سلام و ارادت 😄
با این اوصاف، انگار ما از بیخ عربیم!
یادش بخیر دوران بچگی… سر همین موضوع چه دعواهایی با بچههای محل داشتیم. روی تابلو و پرچم هیئتهای هفتگی که توی خونهها برگزار میشد، با افتخار نوشته بودند:
«هیئت برادران عربستان گلپایگان»
و همین کافی بود تا بقیه بگن: «شما عربین!»
آن زمان هم که نگاهها به اعراب خیلی مثبت نبود، ما هم با غیرت کودکانه میپریدیم وسط دعوا و تعصب نشان میدادیم 😁
حالا که این همه روایت و سند و خاطره کنار هم آمده، میبینیم بیچارهها بیراه هم نمیگفتند…
بندگان خدا حق داشتند، ما هم الکی جوش میزدیم! 😁😁
✍️ نقل از حاجآقا رضا زینالدینی
سلام علیکم
یکی از بانوان محترم کانال تجربهی شخصی و قابلتأملی دربارهی عنوان «عربستان» برای این شش روستا ارسال کردهاند که با اجازهی ایشان ، به اشتراک گذاشته میشود:
ایشان میفرمایند نامگذاری عربستان برای این شش روستا، در طول زندگی برایشان دردسرساز بوده است؛
بهطوری که شناسنامهی ایشان صادره از «عربستان» بوده و در مراجعات اداری، بارها با این سؤال مواجه شدهاند که:
«مگر شما عرب هستید؟» 😅
حتی در مقاطعی، برای شرکت در انتخابات نیز با مانع روبهرو شدهاند و تنها پس از توضیح و گفتوگو، اجازهی رأی دادن پیدا کردهاند.
ایشان میگویند در دوران دبیرستان، مدتها دربارهی ریشهی این نام تحقیق کردهاند، اما به نتیجهی قطعی و قانعکنندهای نرسیدهاند؛
فقط به این جمعبندی رسیدهاند که علت نامگذاری عربستان، صرفاً آبوهوا نیست و احتمال ورود و حضور تاریخی عربها در این منطقه منطقیتر به نظر میرسد.
از دلایل این برداشت، استفادهی افراد مسن خمپیچ از واژهها و ترکیباتی با ریشهی عربی است؛ مانند:
«ماعین» به معنی «مثلِ»
«طرفةالعین»
استفاده از «هذا هذا» برای بیان شباهت
و واژههای مشابه دیگر.
ایشان در پایان با نگاهی طنزآمیز میگویند:
گاهی آدم حس میکند نه کاملاً عرب است، نه کاملاً بیربط به عربها؛
انگار تاریخ تصمیم گرفته ما را بین دو خط نگه دارد 😄
📌 این روایت نیز مانند سایر نقلها، بخشی از تجربهی زیسته و حافظهی تاریخی مردم منطقه است و کنار هم قرار گرفتن این دیدگاهها، به درک دقیقتر نام «ششده عربستان» کمک میکند.
😂 وقتی روایت تاریخی میرسه به پنچرگیری محل!
آقا حجت زینالدینی این خاطرهی بامزه رو تعریف میکنند:
«من از پدر خدابیامرزم شنیدم که میگفت ما از تبعیدیهای مشهد هستیم.
حالا جالبش اینجاست که یه روز چرخ موتورم رو بردم پنچرگیری، گفتم فامیلی: زینالدینی…
طرف یه نگاه کرد، یه خنده زد و گفت:
عرب هستین؟! 😂😂
بعد فهمیدم بیچاره نه تاریخ خمپیچ رو میدونه،
نه با فامیلی زینالدینی آشناست،
اصلاً بلد نبود بنویسه «زینالدین»…
ولی تشخیص عرب بودن رو درجا داد! 😄
خلاصه انگار از تبعید مشهد تا پنچرگیری محل،
این داستان عربستان ولکن ما نیست؛
هر جا میری، یا شناسنامهت عربه، یا فامیلیت، یا لهجهت! 😉
✍️ نقل از آقا حجت زینالدینی
📝 نقلقول ارسالی درباره «ششده عربستان»
آقای امیرحسین پرویزی عزیز، آرایشگر توانمند و ماهر خمپیچ، توضیحات زیر را درباره «ششده عربستان» ارسال کردهاند:
ششده عربستان شامل خمپیچ، تجره، رحمتآباد، شورچه، تیکن و روستای دِر, است.
