📸 یک قاب قدیمی دیگر؛ یادگاری از مردان مهربان و باصفای خمپیچ
پیرمرد با کلاه بافتنی:آقای امیر کریمی (اوستا امیر)
نفر بعدی: ذاکر اهل بیت حاج حسین ساجد (عم کریم)
نفر بعد: مرحوم ابوالشهید ،حاج صادق طبرزدی
فردی که دستها را به حالت دعا گرفته: رئیس وقت بهزیستی خونسار
فردِ پشت سر حاج حسین ساجد: فرزند ایشان
🕊️ یاد و خاطرهی رفتگان گرامی و نام نیک بزرگان این دیار، همیشه در دلها زنده است.
اگر شما هم نکته یا خاطرهای از این عکس دارید، خوشحال میشویم با ما در میان بگذارید.
سلام و عرض ادب خدمت شما
یکی از اعضای کانال سؤال کردند که
«ششدِه عربستان به چه مکانی اطلاق میشود؟»
در پاسخ عرض میکنم:
اصطلاح ششدِه عربستان به شش روستای
خمپیچ، مهرآباد، رحمتآباد، تجره، شورچه و تیکن گفته میشود.
علت این نامگذاری هم کاملاً بر اساس تجربهی زیستهی مردم منطقه بوده 😄
یعنی گرمای هوا، خشکی زمین و کمآبی بهحدی که:
تابستانها سایه هم دنبال کولر میگردد
آب که میآید، همه فکر میکنند مهمان ویژه است
آفتاب آنقدر جدی میتابد که شوخی با آن جواب نمیدهد ☀️
قدیمیها هم با ذوق و طنز خاص خودشان، این محدوده را «عربستان» نام گذاشتهاند؛
البته با وجود خشکی زمین، دل مردمش همیشه گرم، مهماننواز و باصفاست ❤️
اگر از اعضای محترم کانال کسی اطلاعات کاملتر، روایت قدیمیتر یا خاطرهای شنیدنی در این زمینه دارد، لطفاً برای ما ارسال کند تا با هم در کانال به اشتراک بگذاریم و این دانستههای محلی حفظ شود.
سلام و صبح بخیر
یکی از اعضای محترم کانال نکتهی مهمی دربارهی عنوان «ششده عربستان» مطرح کردند که خدمت شما به اشتراک گذاشته میشود:
بهنظر میرسد نسبتدادن نام «ششده عربستان» صرفاً به گرمی هوا و خشکی منطقه، نیاز به دقت بیشتری دارد؛ چراکه بنا بر شنیدهها، این منطقه در گذشته خوشآبوهوا بوده و خشکسالی بیشتر مربوط به سالهای اخیر است.
همچنین بر اساس روایتهای خانوادگی طایفهی زینالدینی، گفته میشود:
همزمان با ورود امام رضا (ع) به مشهد، گروهی از همراهان ایشان (اعم از اعراب همراه یا شیعیان مشهدی) به این منطقه وارد شدهاند
بهدلیل شرایط آن زمان، در این ناحیه ساکن شدهاند
وجود طایفهی پرجمعیت زینالدینی در مشهد
و شباهت لهجهی مردم منطقه به لهجهی مشهدی
میتواند مؤید این روایت باشد.
البته تأکید شده که این مطالب در حد نقلهای شفاهی است و دربارهی صحت قطعی آن نمیتوان با اطمینان نظر داد.
همچنین روایتهای مشابهی دربارهی روستای اَشن، نزدیک دِماب نیز شنیده شده است.
این توضیحات از سوی دختر کربلایی حسین زینالدینی
ارسال شده است.
📌 اگر سایر اعضای محترم کانال اسناد، روایتهای قدیمی یا اطلاعات دقیقتری در این زمینه دارند، لطفاً ارسال بفرمایند تا با نام خودشان در کانال منتشر شود و به ثبت درست تاریخ محلی کمک کند.
📝 روایت دیگری درباره نام «ششده عربستان»
یکی دیگر از اعضای کانال،سرکار خانم هادی، برداشت متفاوتی از نام «ششده عربستان» ارسال کردند:
بر اساس این روایت، واژهی «عربستان» در این نام، نه اشاره به کشور عربستان دارد و نه به مهاجرتهای جدید؛ بلکه به حضور تاریخی عربها در این منطقه برمیگردد.
گفته میشود در دورههایی از تاریخ، بهویژه از زمان صفویه به بعد، گروههایی از قبایل عرب – چه به دلیل ناامنی و جنگ، چه بهواسطهی جابهجاییهای حکومتی – به این منطقه آمده و در چند روستای مشخص ساکن شدهاند.
از همینجا، اصطلاح «ششده عربستان» در گفتار مردم شکل گرفته است.
در این نگاه، گلپایگان بهدلیل امنیت نسبی، زمینهای حاصلخیز و شرایط مناسب کشاورزی، مقصد مناسبی برای این جمعیتها بوده است.
این توضیح از سوی خانم هادی ارسال شده و مانند سایر روایتها، در حد نقل تاریخی و شنیدهها مطرح میشود.
