📝 روایت دیگری درباره نام «ششده عربستان»
یکی دیگر از اعضای کانال،سرکار خانم هادی، برداشت متفاوتی از نام «ششده عربستان» ارسال کردند:
بر اساس این روایت، واژهی «عربستان» در این نام، نه اشاره به کشور عربستان دارد و نه به مهاجرتهای جدید؛ بلکه به حضور تاریخی عربها در این منطقه برمیگردد.
گفته میشود در دورههایی از تاریخ، بهویژه از زمان صفویه به بعد، گروههایی از قبایل عرب – چه به دلیل ناامنی و جنگ، چه بهواسطهی جابهجاییهای حکومتی – به این منطقه آمده و در چند روستای مشخص ساکن شدهاند.
از همینجا، اصطلاح «ششده عربستان» در گفتار مردم شکل گرفته است.
در این نگاه، گلپایگان بهدلیل امنیت نسبی، زمینهای حاصلخیز و شرایط مناسب کشاورزی، مقصد مناسبی برای این جمعیتها بوده است.
این توضیح از سوی خانم هادی ارسال شده و مانند سایر روایتها، در حد نقل تاریخی و شنیدهها مطرح میشود.
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚽️ شروع هفته با اعتماد، تمرکز و رفاقت
دو پشتبام، یک فاصلهی بلند…
اما دلهایی که به هم پاس میدن، فاصله نمیشناسن.
توپی که با روپایی میره،
با تمرکز برمیگرده،
و هر بار یادمون میاندازه:
اگر اعتماد باشه، تمرین باشه، جرأت باشه
هیچ فاصلهای ترسناک نیست.
روز اول هفتهتون فوتبالی، پرانرژی و دقیق مثل این پاسها 🌱⚽️
به امید هفتهای پر از گلهای قشنگ زندگی 💪✨
⚠️ تذکر مهم:
این حرکتها توسط افراد تمریندیده و در شرایط خاص انجام شده.
لطفاً به هیچوجه تقلید نکنید؛
بازی روی پشتبام و ارتفاع میتونه بسیار خطرناک و حادثهساز باشه.
سلامتی از هر نمایشی مهمتره 🙏
📜 روایت ارسالی درباره نام «ششده عربستان»
سرکار خانم طباطبایی روایت زیر را درباره پیشینهی نام «ششده عربستان» ارسال کردهاند:
بر اساس این روایت، توضیحی که پیشتر از سوی خانم زینالدینی مطرح شده، صحیح و قابل تأمل است.
گفته میشود در زمان امام رضا (ع)، برخی از یاران ایشان به دستور هارونالرشید به نقاطی دور از مشهد تبعید شدند.
در آن زمان، در منطقهای که امروز به گلپایگان و اطراف آن شناخته میشود، طوایفی از جمله حاججعفریها، اُمصفریها و زینالدینیها حضور داشتهاند.
طبق این روایت، حاج جعفر و اُم صفر که برادر بودهاند، به این منطقه آمده و بهتدریج در نواحی مختلف آن ساکن شدهاند.
این جمعیت در شش نقطه یا شش روستا پراکنده شدند و زندگی خود را با کشاورزی و دامپروری ادامه دادند.
از همینجا، این محدوده در میان مردم با عنوان «ششده عربستان» شناخته شد.
همچنین در این روایت آمده است که حاج جعفر و اُم صفر از نسل امام موسی بن جعفر (ع) بودهاند.
📌 این روایت نیز همچون سایر دیدگاههای مطرحشده، بخشی از نقلهای تاریخی و خانوادگی منطقه است و در کنار دیگر شواهد و گفتهها، به روشنتر شدن پیشینه نام «ششده عربستان» کمک میکند.
📌 روایت مستند درباره «ششده عربستان»
آقای محمد زینالدینی,
نکتهی مستندی را دربارهی نام «ششده عربستان» ارسال کردهاند:
بر اساس این روایت، با نگاهی دقیق به سنگقبرهای قدیمی باقیمانده در ششده عربستان، بهویژه در برخی از این روستاها، میتوان بهروشنی کلمات و جملات عربی را مشاهده کرد؛ موضوعی که میتواند نشانهای از حضور تاریخی اعراب در این منطقه باشد.