البته مهرآباد و حاجبلاغ هم گاهی در کنار اینها نام برده میشوند، اما اصل داستان همان شش روستای اصلی است.
به گفتهی ایشان، نام «عربستان» بهدلیل شرایط آبوهوایی گرم و خشکی این منطقه بر آن گذاشته شده است.
از نظر ریشهی طایفهای، طباطباییها و ساجدیها اصالتاً مشهدی هستند؛
در مقابل، زینالدینیها عمدتاً از مناطق فریدن، لرستان و خمین به این منطقه آمدهاند.
همچنین لهجهی خمپیچی، وقتی غلیظ صحبت میشود، ترکیبی از لُری و عربی است که میتواند نشانهای از درهمتنیدگی تاریخی اقوام در این منطقه باشد.
🌟🌟🌟
✂️ وقتی روایت از زبان یک آرایشگر میآید، طبیعی است که شنیدنی باشد؛
چون آرایشگرها روزی با دهها اربابرجوع سر و کار دارند،
دو گوشِ همیشه باز دارند 😄
و ناخواسته شنوندهی خاطرهها، درد دلها و تاریخ شفاهی مردم میشوند!
📝 نقلقول ارسالی درباره «عربستان» با یک نگاه دقیق و بیمهشده
آقای سید عزیز ساجدی، از فعالان خوشنام بیمه آسیا، توضیح جامع و چندلایهای درباره واژهی «عربستان» در این منطقه ارسال کردهاند:
به گفتهی ایشان، واژهی «عربستان» در گذشته به محدودهای گسترده اطلاق میشده؛ از پشتِ وانشان تا نزدیک نجفآباد، بخشهایی از شرق نجفآباد مانند گلدره، دهحق، علویجه و دماب و همچنین بسیاری از روستاهای غرب نجفآباد.
در کنار آن، روستاهایی از حوزهی خوانسار و گلپایگان نیز در میان مردم به ششده عربستان شناخته میشدهاند.
از نگاه تاریخی، بخشی از این نامگذاری به ریشهی عربی برخی ساکنان بازمیگردد؛ هرچند در همین منطقه، طوایفی با ریشههای غیرعربی (مانند برخی گرجیتبارها در رحمتآباد) نیز حضور داشتهاند.
وجه دیگر این نامگذاری، به شرایط اقلیمی مربوط میشود: گرما، کمآبی، وزش باد و خشونت هوا نسبت به مناطق خوشآبوهواتری مثل خوانسار.
حتی از زاویهی زمینشناسی نیز، سنگلاخیبودن و کمآبی این ناحیه باعث شده قدیمیها آن را با بیابانهای حجاز مقایسه کنند و بگویند: «اینجا مثل عربستان است.»
ایشان همچنین اشاره کردهاند که در نقشههای قدیمی، این محدوده با عنوان «عربستان» ترسیم شده و پیش از شکلگیری ثبت احوال، افرادی که به مناطق دیگر مهاجرت میکردند، خود را «عربستانی» معرفی میکردند؛ موضوعی که بعدها در محل صدور شناسنامه و حتی نام خانوادگی برخی افراد اثر گذاشته است.
🌟🌟🌟🌟🌟
شاید بیدلیل نباشد که چنین روایت دقیقی از زبان کسی میآید که کارش بیمه است؛
کسی که عادت دارد همهی ریسکها را ببیند،
همهی سناریوها را پوشش بدهد
و هیچ داستانی را بدون چند بند و تبصره نگذارد 😉
این روایت هم دقیقاً همینطور است؛
نه تکعلتی، نه سادهسازیشده…
بلکه یک «بیمهنامهی کامل» برای فهم واژهی عربستان.
سلام و شب بخیر
یکی از اعضای محترم کانال، روایت جالب و خواندنیای را از سفری که به بندر کنارک داشتهاند، با ما به اشتراک گذاشتهاند:
ایشان میگویند در این سفر با طایفهای به نام زینالدینی روبهرو شدهاند؛ طایفهای که بیشترشان از تجار بازار کنارک و فروشندگان لوازم خانگی بودهاند.
از چند نفرشان درباره ریشهی طایفه پرسوجو میکنند و جالب اینکه همه تقریباً یک روایت مشترک را تعریف میکنند.
به گفتهی آنان، در سالیان دور، بخشی از طایفهی زینالدینی برای دادوستد و فروش کالا به سمت گلپایگان میآیند.
