eitaa logo
هیات خم پیچی های مقیم تهران
1.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
1.5هزار ویدیو
86 فایل
هیات خم پیچی های مقیم تهران با سابقه ای بیش از نیم قرن لینک ارتباط با ادمین : @javad1360
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿 وقتی محبتِ علی، ادامه پیدا می‌کند… 🌿 امروز هفتمین سالگرد کنیزه حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها کربلایی امه‌سلمه ساجد همسر مرحوم سید اسماعیل حسینی‌نژاد است. فرزند بزرگوارشان آقای سید محمدعلی حسینی‌نژاد به نیت شادی روح مادرشان و به عشق امیرالمؤمنین علیه‌السلام مبلغ ۱۰ میلیون ریال برای اطعام جشن میلاد مولا تقدیم کردند. این قدمِ باصفا یادمان می‌آورد که امیرالمؤمنین علیه‌السلام در همان آغاز رسالت، وقتی بسیاری هنوز در تردید بودند، با یقین و افتخار اولین ایمان‌آورنده به پیامبر شد… و امروز هم هرکس به نام علی قدمی برمی‌دارد، ادامه همان «پیش‌قدمی علوی» را زنده می‌کند؛ حرکتی از جنس معرفت، غیرت و وفاداری. 📿 لطفاً به نیت شادی روح مرحومه کربلایی امه‌سلمه ساجد و به نیت سلامتی و عزت آقا سید محمدعلی حسینی‌نژاد صلواتی هدیه بفرمایید. 📊 با احتساب این واریزی، موجودی فعلی کمک‌ها برای اطعام میلاد مولا حدود ۴۰ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان است.
امروز تهران نفس ندارد… هوا آن‌قدر سنگین و آلوده است که مدارس تعطیل شده و نفس کشیدن برای خیلی‌ها سخت شده است. اما اینجا… در دل روستای خم‌پیچ، آسمانی هست که هنوز زنده است؛ آبیِ ناب و واقعی… همان آبیِ آرامش‌بخش که انگار خدا هر صبح آن را تازه رنگ می‌زند. ابرها آرام می‌رقصند، گل‌های بنفش روی دشت لبخند می‌زنند، و کوه‌های سفیدپوش مثل نگهبانان مهربان بر زندگی ایستاده‌اند. 🔹 شاید این عکس مربوط به امروز یا این ایام نباشد و احتمالاً دوست عزیزی که آن را برای ما فرستاده، از آرشیو خاطرات زیبای خودش انتخابش کرده… اما مهم این است که دیدن این تصویر به ما یادآوری می‌کند که هنوز در این سرزمین جایی هست برای نفس عمیق، برای امید، برای آرامش… گاهی فقط باید چند لحظه به چنین تصویری نگاه کرد تا یادمان بیاید دنیا هنوز زیباست… ❤️
🌿 بعضی خانواده‌ها حتی در میان داغ… دست از کار خیر نمی‌کشند 🌿 به یاد بانوی باایمان و باوقار مرحومه حاجیه خانم صدیقه زین‌الدینی همسر بزرگوار حاج سید مصطفی ساجد، نوه‌های محترم ایشان به نیت شادی روح این مادر مهربان مبلغ ۵۰ میلیون ریال برای اطعام جشن میلاد امیرالمؤمنین علیه‌السلام اهدا کردند. این قدمِ نورانی، دل را می‌برد به عصر عاشورا… به یاد حضرت زینب سلام‌الله‌علیها که با آن همه داغ و مصیبت، راه خدا و عبادت را رها نکرد؛ نشسته نماز شب خواند، اما “ترک” نکرد… یعنی حتی قلبی که سوخته، باز هم می‌تواند چراغ ایمان باشد. این خانواده‌ی باصفا هم در حالی که هنوز در غم عزیزشان هستند، راه خیر را رها نکردند و محبت اهل‌بیت را به عمل تبدیل کردند… 📿 لطفاً برای شادی روح مرحومه حاجیه خانم صدیقه زین‌الدینی و علو درجات ایشان، و همچنین به نیت سلامتی و عمر با عزت برای حاج سید مصطفی ساجد صلواتی همراه با فاتحه هدیه بفرمایید.
