33.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز حسینیه ما میزبان حضور گرم و صمیمی آقا ماشاالله عزیز بود
بزرگمردی که خداوند به او هدیهای کمیاب بخشیده است:
هنرِ خنداندن دلهای خسته.
در روزگاری که خیلیها زیر بار مشکلات اقتصادی و دغدغههای زندگی، دلشان غبارگرفته و خسته است، آقا ماشاالله با آن روحیهی بالا، بذلهگویی شیرین و نفس گرم خود، لبها را خندان و دلها را آرام میکند. این ویژگی ساده بهنظر میرسد، اما حقیقتاً نعمت بزرگی است که نصیب هر کسی نمیشود.
طبق روایت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله:
«هر کس شادی به دل مؤمنی وارد کند، خداوند در همین دنیا شادی برای او رقم میزند و در قیامت نیز آن را برایش ذخیره میکند.»
یعنی این لبخندهایی که او بر چهره مردم مینشاند،
نهتنها ذخیرهای برای آخرت است،
بلکه در همین دنیا رزق، گشایش و خیر بهدنبال دارد؛
ثوابی که خداوند هم نقد میدهد و هم نسیه نمیگذارد.
خداوند سایه آقا ماشاالله عزیز و همه پیشکسوتان و پیرغلامان اهلبیت را بر سر ما مستدام بدارد و بر برکات عمرشان بیفزاید.
هیات خم پیچی های مقیم تهران
امروز حسینیه ما میزبان حضور گرم و صمیمی آقا ماشاالله عزیز بود بزرگمردی که خداوند به او هدیهای ک
امروز عمو ماشاالله عزیز، با همان قدمهای آرام و دلنشینش وارد شد؛
قدمهایی که انگار هر بار با خودشان خاطرهای تازه میآورند.
لبخند همیشگیاش، مثل چراغ کوچکی که گوشه اتاق روشن میشود، فضا را روشنتر کرد.
مجلس با حضور او شیرینتر شد؛
اما شیرینی اصلی، خاطرهای بود که همانجا برایم تعریف کرد…
خاطرهای از روزگاری که رفاقتها بوی خاک بازار دام میداد و صدای خندهها تا ته محله میرفت.
مرحوم پدربزرگ مادریام،حاج سید مرتضی خدیر، سالهای سال رفیقِ صمیمی و همنشینِ عمو ماشاالله بود؛
رفاقتی که از میان خرید و فروش گاو و گوسفند شروع شد
و آنقدر جان گرفت که تبدیل شد به دوستیای خانوادگی؛ از همانها که با هیچ چیز بریده نمیشوند.
عمو ماشاالله امروز با لبخندی خاص گفت:
«من و سید مرتضی اگه یه روز همو نمیدیدیم، انگار روزمون کامل نمیشد.»
و من…
بیاختیار برگشتم به سالهایی که کودکیام بوی خاک حیاط پدربزرگ میداد؛
به خانهی کاهگلی، به چراغ زرد نفتی حیاط،
و به روزهایی که عمو ماشال پا میگذاشت داخل خانه
و همان لحظه انگار خودش یک مجلس کامل بود.
دوستان مشترکشان هم میآمدند؛
مردهایی با دستهای پینهبسته و دلهای آفتابخورده.
مینشستند، چای شیرین مینوشیدند، خاطره میگفتند…
و آنقدر میخندیدند که
صدای خندهشان از دیوارهای خانه رد میشد و تمام محله قلعهکهنه را پر میکرد.
خندههایی که آدم بعدها میفهمد:
چه گنجهایی بودهاند…
و چقدر تکرارنشدنی.
عمو ماشاالله لحظهای مکث کرد.
انگار خاطرهای که میخواست بگوید، اول از دلش عبور کرد، بعد از زبانش:
«چند سال آخر، وقتی سید مرتضی بهخاطر بیماری از خمپیچ اومده بود تهران، خیلی وقتا حوصلش سر میرفت.
یه بار مرحوم حاج مختار،که دامادش بود،بهش گفته بود که :
عم مرتضی! هر وقت حوصلت سر رفت، برو پارک.