وقتی به مناطقی میرسند که چشمه، قنات و آبِ درستوحسابی داشته، همانجا دل میبندند؛ زمین میخرند، ساکن میشوند و کمکم آن نواحی را آباد میکنند.
از آنجا که این مهاجران عربتبار بودهاند، مردم گلپایگان به این محدودهها میگفتند:
عربستان؛
یعنی جایی که عربها آمدهاند، ماندهاند و زندگی راه انداختهاند.
و اینگونه است که نام «ششده عربستان» سر زبانها میافتد.
🌟🌟🌟🌟
گاهی تاریخ نه با لشکرکشی شروع میشود،
نه با جنگ و سیاست…
بلکه با یک سفر تجاری،
یک چشمهی آب خوشاخلاق
و چند نفر که میگویند: «همینجا خوبه، بمانیم!»
سلام و عرض احترام 🌸
به نیت میلاد امیرالمؤمنین علیهالسلام،
مبلغ ۲۰ میلیون ریال
برای اطعام این جشن مبارک
به یاد و برای شادی روح
مرحوم حاج حبیب طبرزدی
و مرحوم سیفالله شفیعی
پدر شهید والامقام سعید شفیعی
از طرف نوههای این دو پدر بزرگوار
با نیتی خالص اهدا گردید.
و چه زیباست این نیت…
آنجا که گفتهاند:
«یک ضربه علی علیهالسلام در جنگ خندق
برابر با عبادت جن و انس است»
نه به قدرت بازو،
بلکه به اخلاص نیت.
گاهی یک قدم از دل،
وقتی به نام علی علیهالسلام برداشته میشود،
در ترازوی الهی
وزنی فراتر از عدد پیدا میکند.
🌺 برای شادی روح آن مرحومان
و قبولی این نیت پاک و سعادت و سربلندی نوههای عزیز این دو بزرگوار
صلواتی عنایت بفرمایید.
خلاصه و جمعبندی دیدگاه تاریخی درباره «ششده عربستان»
(از طرف برادر گرامی آقا سید حسن ساجد، فرزند مرحوم عمو ولیالله)
در ادامهی بحث «ششده عربستان»، آقا سید حسن ساجد دیدگاهی را مطرح کردهاند که با برخی روایتهای قبلی تفاوت دارد و موضوع را از زاویهی تاریخ اجتماعی بررسی میکند، نه صرفاً قومیت یا شرایط آبوهوایی.
بر اساس این دیدگاه و با استناد به کتاب تاریخ اجتماعی ایران نوشتهی مرتضی راوندی، نام «ششده عربستان» لزوماً به معنای عربتبار بودن ساکنان این منطقه نیست، بلکه بیشتر یک برچسب اجتماعی و مذهبی بوده که در گذر زمان به نام شناختهشدهی منطقه تبدیل شده است.
پیش از تشکیل دولت صفوی، بسیاری از شیعیان در نقاط مختلف ایران با ناامنی و فشار روبهرو بودند. با رسمیشدن مذهب شیعه در دوره صفوی، گروههایی از شیعیان ایرانی برای برخورداری از امنیت بیشتر به مناطق نزدیک پایتخت صفویان (اصفهان) مهاجرت کردند که گلپایگان و خوانسار از جمله این مناطق بود.
در آن دوره، برخی ساکنان شهرهای اطراف این روستاها را با نگاهی تحقیرآمیز «عربستانی» خطاب میکردند. این عنوان بهتدریج در میان مردم رواج یافت و حتی با گذشت چند قرن نیز در گفتار عمومی باقی مانده است.
بر اساس این روایت، ساکنان ششده ایرانی بودهاند و از مناطق مختلف کشور به این ناحیه کوچ کردهاند و واژه «عربستان» بیش از آنکه اشاره به نژاد یا تبار داشته باشد، بازتابدهندهی شرایط اجتماعی، مذهبی و تا حدی جغرافیایی آن دوران است؛ چرا که این منطقه در حاشیهی کویر قرار دارد و از نظر گرما و خشکی، شباهتهایی با نواحی بیابانی داشته است.
این دیدگاه تأکید میکند که نام «ششده عربستان» حاصل ترکیب عوامل تاریخی، اجتماعی و اقلیمی است و درک درست آن نیازمند توجه به بستر زمان و شرایط آن دوره است، نه قضاوتهای امروزی.