📊 با احتساب واریزی نورانی نوه‌های محترم حاجیه خانم صدیقه زین‌الدینی (۵۰ میلیون ریال)، موجودی فعلی کمک‌ها برای اطعام جشن میلاد امیرالمؤمنین علیه‌السلام حدود ۴۵ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان است. 🎯 با توجه به اینکه حداقل هزینه موردنیاز برای اطعام این جشن مبارک حدود ۷۰ میلیون تومان برآورد شده است، بنابراین هنوز حدود ۲۴ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان دیگر نیاز به تأمین دارد تا بتوانیم این مراسم را در شأن نام مولا و بدون هیچ بدهی برگزار کنیم.
هیات خم پیچی های مقیم تهران
ایستاده از راست به چپ: آقایان سید حسن، سید حسین و سید مسعود طباطبایی – محسن رضایی‌پور (دروازه‌بان)
🔺 اصلاحیه در عکس قبلی، دروازه‌بان محترم تیم فوتبال، آقای محسن رضایی‌پور بوده است، نه «مسعود». ضمن عذرخواهی، تصویر را با اصلاح انجام‌شده مجدد تقدیم می‌کنیم 🌿⚽️ اما حالا که نام ایشان به میان آمد، یک خاطره‌ی بسیار شیرین و طنز هم از آقا محسن رضایی‌پور تقدیم شما می‌کنیم؛ خاطره‌ای که هم خنده‌دار است، هم خاطره‌ساز 👇 سال‌های دفاع مقدس بود… یک روز آقا محسن وارد پایگاه بسیج خم‌پیچ می‌شود و می‌بیند اوضاع پایگاه آن‌طور که باید، مرتب و سرحال نیست. با همان روحیه‌ی شوخ‌طبعیِ خاص خودش، خیلی جدی به مسئول پایگاه می‌گوید: «شنیدم امروز آقا محسن رضایی قراره به‌صورت سرزده بیاد پایگاه بسیج خم‌پیچ! گفتن چون خم‌پیچ شهید زیاد داده، حتماً سری به اینجا بزنن… ساعت ۴ می‌رسن!» ❗️نکته جالب اینجاست که آقا محسن رضایی‌پور نگفت «فرمانده سپاه»، اما مسئول پایگاه طوری برداشت کرد که منظور همون محسن رضایی فرمانده سپاه است! 😄 دیگه لازم نبود بیشتر توضیح بده… از همون لحظه پایگاه میره روی حالت فوق‌العاده! بچه‌ها همه بسیج می‌شن: مرتب‌کاری، نظافت، تزئین، نظم‌دهی… پایگاه در چند ساعت تبدیل می‌شه به بهترین و مرتب‌ترین نسخه‌ی خودش! ✨ همه با لباس مرتب و حالت رسمی، منتظر می‌مونن تا ساعت ۴… دل‌ها شور، چشم‌ها به در… ساعت ۴ می‌رسه… در باز می‌شه… و آقا محسن رضایی‌پور با یک لبخند ملیح وارد پایگاه می‌شه و می‌گه: «خب! این هم همون محسن رضایی که گفته بودن قراره بیاد!» 😂 اول لحظه‌ای سکوت… بعد یک خنده‌ی دسته‌جمعی! همه می‌فهمن چه شوخی بامزه و تمیز و باصفایی بوده… و آقا محسن هم در آخر از همه تشکر می‌کنه بابت اینکه هم پایگاه رو مرتب کردند، هم یک خاطره‌ی قشنگ ساختند ❤️ 🌿 این‌ها فقط خاطره نیست… یادگاری از شادابی، رفاقت و روحیه‌ی صمیمی و پرانرژی نسل قبلِ ماست؛ نسلی که حتی در سخت‌ترین روزها هم لبخند بلد بودند.
