🌟 بعضی حرفها فقط گفته نمیشوند… میمانند تا در زمان خودش معنا شوند… 🌟
قصه از دیروز شروع شد…
وقتی در کانال یادی کردیم از مرحوم حاجآقا صدرا؛
همان عالم بزرگ و خاکساری که خمپیچیها را با تمام وجود دوست داشت.
و امـروز…
خانواده مرحوم مشهد ابوالفضل زینالدینی (عمو شاطر)
بیآنکه بدانند ما چه خاطرهای از عمو شاطر در سینه داریم،
قدم خیری برداشتند و کمک کردند…
و همین بهانه شد تا دری از گذشته باز شود…
📖 این خاطره را خودِ عمو شاطر تعریف کرده بود:
میگفت: روزی بعد از یکی از جلسات هیئت،
مرحوم حاجآقا صدرا به من گفت:
«من خمپیچیها را خیلی دوست دارم…
خیلی آدمهای با معرفت، باوفا و فامیـلدوست هستند…
دوست دارم مرا جلوی درِ مسجد جامع دفن کنند
تا همین مردم خمپیچ، همین عزادارهای امام حسین،
از روی قبر من رد شوند و وارد مسجد شوند…»
و اینجاست که آدم میفهمد
بعضی حرفها فقط یک “حرف” نیستند… یک پیاماند.
دیروز نام حاجآقا صدرا زنده شد،
امروز خانواده عمو شاطر قدم خیر برداشتند،
و امروز همان خاطره باید گفته میشد…
نه تصادفی، نه شانسی…
اینها کنار هم چیده شدهاند تا “معنا” بسازند.
🔶 این خاطره دو معنا دارد:
➖ اول؛ عظمت مردم خمپیچ
اینکه یک عالم ربانی و صاحبمقام
چنین عاشق مردم خمپیچ باشد،
بیهوده نیست…
این محبت را میشود دید:
در شرکتشان در شادیها و غمها،
در همراهیشان با هم،
در کمک به گرفتاران،
در غیرت فامیلی و مردانگیشان…
اینها سرمایههایی است که به سادگی به دست نمیآید.
➖ دوم؛ تواضع عجیب آن مرد بزرگ
کسی که اجازه اجتهاد داشت،
میتوانست در جوار حرم امیرالمؤمنین دفن شود،
میتوانست کنار امام رضا علیهالسلام آرام بگیرد،
میتوانست در آستان حضرت معصومه سلاماللهعلیها به خاک سپرده شود…
اما دلش
خاک خمپیچ را انتخاب کرد…
دلش مردم خمپیچ را ترجیح داد…
و این یعنی قلهای از فروتنی.
و حالا…
این یادها باید زنده بماند؛
چون همین خاطرههاست که روح یک روستا را نفس میدهد و نسلها را به هم پیوند میزند…
📿 یاد هر دو بزرگوار
مرحوم حاجآقا صدرا
و مرحوم عمو شاطر عزیز
را با صلواتی معطر کنیم:
اللهم صل علی محمد و آل محمد 🌺
🌿 یادِ یک پیرغلام… و عطری از کرامت علوی 🌿
با تشکر و قدردانی از یکی از نوههای باوفای خانواده
مرحوم مشهدی ابوالفضل زینالدینی (عمو شاطر)
که به نیت تبریک روز پدر
و شادی روح این پیرغلام باصفای اباعبدالله الحسین علیهالسلام،
مبلغ ۱۰ میلیون ریال
برای اطعام جشن میلاد امیرالمؤمنین علیهالسلام اهدا کردند.
این قدم نورانی، آدم را یاد یکی از زیباترین فضائل مولا علی علیهالسلام میاندازد؛
همان مولایی که «سفرهدار دلها» بود…
کسی که نه فقط نان،
بلکه عزت، آرامش و امید میبخشید؛
شبانه به خانهها میرفت،
بیصدا کمک میکرد
و شادی را بدون آنکه نامش برده شود،
در دلها میکاشت.
چه شبیه است این نذرِ آرام و بیادعا
به همان روح علوی؛
ذکری برای دل،
خدمتی برای خلق،
و هدیهای به روح یک عاشقِ اهلبیت…
📿 به نیت شادی روح مرحوم مشهدی ابوالفضل زینالدینی
و توفیق و عزت نوهی بزرگوارشان،
صلواتی با محبت هدیه بفرمایید:
اللهم صل علی محمد و آل محمد 🌹
با تشکر و قدردانی از برادر عزیزمان
کربلایی جواد زینالدینی
که به نیت شادی روح
🌹 شهید عبدالله زینالدینی
و پدر بزرگوارشان مرحوم محمدباقر زینالدینی
مبلغ ۲۰ میلیون ریال
برای اطعام جشن میلاد امیرالمؤمنین علیهالسلام اهدا کردند.
وقتی پای شهدا به میان میآید،
فضا رنگ دیگری میگیرد…
شهدا کسانی بودند که فقط «زندگی نکردند»،
بلکه «برای دیگران زندگی ساختند»؛
همانهایی که از جان خود گذشتند
تا امروز ما
در آسایش نفس بکشیم.