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚽️ شروع هفته با اعتماد، تمرکز و رفاقت
دو پشتبام، یک فاصلهی بلند…
اما دلهایی که به هم پاس میدن، فاصله نمیشناسن.
توپی که با روپایی میره،
با تمرکز برمیگرده،
و هر بار یادمون میاندازه:
اگر اعتماد باشه، تمرین باشه، جرأت باشه
هیچ فاصلهای ترسناک نیست.
روز اول هفتهتون فوتبالی، پرانرژی و دقیق مثل این پاسها 🌱⚽️
به امید هفتهای پر از گلهای قشنگ زندگی 💪✨
⚠️ تذکر مهم:
این حرکتها توسط افراد تمریندیده و در شرایط خاص انجام شده.
لطفاً به هیچوجه تقلید نکنید؛
بازی روی پشتبام و ارتفاع میتونه بسیار خطرناک و حادثهساز باشه.
سلامتی از هر نمایشی مهمتره 🙏
📜 روایت ارسالی درباره نام «ششده عربستان»
سرکار خانم طباطبایی روایت زیر را درباره پیشینهی نام «ششده عربستان» ارسال کردهاند:
بر اساس این روایت، توضیحی که پیشتر از سوی خانم زینالدینی مطرح شده، صحیح و قابل تأمل است.
گفته میشود در زمان امام رضا (ع)، برخی از یاران ایشان به دستور هارونالرشید به نقاطی دور از مشهد تبعید شدند.
در آن زمان، در منطقهای که امروز به گلپایگان و اطراف آن شناخته میشود، طوایفی از جمله حاججعفریها، اُمصفریها و زینالدینیها حضور داشتهاند.
طبق این روایت، حاج جعفر و اُم صفر که برادر بودهاند، به این منطقه آمده و بهتدریج در نواحی مختلف آن ساکن شدهاند.
این جمعیت در شش نقطه یا شش روستا پراکنده شدند و زندگی خود را با کشاورزی و دامپروری ادامه دادند.
از همینجا، این محدوده در میان مردم با عنوان «ششده عربستان» شناخته شد.
همچنین در این روایت آمده است که حاج جعفر و اُم صفر از نسل امام موسی بن جعفر (ع) بودهاند.
📌 این روایت نیز همچون سایر دیدگاههای مطرحشده، بخشی از نقلهای تاریخی و خانوادگی منطقه است و در کنار دیگر شواهد و گفتهها، به روشنتر شدن پیشینه نام «ششده عربستان» کمک میکند.
📌 روایت مستند درباره «ششده عربستان»
آقای محمد زینالدینی,
نکتهی مستندی را دربارهی نام «ششده عربستان» ارسال کردهاند:
بر اساس این روایت، با نگاهی دقیق به سنگقبرهای قدیمی باقیمانده در ششده عربستان، بهویژه در برخی از این روستاها، میتوان بهروشنی کلمات و جملات عربی را مشاهده کرد؛ موضوعی که میتواند نشانهای از حضور تاریخی اعراب در این منطقه باشد.
این شواهد، بهعنوان یکی از مستندات میدانی، قابل تأمل بوده و در کنار سایر روایتهای تاریخی و شفاهی، میتواند به درک دقیقتر پیشینه نام «ششده عربستان» کمک کند.
😂 وقتی شواهد یکییکی کنار هم مینشینند…
حاج آقا فضلالله رشیدپور یک خاطرهی بامزه تعریف میکنند که شنیدنش خالی از لطف نیست.
ایشان میگویند قبل از سفر حج، برای اصلاح حمد و سوره به نزد یک روحانی رفتهاند. تا گفتند:
«بسمالله الرحمن الرحیم…»
روحانی نگاهی کرده و گفته:
«حاجآقا! شما اصلاً لازم نیست حمد و سورهات رو اصلاح کنی؛ از همین لهجه و ادات معلومه انگار خودت عربی!» 😄
ایشان همچنین فرمودند که وقتی خاطرات قدیمیها را کنار هم میگذاریم، بعضی چیزها معنیدار میشود؛پدربزرگها هیچوقت نمیگفتند «طناب رو بیار»، میگفتند حَبل رو بیار.
برای مثال زدن میگفتند: فلانی هَذا فلانیه.
و بهجای «برو کنار دیوار وایسا» میگفتند: تلّ جِدار وایسا.
ایشان با خنده میگویند:
وقتی این نشانهها را کنار هم میگذاری، میفهمی ما شاید عربِ امروز نباشیم،
اما نسلهامان هم بیارتباط با اعراب نبودهاند 😉
سلام و ارادت 😄
با این اوصاف، انگار ما از بیخ عربیم!
یادش بخیر دوران بچگی… سر همین موضوع چه دعواهایی با بچههای محل داشتیم. روی تابلو و پرچم هیئتهای هفتگی که توی خونهها برگزار میشد، با افتخار نوشته بودند:
«هیئت برادران عربستان گلپایگان»
و همین کافی بود تا بقیه بگن: «شما عربین!»