🌿 گاهی یک کارِ خیر، تا برزخ می‌رود و لبخند می‌سازد… 🌿 فرزندان بزرگوارِ شادروان منیرالسادات طباطبایی به نیت شادی روح این بانوی مؤمنه و به عشق امیرالمؤمنین علیه‌السلام مبلغ ۵ میلیون ریال برای اطعام جشن میلاد مولا هدیه کردند. تصور کنید… در عالم برزخ، مادری ببیند فرزندانش به نام او راه خیر را روشن کرده‌اند… و او این هدیه را با دست‌های لرزانِ شوق تقدیمِ امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌کند… چه لحظه‌ای! چه شادی و چه عزّتی برای او! او اهل‌بیت را شاد کرده… دل علی علیه‌السلام را خوش کرده… لبخندی روی لبان حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها نشانده… و مگر ممکن است کسانی که بدی را با خوبی جواب می‌دهند، به چنین محبتی، به چنین همراهی و وفاداری، پاسخ ندهند؟ آن‌ها که حتی با دشمنان‌شان کریمانه برخورد کردند، با محبین‌شان چه خواهند کرد؟ راستش را بخواهیم، ما نمی‌دانیم اهل‌بیت با دوستدارانشان چه «جبرانی» آماده کرده‌اند… فقط باید ببینیم تا قیامت چه خواهند کرد… اما همین حالا هم جبران کرده‌اند… اینکه میان میلیاردها انسان، دل ما را عاشق امیرالمؤمنین و اهل‌بیت کرده‌اند، خود «بزرگ‌ترین لطف» است. روایت داریم: اگر خداوند خیری برای بنده‌ای بخواهد، محبت اهل‌بیت را در دلش قرار می‌دهد… و این یعنی ما همین حالا هم در آغوش لطف آن‌ها هستیم… 📿 برای شادی روح مرحومه منیرالسادات طباطبایی صلواتی همراه با فاتحه هدیه بفرمایید. 📊 با احتساب این واریزی، موجودی فعلی کمک‌ها برای اطعام میلاد مولا حدود ۴۵ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان است.
🌿 وقتی عشق علی، نسل‌به‌نسل ادامه پیدا می‌کند… 🌿 با تشکر و قدردانی از آقا سید سیف‌الله طباطبایی که به نیت شادی روح پدر و مادر بزرگوارشان مرحوم آقا سید اصغر طباطبایی و مرحومه سرکار خانم صدیقه بصائری و همچنین به نیت شادی روح پدربزرگ و مادربزرگ عزیزشان مرحوم سید رسول طباطبایی و مرحومه خدیجه طباطبایی مبلغ ۱۰ میلیون ریال را برای اطعام جشن میلاد امیرالمؤمنین علیه‌السلام هدیه کردند. این کارِ زیبا، انسان را یادِ همان خصلت همیشگیِ مولا می‌اندازد… علی علیه‌السلام همیشه سفره‌دار بود؛ سفره‌دارِ نان، سفره‌دارِ محبت، و سفره‌دارِ کرامت. هیچ‌کس پشت درِ خانه‌اش بی‌نان و بی‌لبخند نمی‌ماند… و چه باصفاتر وقتی امروز هم محبان او همان راه را ادامه می‌دهند؛ نام عزیزان‌شان را با سفره‌ی کرامت علوی گره می‌زنند و محبت را به اطعام تبدیل می‌کنند… 📿 لطفاً برای شادی روح این رفتگان نورانی و برکت در زندگی آقا سید سیف‌الله طباطبایی صلواتی هدیه بفرمایید.
