...
#بعثت_مردم
#اخترنشان
🌱@khodebehyaaaaaar
اینجا
نه رینگِ کُشتی است...
نه سکوی مدالِ طلا...
کفِ میدانِ ایران است...
که دخترِ رهبر شهیدش، آن بالا، با اقتدار، پرچم می گرداند...
#بعثت_ملت
#اخترنشان
🌱@khodebehyaaaaaar
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حییییییف که ایتا نمیذاره فیلم کامل رو بفرستیم
🔹این شبها انگار هم زبانیم همه با هم
حتی با کسی که نتونه صحبت کنه🔹
نیازی به کلمه نیست
نیازی به دهان هم نیست
وااااااای که با چه عششششقی داشت برا کناریش تعریف میکرد
برداشت من این بود که داره به موشک اشاره میکنه
اون آخرشم انگاری داره به دشمن ها میگه گم شین از مملکت ما بیرون😂👌🏻
اون بنده خدای کناریش هم اصرار داشت که حتما پرچم رو تکون بده🇮🇷
#بعثت_ملت
#اخترنشان
🌱@khodebehyaaaaaar
حتی اگر از روز اولی که به سن تکلیف رسیده ایی، تمام نمازهایت را خوانده باشی
مطمئنم در دل خود میگویی:
فقط چند بار با تمام وجودم، نماز به قدقامت عشق خوانده ام
یکی در شلمچه
یکی زیر قبه ی آقا
یکی در بین الحرمین
یکی در جوار امام رضا(ع)
یکی در فلان نیمه شبِ دلتنگی
یکی پشت سر امام شهید
و یکی هم در خیابانِ ایران
#بعثت_مردم
#اخترنشان
🌱@khodebehyaaaaaar