این شواهد، بهعنوان یکی از مستندات میدانی، قابل تأمل بوده و در کنار سایر روایتهای تاریخی و شفاهی، میتواند به درک دقیقتر پیشینه نام «ششده عربستان» کمک کند.
😂 وقتی شواهد یکییکی کنار هم مینشینند…
حاج آقا فضلالله رشیدپور یک خاطرهی بامزه تعریف میکنند که شنیدنش خالی از لطف نیست.
ایشان میگویند قبل از سفر حج، برای اصلاح حمد و سوره به نزد یک روحانی رفتهاند. تا گفتند:
«بسمالله الرحمن الرحیم…»
روحانی نگاهی کرده و گفته:
«حاجآقا! شما اصلاً لازم نیست حمد و سورهات رو اصلاح کنی؛ از همین لهجه و ادات معلومه انگار خودت عربی!» 😄
ایشان همچنین فرمودند که وقتی خاطرات قدیمیها را کنار هم میگذاریم، بعضی چیزها معنیدار میشود؛پدربزرگها هیچوقت نمیگفتند «طناب رو بیار»، میگفتند حَبل رو بیار.
برای مثال زدن میگفتند: فلانی هَذا فلانیه.
و بهجای «برو کنار دیوار وایسا» میگفتند: تلّ جِدار وایسا.
ایشان با خنده میگویند:
وقتی این نشانهها را کنار هم میگذاری، میفهمی ما شاید عربِ امروز نباشیم،
اما نسلهامان هم بیارتباط با اعراب نبودهاند 😉
سلام و ارادت 😄
با این اوصاف، انگار ما از بیخ عربیم!
یادش بخیر دوران بچگی… سر همین موضوع چه دعواهایی با بچههای محل داشتیم. روی تابلو و پرچم هیئتهای هفتگی که توی خونهها برگزار میشد، با افتخار نوشته بودند:
«هیئت برادران عربستان گلپایگان»
و همین کافی بود تا بقیه بگن: «شما عربین!»
آن زمان هم که نگاهها به اعراب خیلی مثبت نبود، ما هم با غیرت کودکانه میپریدیم وسط دعوا و تعصب نشان میدادیم 😁
حالا که این همه روایت و سند و خاطره کنار هم آمده، میبینیم بیچارهها بیراه هم نمیگفتند…
بندگان خدا حق داشتند، ما هم الکی جوش میزدیم! 😁😁
✍️ نقل از حاجآقا رضا زینالدینی
سلام علیکم
یکی از بانوان محترم کانال تجربهی شخصی و قابلتأملی دربارهی عنوان «عربستان» برای این شش روستا ارسال کردهاند که با اجازهی ایشان ، به اشتراک گذاشته میشود:
ایشان میفرمایند نامگذاری عربستان برای این شش روستا، در طول زندگی برایشان دردسرساز بوده است؛
بهطوری که شناسنامهی ایشان صادره از «عربستان» بوده و در مراجعات اداری، بارها با این سؤال مواجه شدهاند که:
«مگر شما عرب هستید؟» 😅
حتی در مقاطعی، برای شرکت در انتخابات نیز با مانع روبهرو شدهاند و تنها پس از توضیح و گفتوگو، اجازهی رأی دادن پیدا کردهاند.
ایشان میگویند در دوران دبیرستان، مدتها دربارهی ریشهی این نام تحقیق کردهاند، اما به نتیجهی قطعی و قانعکنندهای نرسیدهاند؛
فقط به این جمعبندی رسیدهاند که علت نامگذاری عربستان، صرفاً آبوهوا نیست و احتمال ورود و حضور تاریخی عربها در این منطقه منطقیتر به نظر میرسد.
از دلایل این برداشت، استفادهی افراد مسن خمپیچ از واژهها و ترکیباتی با ریشهی عربی است؛ مانند:
«ماعین» به معنی «مثلِ»
«طرفةالعین»
استفاده از «هذا هذا» برای بیان شباهت
و واژههای مشابه دیگر.