چه تصویر صادقی… نه پر از گل است، نه پر از رنگ؛ اما همین سادگی‌اش، همین صداقت خاکی‌اش دل را آرام می‌کند. اینجا روستای خم‌پیچ است… جایی که زمین شاید تشنه باشد، درختان شاید بی‌برگ، و کوه‌ها آرام و صبور ایستاده‌اند؛ اما آسمان… آسمان آن‌قدر آبی و زلال است که انگار خدا برای دل‌های خسته رنگش کرده باشد. این عکس یادمان می‌اندازد زیبایی فقط در گل و سبزه نیست، گاهی در همین سکوتِ کوهستان، در همین صبرِ درختانِ آرام، و در همین آسمانِ ساده و آبی می‌شود آرامش را پیدا کرد. خم‌پیچ حتی وقتی ساده و بی‌تکلّف است، باز هم دلنشین است… همین صداقت روستایی‌اش آدم را عاشق می‌کند 🤍
🌿 هدیه‌ای به نام پدر… به رسم علی علیه‌السلام 🌿 به نیت تبریک روز پدر و به عشق امیرالمؤمنین علیه‌السلام، حاج آقا محمد زین‌الدینی فرزند گرامی کربلایی مصطفی‌قلی زین‌الدینی مبلغ ۱۰ میلیون ریال را برای اطعام جشن میلاد مولا تقدیم کردند. این قدمِ مهربانانه، آدم را یاد آن صفت همیشه زنده‌ی امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌اندازد؛ همان مولایی که نه‌تنها پدر یتیمان بود، بلکه معنای واقعی «پدری» را به همه عالم یاد داد؛ پدری یعنی تکیه‌گاه بودن، یعنی دست‌گیری کردن، یعنی شادی دیگران را به نام عزیزترین‌ها نوشتن… و چه زیباست که این هدیه‌ی علوی به نام پدر تقدیم شده است… 📿 به نیت شادی روح پدران درگذشته‌ی این خاندان محترم و سلامتی و عزت حاج محمد عزیز صلواتی هدیه بفرمایید. 📊 با احتساب این واریزی: موجودی فعلی کمک‌ها برای اطعام میلاد امیرالمؤمنین علیه‌السلام حدود ۴۹ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان است.
حضرت آیت الله حاج آقا صدرا اراکی از وعاظ نامدار تهران در سالهای ۱۳۴۰تا۱۳۶۰
این عکسی که می‌بینید، قرار است در حسینیه‌ نصب شود؛ به‌عنوان تصویرِ مردی که افتخار خم‌پیچ بود… عالمی که نه فقط با علمش، بلکه با دلش کنار مردم ایستاد. گاهی خدا بعضی‌ها را برای عنوان و مقام نمی‌آفریند؛ برای عشق، برای دلسوزی، برای بودن کنار مردم می‌آفریند. حضرت آیت‌الله حاج‌آقا صدرا اراکی از همین جنس انسان‌ها بود… اجازه‌ی اجتهاد داشت، مورد تأیید مراجع بزرگ قم بود، اما به وصیت پدرش عمل کرد و مسیرش را به سمت مردم برد؛ به سمت منبر، هدایت، ارشاد… و زندگی‌اش هم از همین راه ساده و مردمی می‌گذشت. روزی که دعوت حق را لبیک گفت، پیکرش را به قم بردند تا کنار حرم حضرت معصومه(س) طواف داده شود. آیت‌الله مرعشی نجفی فرمودند: «قبری داخل حرم آماده است؛ می‌توانیم ایشان را همین‌جا به خاک بسپاریم…» اما حاج‌آقا صدرا راه خودش را پیش‌تر انتخاب کرده بود… وصیت کرده بود که به خم‌پیچ برگردد؛ به همان خاکی که با مردمش زیسته بود. وقتی آقازاده‌ی ایشان وصیت را گفت، آیت‌الله مرعشی لبخند زدند و فرمودند: «سلام ما را به مردم خم‌پیچ برسانید… خوش به حال‌تان که چنین نعمت و برکتی به سوی شما می‌آید.» این قصه، قصه‌ی عزت و وفاداری است… قصه‌ی عالمی که حرم را به حرمت خاک مردمش واگذاشت و شهرت را با سادگی زندگی عوض کرد. نامش ماندگار، راهش روشن، و یادش همیشه در قلب خم‌پیچ زنده باد 🌹