و چه زیباست…
برادری که سالها
بارِ دلتنگیِ یک «برادر شهید» بودن را بر دوش کشیده،
امروز هم راه همان ایثار را ادامه میدهد…
اینبار نه در میدان نبرد،
بلکه در میدان محبت؛
نه با خون،
بلکه با «نان دادن»،
با «دل شاد کردن»،
با «سهیم شدن در سفرهی علی علیهالسلام».
این کمک فقط یک عدد نیست…
ادامه همان راه نورانی است؛
ادامه همان رسم وفاداری؛
امضای دوبارهای پای نام یک «شهید».
📿 به نیت شادی روح
شهید عبدالله زینالدینی
و مرحوم محمدباقر زینالدینی
و سلامتیِ کربلایی جواد عزیز،
صلواتی هدیه بفرمایید:
اللهم صل علی محمد و آل محمد 🌹
🌷 من خیلی این بیت شعر را دوست دارم…
واقعاً انگار در وصف شما خم پیچی های عزیز سروده شده است :
تو مگو ما را بدان شه راه نیست…
با کریمان کارها دشوار نیست…
همین دستهای مهربان شماست که کارهای بزرگ را آسان میکند و نفس جشن را زنده نگه میدارد…
به لطف محبت شما عزیزان
و با کمک اخیر
📊 موجودی اطعام جشن میلاد امیرالمؤمنین علیهالسلام تا این لحظه:
✅ ۵۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان
برای اینکه هزینه اطعام کامل جمع آوری گردد هنوز حدود:
❗️ ۱۷ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان
کم داریم تا به سقف ۷۰ میلیون تومان برسیم.
الحمدلله کمکم داریم نزدیک میشویم…
از همه عزیزانی که تا امروز دلسوزانه همراهی کردند، صمیمانه سپاسگزاریم 🌿
با تشکر و قدردانی از برادر عزیزمان
جناب آقای هادی پوراحمدی
فرزند بزرگوار آقای کربلایی آیت عزیز
که مبلغ ۳۰ میلیون ریال
برای اطعام جشن میلاد امیرالمؤمنین علیهالسلام کمک فرمودند. 🌿
اگر خاطرتان باشد، قبل از جنگ ۱۲ روزه،
به مناسبت روز ارتش در کانال
از دلاوریهای ارتشیهای عزیز یاد کردیم؛
بهویژه از خودِ آقا آیت که سالها در خط مقدم پدافند بودند…
شاید آن روز هنوز برای خیلیها
“سنگینیِ پدافند” درست روشن نبود…
اما جنگ ۱۲روزه پرده را کنار زد…
وقتی دیدیم بچههای پدافند
در خط اول خطر ایستادند،
با چشمهای بیدارشان آسمان را نگه داشتند،
با جانشان سپر شدند
تا هیچ مادری دلش نلرزد و هیچ شهری به آتش کشیده نشود…
آنجا فهمیدیم پدافند یعنی:
ایستادن تا آخرین نفس،
تا مرز شهادت…
عرفانِ عملی، نه در کتاب؛
بلکه روی داغترین نقطه میدان.
و امروز…
همان غیرت، همان روح، همان تبار افتخار،
در فرزند این خانواده جاری است؛
اینبار نه در میدان جنگ،
بلکه در میدان محبت و خدمت،
با سهیمشدن در سفره کرامتِ امیرالمؤمنین علیهالسلام. 🌺
📊 موجودی اطعام جشن میلاد تا این لحظه:
✅ ۵۵ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان
در پایان، برای سلامتی آقا هادی عزیز و پدر بزرگوارشان
و همچنین برکت روزافزون در زندگیشان،
صلواتی با محبت هدیه بفرمایید:
اللهم صل علی محمد و آل محمد 🌹
🌿 دوستان و عزیزان همدل هیئت…
یک خواهش دارم:
از این لحظه به بعد
دیگر بابت اطعام میلاد امیرالمؤمنین علیهالسلام مبلغی واریز نفرمایید.
یکی از عزیزان هیئتی با لطف و بزرگواری تماس گرفت و گفت:
«اعلام کنید از این به بعد کسی برای میلاد پول ندهد؛
هرچه مانده را من قبول میکنم…»
و با تواضع هم افزود:
«دوست دارم بینام کمک کنم
و فقط خوشحالم که گوشهای از این سفره نورانی سهمی داشته باشم…»
🔸 البته چند نفر از عزیزان همین یکیدو روز اخیر هم واریزی داشتند
که هنوز اعلام نکردهایم در کانال واریزیهاشون رو
انشاءالله به ترتیب، همگی اطلاعرسانی خواهند شد.
اما از این به بعد خواهش میکنیم
واریز جدیدی انجام نشود.