پیرمردا مینشینن رو صندلیا، با هم میگن و میخندن… دلت وا میشه.»
سید مرتضی، با همان لبخند شیرین و آشنایش، سرش را آرام تکان داده بود و گفته بود:
«حاجی،اینایی که میگی همهشون خوبن
ولی هیچکدومشون برا ما ماشال نمیشن.
من خندهم یه قفل داره…
کلیدش فقط دست ماشاله.
بی ماشال؟
خندهام نمیاد!»
این جمله هم طنز بود، هم عشق، هم سندِ یک عمر رفاقت ناب؛
رفاقتی که نه فاصله کمش کرد، نه بیماری، نه سالهای پیری.
حتی وقتی پدربزرگ با فشار خون و چربی درگیر بود و آوردیمش تهران تا بیشتر مراقبش باشیم،
باز هم اسم ماشاالله برایش مثل نسیمی از خمپیچ بود
نسیمی که بوی خندههای قدیمی میآورد.
آنچه امروز از زبان عمو ماشاالله شنیدم، فقط یک خاطره نبود؛
انگار بخشی از یک رمان قدیمی بود
روایت نسل مردهایی که «رفاقت» را زندگی میکردند
و «خنده» را نذر دل هم میکردند.
مردهایی که با یک قهقهه، دنیا را به هم بدهکار میکردند.
روح همه آن عزیزان شاد،
و سایهی رفقای قدیمیشان،مثل عمو ماشاالله،بر سر ما مستدام.
27.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز وسط آن «کوچهای» که هیئتیها برای سینهزنی باز کردند،
خم پیچیها مثل یک تن واحد کنار هم ایستادند.
حاج مجید کمری میخواند و دلها یکصدا جواب میداد.
این همبستگی و یکپارچگی…
افتخار همیشهگی هیئت خم پیچیهاست.
30.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قسمتی دیگر از کلیپ سینه زنی امروز حاج مجید کمرهای
🌹 با احترام و قدردانی فراوان از برادر عزیز، جناب آقای فرامرز زینالدینی
که با دلی سخاوتمند و نیتی سرشار از ایمان،
مبلغ ۵۰ میلیون ریال را به نیت شادی روح اموات خاندان محترم خدارحم زینالدینی
و همچنین اموات خانوادهی شادروان مرتضی صدارتی
به هیئت تقدیم فرمودند.
✨ این کمک، تنها یک همراهی مالی نیست؛
بلکه وفاداری به نسلهای گذشته،
ادای احترام به عزیزانی که با مهر و پاکی زندگی کردند
و اکنون چشمانتظار رحمت و یاد خیر بازماندگاناند.
🌿 در کنار این نیت زیبا، ایشان درخواست داشتند
برای شفای دختر بزرگوارشان، سرکار خانم فرزانه زینالدینی،
که مدتی است در بستر کسالت هستند،
همهی عزیزان دعا کنند.
🙏 بنابر همین خواهش پدرانه،
از شما اعضای محترم، با قلبی خاشع و نیتی پاک درخواست داریم:
✨ یک صلوات و یک سوره حمد
به نیت شفای کامل و فوری سرکار خانم فرزانه زینالدینی
و همچنین شادی روح اموات این دو خاندان محترم
اهدا بفرمایید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
الحمدلله ربّ العالمین 🌺
🌹 با احترام و قدردانی از جناب آقای احسان بصائری
که امروز به نیت شادی روح پدر بزرگوارشان مبلغ ۱۰ میلیون ریال به هیئت کمک کردند.
✨ همراه این کار خیر، عکسی زیبا و ارزشمند از شادروان عمو رحمان بصائری ارسال شد؛
عکسی که واقعاً تأثیرگذار بود…
محاسن کاملاً مشکی،
چهرهای جوان و مؤمن،
و از همه مهمتر—
حضور ایشان در جبهههای دفاع مقدس؛
روزی که مردان با ایمانشان شناخته میشدند،
نه با ظاهرشان.
🌿 خانوادهای که چنین رزمندهای در تاریخ خود دارد،
افتخار بزرگی بر سینهاش نقش بسته است؛
و امروز یاد همان بزرگوار با قدم خیر فرزند خانواده زنده میشود.