ایشان در پایان با نگاهی طنزآمیز میگویند:
گاهی آدم حس میکند نه کاملاً عرب است، نه کاملاً بیربط به عربها؛
انگار تاریخ تصمیم گرفته ما را بین دو خط نگه دارد 😄
📌 این روایت نیز مانند سایر نقلها، بخشی از تجربهی زیسته و حافظهی تاریخی مردم منطقه است و کنار هم قرار گرفتن این دیدگاهها، به درک دقیقتر نام «ششده عربستان» کمک میکند.
😂 وقتی روایت تاریخی میرسه به پنچرگیری محل!
آقا حجت زینالدینی این خاطرهی بامزه رو تعریف میکنند:
«من از پدر خدابیامرزم شنیدم که میگفت ما از تبعیدیهای مشهد هستیم.
حالا جالبش اینجاست که یه روز چرخ موتورم رو بردم پنچرگیری، گفتم فامیلی: زینالدینی…
طرف یه نگاه کرد، یه خنده زد و گفت:
عرب هستین؟! 😂😂
بعد فهمیدم بیچاره نه تاریخ خمپیچ رو میدونه،
نه با فامیلی زینالدینی آشناست،
اصلاً بلد نبود بنویسه «زینالدین»…
ولی تشخیص عرب بودن رو درجا داد! 😄
خلاصه انگار از تبعید مشهد تا پنچرگیری محل،
این داستان عربستان ولکن ما نیست؛
هر جا میری، یا شناسنامهت عربه، یا فامیلیت، یا لهجهت! 😉
✍️ نقل از آقا حجت زینالدینی
📝 نقلقول ارسالی درباره «ششده عربستان»
آقای امیرحسین پرویزی عزیز، آرایشگر توانمند و ماهر خمپیچ، توضیحات زیر را درباره «ششده عربستان» ارسال کردهاند:
ششده عربستان شامل خمپیچ، تجره، رحمتآباد، شورچه، تیکن و روستای دِر, است.
البته مهرآباد و حاجبلاغ هم گاهی در کنار اینها نام برده میشوند، اما اصل داستان همان شش روستای اصلی است.
به گفتهی ایشان، نام «عربستان» بهدلیل شرایط آبوهوایی گرم و خشکی این منطقه بر آن گذاشته شده است.
از نظر ریشهی طایفهای، طباطباییها و ساجدیها اصالتاً مشهدی هستند؛
در مقابل، زینالدینیها عمدتاً از مناطق فریدن، لرستان و خمین به این منطقه آمدهاند.
همچنین لهجهی خمپیچی، وقتی غلیظ صحبت میشود، ترکیبی از لُری و عربی است که میتواند نشانهای از درهمتنیدگی تاریخی اقوام در این منطقه باشد.
🌟🌟🌟
✂️ وقتی روایت از زبان یک آرایشگر میآید، طبیعی است که شنیدنی باشد؛
چون آرایشگرها روزی با دهها اربابرجوع سر و کار دارند،
دو گوشِ همیشه باز دارند 😄
و ناخواسته شنوندهی خاطرهها، درد دلها و تاریخ شفاهی مردم میشوند!
📝 نقلقول ارسالی درباره «عربستان» با یک نگاه دقیق و بیمهشده
آقای سید عزیز ساجدی، از فعالان خوشنام بیمه آسیا، توضیح جامع و چندلایهای درباره واژهی «عربستان» در این منطقه ارسال کردهاند:
به گفتهی ایشان، واژهی «عربستان» در گذشته به محدودهای گسترده اطلاق میشده؛ از پشتِ وانشان تا نزدیک نجفآباد، بخشهایی از شرق نجفآباد مانند گلدره، دهحق، علویجه و دماب و همچنین بسیاری از روستاهای غرب نجفآباد.
در کنار آن، روستاهایی از حوزهی خوانسار و گلپایگان نیز در میان مردم به ششده عربستان شناخته میشدهاند.
از نگاه تاریخی، بخشی از این نامگذاری به ریشهی عربی برخی ساکنان بازمیگردد؛ هرچند در همین منطقه، طوایفی با ریشههای غیرعربی (مانند برخی گرجیتبارها در رحمتآباد) نیز حضور داشتهاند.