🌹 پیش از هر چیز
باید به احترام تکتک شما بزرگواران
سر تعظیم فرود بیاوریم…
به احترام همه کسانی که از روز اول
با عشق، غیرت، محبت و همت
پای نام علی علیهالسلام ایستادند،
کمک کردند، سهم داشتند،
و اجازه ندادند سفره اطعام مولا
روی زمین بماند…
✨ شما نشان دادید که عشق به امیرالمؤمنین
فقط شعار نیست؛
“واقعی” است… “زنده” است…
و در دلهای شما میتپد…
از صمیم قلب
از همه شما سپاسگزاریم ❤️
خداوند این محبت را
در دنیا عزت
و در آخرت شفاعت مولای متقیان
نصیبتان کند…
و برای آن عزیز بزرگواری که قبول کردند باقیمانده هزینه را تقبل کنند،
بهترین دعاها را نثار میکنیم؛
خدا خودش قدردان دلهای باصفاست…
قرار ما و شما…
اعیاد بعدی، انشاءالله 🌷
🌿 بعضی کارها عدد ندارد… عطر نیت دارد…
با تشکر از برادر عزیز
آقا محسن بصائری
فرزند مرحوم مشهدی علیرضا بصائری
که مبلغ ۱۰ میلیون ریال
برای اطعام جشن میلاد امیرالمؤمنین علیهالسلام اهدا کردند.
این قدم، آدم را یاد آن حکایت زیبا میاندازد…
روزى مالک اشتر شمرد
که چند دشمن را در میدان نبرد از پا انداخته،
و از مولا پرسید:
«شما چند نفر را کشتید؟»
و امیرالمؤمنین فرمودند:
«من نمیشمارم… چون برای خدا میجنگم…»
این جمله، فقط روایت یک جنگ نیست؛
درس یک زندگی است…
کارى که رنگ خدا داشته باشد،
در ترازوی “عدد” سنجیده نمیشود،
در ترازوی “نور” وزن میگیرد…
قدم آقا محسن عزیز
از همین جنس نور است؛
کاری که به نیت نزدیکشدن به مولا انجام میشود
خودش گواه زیبایی دل صاحب آن است.
خداوند به حق امیر کرامت،
این نیت را مقبول درگاهش قرار دهد،
برکت و خیر را در زندگیشان جاری سازد،
و روح پدر بزرگوارشان را غریق رحمت فرماید.
برای شادی روح مرحوم مشهدی علیرضا بصائری
و سلامتی آقا محسن عزیز
صلواتی هدیه بفرمایید:
اللهم صل علی محمد و آل محمد 🌺
با تشکر از سرکار خانم طبرزدی
نوهی گرامی پیرغلام اهلبیت،
مرحوم حاجآقا مهدی طبرزدی ، از بنیانگذاران و هستههای اولیه تشکیل هیئت خمپیچیهای مقیم تهران ،
که به نیت تبریک روز پدر
و به عشق امیرالمؤمنین علیهالسلام،
💰 مبلغ ۱۲ میلیون ریال
برای اطعام جشن میلاد مولا اهدا کردند.
و چه زیبا گفتند ایشان که :
«آقاجونم عاشق هیئت خمپیچیها بود… همیشه میگفت باید دستبهدست هم بدیم هیئت سرپا بمونه…
الآن هم مطمئنم با برگزاری هر جلسه و با هر دورهمی فامیلی،
دلِ پدربزرگم شاد میشه…
و من فقط خوشحالم که دارم سهیمش میکنم تو جشن میلاد امیرالمؤمنین…»
چقدر این جمله حال آدم را خوب میکند…
اینکه یک پدرِ هیئتی
حتی بعد از رفتنش هم
با مهر و دعایش کنار بچههای هیئت بماند…
و نوهاش همان مسیر خیر رساندن را ادامه بدهد…
همین است معنای نام نیک؛
ادامهی زندگی در مسیر نور و خدمت…
🌺 برای شادی روح
مرحوم حاجآقا مهدی طبرزدی عزیز
و برای سلامتی و توفیق این نوهی مهربان،
صلواتی عنایت بفرمایید:
اللهم صل علی محمد و آل محمد ✨
چه برفِ باوقاری…
انگار آسمان، این روزها دلش برای خمپیچ تنگ شده بود
و فرشتگان را فرستاد تا کوچهپسکوچههای روستا را غسلِ سپیدی بدهند…
❄️ این برف فقط برف نیست…
دستِ مهربان خداست
که آرام روی دیوارهای کاهگلی،
روی درختهای خسته،
روی خاطرات کودکیهایمان
مینشیند و میگوید:
«آرام باشید… زندگی زیباست…
🌨 کوچهها ساکتاند…
اما این سکوت، سکوتِ سردی نیست،
سکوتِ ذکر است…
سکوتی که آدم میخواهد وسطش قدم بزند،
نفس بکشد،
دستها را به آسمان بلند کند و بگوید:
خدایا… شکر برای این همه زیبایی…
با تشکر از برادر گرامی آقا سید حسین طباطبایی به خاطر ارسال این تصاویر زیبا
PTT-20251228-WA0023.opus
زمان:
حجم:
943.8K
هم اکنون بیت حاج آقا سید مصطفی ساجد در معیت عزیزان هیئت جهت عرض تسلیت درگذشت همسر گرامیشان