🙏 از همه عزیزان خواهش میکنیم
برای شادی روح مرحوم عمو رحمان بصائری
و سلامتی خانواده محترم بصائری،
یک صلوات هدیه بفرمایید:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌺
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قسمت پایانی جلسه امروز ظهر شهادت
هدایت شده از شورایاسلامیودهیاریروستایخُمپیچ(خوانسار)📡
14.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏆 مسابقات فوتسال بین پایگاهی در شهرستان خوانسار 🏆
پایگاه بسیج شهید باهنر روستای خُمپیچ، با دو تیم و به مربیگری آقای محمدرضا طبرزدی و سرپرستی آقای رحمان طبرزدی، در این رقابتها حاضر شد.
✅ از همراهی و پشتیبانی ارزشمند تمامی اولیای محترم صمیمانه سپاسگزاریم. این حمایتها، سرمایهای بینظیر برای تشویق نسل نونهال و نوجوان به سمت فعالیتهای ورزشی است.
✅ همچنین بر خود وظیفه میدانیم از زحمات خالصانه و تلاشهای ارزشمند مربی و سرپرست دلسوز، آقایان محمدرضا طبرزدی و رحمان طبرزدی قدردانی کنیم. آموزشهای مستمر و بیوقفه این عزیزان طی بیش از یک سال گذشته، نقش بسزایی در استعدادیابی و شکوفایی نونهالان و نوجوانان داشته است. ایثار و وقتی که برای آموزش گذاشتند، واقعاً ستودنی است.
🍂🌺لینک کانال ایتا روستای خُمپیچ
─┅─═इई 🇮🇷🌷🇮🇷ईइ═─┅─
https://eitaa.com/rostaye_khompich
🍃🍂🌺
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃
🌹 با احترام از کربلایی عابدین زینالدینی
که به نیت شادی روح پدر بزرگوارشان،
مرحوم نعمتالله زینالدینی
(که ماه گذشته به رحمت خدا رفتند)
مبلغ ۲۰ میلیون ریال به هیئت تقدیم کردند.
✨ چه تقارن مبارکی…
در روز شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها که همه برای عرض ارادت گرد هم آمدیم،
فرزند صالحی چون آقا عابدین، هدیهای نورانی به پدرش تقدیم کرد؛
هدیهای که یقیناً امروز پدر عزیزشان را مهمان سفره حضرت زهرا در عالم برزخ کرده است.
🌿 اینگونه اعمال، معنای واقعی «فرزند صالح» است؛
باقیاتالصالحاتی که نام پدر را با رحمت و نور همراه میکند.
🙏 از خدای مهربان میخواهیم
روح مرحوم نعمتالله زینالدینی را غریق رحمت فرماید
و به آقا عابدین و خانواده محترمشان
سلامتی و برکت عطا کند.
41.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قرائت دسته جمعی دعای فرج در بین نماز ظهر و عصر
🌹 با احترام و قدردانی، تشکر میکنیم از دختر بزرگوار خادمِ الحسین(ع)
مرحوم حاجآقا مهدی طبرزدی
که روز شهادت حضرت صدیقه طاهره به نیت شادی روح پدر عزیزشان
مبلغ ۱۰ میلیون ریال به هیئت کمک کردند.
✨ چقدر زیباست که دختری محبتهای پدر را فراموش نمیکند؛
حتی وقتی پدر حضور فیزیکی ندارد،اما حضور معنویاش در زندگی فرزندان جاری است.
و چه هدیهای بالاتر از اینکه در روز شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها،
به یاد پدری عاشق اهلبیت، قدم خیری برداشته شود؟
🌿 این کار روشن و نورانی،
بیشک بر روح مرحوم حاجآقا مهدی طبرزدی باریده
و او را در عالم برزخ میهمان سفره اهلبیت کرده است.
🙏 از خداوند رحمان میخواهیم
روح آن پدر مهربان را غریق رحمت فرماید
و به این دختر ارجمند سلامتی و برکت عطا کند.