آن زمان هم که نگاهها به اعراب خیلی مثبت نبود، ما هم با غیرت کودکانه میپریدیم وسط دعوا و تعصب نشان میدادیم 😁
حالا که این همه روایت و سند و خاطره کنار هم آمده، میبینیم بیچارهها بیراه هم نمیگفتند…
بندگان خدا حق داشتند، ما هم الکی جوش میزدیم! 😁😁
✍️ نقل از حاجآقا رضا زینالدینی
سلام علیکم
یکی از بانوان محترم کانال تجربهی شخصی و قابلتأملی دربارهی عنوان «عربستان» برای این شش روستا ارسال کردهاند که با اجازهی ایشان ، به اشتراک گذاشته میشود:
ایشان میفرمایند نامگذاری عربستان برای این شش روستا، در طول زندگی برایشان دردسرساز بوده است؛
بهطوری که شناسنامهی ایشان صادره از «عربستان» بوده و در مراجعات اداری، بارها با این سؤال مواجه شدهاند که:
«مگر شما عرب هستید؟» 😅
حتی در مقاطعی، برای شرکت در انتخابات نیز با مانع روبهرو شدهاند و تنها پس از توضیح و گفتوگو، اجازهی رأی دادن پیدا کردهاند.
ایشان میگویند در دوران دبیرستان، مدتها دربارهی ریشهی این نام تحقیق کردهاند، اما به نتیجهی قطعی و قانعکنندهای نرسیدهاند؛
فقط به این جمعبندی رسیدهاند که علت نامگذاری عربستان، صرفاً آبوهوا نیست و احتمال ورود و حضور تاریخی عربها در این منطقه منطقیتر به نظر میرسد.
از دلایل این برداشت، استفادهی افراد مسن خمپیچ از واژهها و ترکیباتی با ریشهی عربی است؛ مانند:
«ماعین» به معنی «مثلِ»
«طرفةالعین»
استفاده از «هذا هذا» برای بیان شباهت
و واژههای مشابه دیگر.
ایشان در پایان با نگاهی طنزآمیز میگویند:
گاهی آدم حس میکند نه کاملاً عرب است، نه کاملاً بیربط به عربها؛
انگار تاریخ تصمیم گرفته ما را بین دو خط نگه دارد 😄
📌 این روایت نیز مانند سایر نقلها، بخشی از تجربهی زیسته و حافظهی تاریخی مردم منطقه است و کنار هم قرار گرفتن این دیدگاهها، به درک دقیقتر نام «ششده عربستان» کمک میکند.
😂 وقتی روایت تاریخی میرسه به پنچرگیری محل!
آقا حجت زینالدینی این خاطرهی بامزه رو تعریف میکنند:
«من از پدر خدابیامرزم شنیدم که میگفت ما از تبعیدیهای مشهد هستیم.
حالا جالبش اینجاست که یه روز چرخ موتورم رو بردم پنچرگیری، گفتم فامیلی: زینالدینی…
طرف یه نگاه کرد، یه خنده زد و گفت:
عرب هستین؟! 😂😂
بعد فهمیدم بیچاره نه تاریخ خمپیچ رو میدونه،
نه با فامیلی زینالدینی آشناست،
اصلاً بلد نبود بنویسه «زینالدین»…
ولی تشخیص عرب بودن رو درجا داد! 😄
خلاصه انگار از تبعید مشهد تا پنچرگیری محل،
این داستان عربستان ولکن ما نیست؛
هر جا میری، یا شناسنامهت عربه، یا فامیلیت، یا لهجهت! 😉
✍️ نقل از آقا حجت زینالدینی
📝 نقلقول ارسالی درباره «ششده عربستان»
آقای امیرحسین پرویزی عزیز، آرایشگر توانمند و ماهر خمپیچ، توضیحات زیر را درباره «ششده عربستان» ارسال کردهاند:
ششده عربستان شامل خمپیچ، تجره، رحمتآباد، شورچه، تیکن و روستای دِر, است.
البته مهرآباد و حاجبلاغ هم گاهی در کنار اینها نام برده میشوند، اما اصل داستان همان شش روستای اصلی است.
به گفتهی ایشان، نام «عربستان» بهدلیل شرایط آبوهوایی گرم و خشکی این منطقه بر آن گذاشته شده است.
از نظر ریشهی طایفهای، طباطباییها و ساجدیها اصالتاً مشهدی هستند؛
در مقابل، زینالدینیها عمدتاً از مناطق فریدن، لرستان و خمین به این منطقه آمدهاند.
همچنین لهجهی خمپیچی، وقتی غلیظ صحبت میشود، ترکیبی از لُری و عربی است که میتواند نشانهای از درهمتنیدگی تاریخی اقوام در این منطقه باشد.
🌟🌟🌟
✂️ وقتی روایت از زبان یک آرایشگر میآید، طبیعی است که شنیدنی باشد؛
چون آرایشگرها روزی با دهها اربابرجوع سر و کار دارند،
دو گوشِ همیشه باز دارند 😄
و ناخواسته شنوندهی خاطرهها، درد دلها و تاریخ شفاهی مردم میشوند!