وجه دیگر این نامگذاری، به شرایط اقلیمی مربوط میشود: گرما، کمآبی، وزش باد و خشونت هوا نسبت به مناطق خوشآبوهواتری مثل خوانسار.
حتی از زاویهی زمینشناسی نیز، سنگلاخیبودن و کمآبی این ناحیه باعث شده قدیمیها آن را با بیابانهای حجاز مقایسه کنند و بگویند: «اینجا مثل عربستان است.»
ایشان همچنین اشاره کردهاند که در نقشههای قدیمی، این محدوده با عنوان «عربستان» ترسیم شده و پیش از شکلگیری ثبت احوال، افرادی که به مناطق دیگر مهاجرت میکردند، خود را «عربستانی» معرفی میکردند؛ موضوعی که بعدها در محل صدور شناسنامه و حتی نام خانوادگی برخی افراد اثر گذاشته است.
🌟🌟🌟🌟🌟
شاید بیدلیل نباشد که چنین روایت دقیقی از زبان کسی میآید که کارش بیمه است؛
کسی که عادت دارد همهی ریسکها را ببیند،
همهی سناریوها را پوشش بدهد
و هیچ داستانی را بدون چند بند و تبصره نگذارد 😉
این روایت هم دقیقاً همینطور است؛
نه تکعلتی، نه سادهسازیشده…
بلکه یک «بیمهنامهی کامل» برای فهم واژهی عربستان.
سلام و شب بخیر
یکی از اعضای محترم کانال، روایت جالب و خواندنیای را از سفری که به بندر کنارک داشتهاند، با ما به اشتراک گذاشتهاند:
ایشان میگویند در این سفر با طایفهای به نام زینالدینی روبهرو شدهاند؛ طایفهای که بیشترشان از تجار بازار کنارک و فروشندگان لوازم خانگی بودهاند.
از چند نفرشان درباره ریشهی طایفه پرسوجو میکنند و جالب اینکه همه تقریباً یک روایت مشترک را تعریف میکنند.
به گفتهی آنان، در سالیان دور، بخشی از طایفهی زینالدینی برای دادوستد و فروش کالا به سمت گلپایگان میآیند.
وقتی به مناطقی میرسند که چشمه، قنات و آبِ درستوحسابی داشته، همانجا دل میبندند؛ زمین میخرند، ساکن میشوند و کمکم آن نواحی را آباد میکنند.
از آنجا که این مهاجران عربتبار بودهاند، مردم گلپایگان به این محدودهها میگفتند:
عربستان؛
یعنی جایی که عربها آمدهاند، ماندهاند و زندگی راه انداختهاند.
و اینگونه است که نام «ششده عربستان» سر زبانها میافتد.
🌟🌟🌟🌟
گاهی تاریخ نه با لشکرکشی شروع میشود،
نه با جنگ و سیاست…
بلکه با یک سفر تجاری،
یک چشمهی آب خوشاخلاق
و چند نفر که میگویند: «همینجا خوبه، بمانیم!»
سلام و عرض احترام 🌸
به نیت میلاد امیرالمؤمنین علیهالسلام،
مبلغ ۲۰ میلیون ریال
برای اطعام این جشن مبارک
به یاد و برای شادی روح
مرحوم حاج حبیب طبرزدی
و مرحوم سیفالله شفیعی
پدر شهید والامقام سعید شفیعی
از طرف نوههای این دو پدر بزرگوار
با نیتی خالص اهدا گردید.
و چه زیباست این نیت…
آنجا که گفتهاند:
«یک ضربه علی علیهالسلام در جنگ خندق
برابر با عبادت جن و انس است»
نه به قدرت بازو،
بلکه به اخلاص نیت.
گاهی یک قدم از دل،
وقتی به نام علی علیهالسلام برداشته میشود،
در ترازوی الهی
وزنی فراتر از عدد پیدا میکند.
🌺 برای شادی روح آن مرحومان
و قبولی این نیت پاک و سعادت و سربلندی نوههای عزیز این دو بزرگوار
صلواتی عنایت بفرمایید.