🌙 پدر که باشد، بخشیدن لذت میشود…
در جشن میلاد حضرت زهرا سلاماللهعلیها
حدود ۷۰ میلیون تومان
برای اطعام هزینه شد؛
نه از سر وظیفه،
بلکه از سر شوقِ سهیم بودن.
امروز هم
نوبت پدرِ امت است…
و آن جمله آرام در دل تکرار میشود:
«من و علی، پدران این امت هستیم…»
پدر یعنی
سفرهای که با عشق پهن میشود،
نه با اجبار؛
پدر یعنی
هرکس هرچقدر دلش میخواهد
سهمی بیاورد
و بعد با لبخند کنار سفره بنشیند.
📊 تا این لحظه
با قدمهای نورانی شما عزیزان،
۱۵ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان
برای جشن میلاد امیرالمؤمنین علیهالسلام جمع شده است؛
و برای اینکه هزینه اطعام این روز بزرگ برگزار گردد،
هنوز حدود ۵۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان
دیگر نیاز داریم.
اطعام در روز میلاد علی علیهالسلام
فقط غذا دادن نیست؛
یعنی دل شاد کردن،
یعنی نشستن زیر سایه پدری
که خودش
معنای کرم و بخشش بود.
✨ چه لذتی دارد
اینکه هرکدام از ما بدانیم
گوشهای از این سفره،
با دست ما جان گرفته؛
حتی اگر کوچک،
اما از دل…
دل که به نام علی بلرزد،
دست هم
بیهیچ فشار و حرفی
راهش را پیدا میکند…
🌿 وقتی نامها، خودشان روایت میشوند… 🌿
حاج علی آقای بصائری
به مناسبت روز پدر
و به عشق میلاد امیرالمؤمنین علیهالسلام،
مبلغ ۵۰ میلیون ریال
برای اطعام جشن مولا اهدا کردند؛
به نیت پدر بزرگوارشان مرحوم حاج صفرعلی.
چه پیوند لطیفی است…
پدری به نام صفرعلی،
پسری به نام علی،
و مولایی که نامش
آغاز و انجام همه محبتهاست.
انگار این نامها
خودشان راه را بلد بودهاند؛
از علیِ پدر
به علیِ پسر
و از آنجا
به علیِ مولا…
اطعام برای چنین مولایی
فقط خرج نیست؛
ادامه یک نسبت است،
ادامه یک نام،
ادامه یک راه.
📊 با احتساب این کمک ارزشمند،
تاکنون مبلغ ۲۰ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان
برای اطعام جشن میلاد امیرالمؤمنین علیهالسلام
جمعآوری شده است.
🌺 هدیه به روح پدر بزرگوارشان حاج صفرعلی
و برای سلامتی و توفیق حاج علی آقای عزیز
صلواتی عنایت بفرمایید.
بعضی کارها
نه از حساب،
که از هویت میآیند…
🌸 گاهی یک گل، فقط یک گل نیست… 🌸
برادر گرامی آقای سید بهروز طباطبایی
فرزند حاجآقا حیدر
که در زمینه گلفروشی فعالیت دارند،
با نیتی خالص اعلام کردند
دستهگل جشن میلاد امیرالمؤمنین علیهالسلام
را تقبل میکنند.
ایشان که از سادات هستند،
این کار را به نیت مادرشان
حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها
و همزمان با روز مرد انجام میدهند؛
هدیهای ساده و بیادعا
برای جشنی که به نام
امیرالمؤمنین علیهالسلام در تاریخ سیزدهم دی برپاست.
انگار
محبت فاطمی
در قالب یک گل
بر سفره علوی نشسته است…
🌺 برای سلامتی ایشان
و برکت روزافزون در کاسبی و زندگیشان
از عزیزان خواهشمندیم
صلواتی عنایت بفرمایید.
🌙 اعلام مراسم هفتگی هیئت 🌙
به مناسبت شب شهادت امام هادی علیهالسلام،
مراسم هفتگی هیئت
سهشنبه دوم دیماه
در حسینیه برگزار میگردد.
🎙 سخنران: حجتالاسلاموالمسلمین عباسی
🕗 زمان آغاز: ساعت ۸ شب
از عموم عاشقان و دلدادگان اهلبیت علیهمالسلام
دعوت میشود با حضور خود،
در این شب سوگ و معرفت
محفل را نورانی فرمایند.
یاد امام غریب سامرا،
دلها را به صبر و بصیرت پیوند میزند