eitaa logo
هیات خم پیچی های مقیم تهران
1.9هزار دنبال‌کننده
8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
74 فایل
هیات خم پیچی های مقیم تهران با سابقه ای بیش از نیم قرن لینک ارتباط با ادمین : @javad1360
مشاهده در ایتا
دانلود
با سلام و ارادت چند شب توفیق شد که در سالن ورزشگاه خم پیج مسابقات را از نزدیک تماشا کنم. چیزی فراتر از یک مسابقه فوتسال در جریان بود. شور و هیجان در سالن موج می‌زد. صدای دلنشین تشویق‌ها و فریادهای تماشاگران، هم‌زمان با ضربات توپ و دویدن‌های پرانرژی بازیکنان، فضایی بی‌نظیر ایجاد کرده بود. هر ضربه به توپ، هر گل به ثمر رسیده و هر حرکت استثنائی بازیکنان، به همان اندازه که هیجان را در دل تماشاگران افزایش می‌داد، به برانگیختگی و شادی در سالن دامن می‌زد. این تنها یک رقابت نبود؛ این یک جشن پرشور از انرژی، امید و انگیزه بود که تمام سالن را دربرگرفته بود. وقتی می‌خواستی ماشینت را پارک کنی، باید صدها متر دورتر از ورزشگاه دنبال جای خالی می‌گشتی، چون جمعیت زیادی آمده بودند تا این رقابت‌های پرشور را از نزدیک ببینند. اما این شلوغی نه‌تنها آزاردهنده نبود، بلکه دلگرم‌کننده بود—نشانه‌ای از این که ورزش همچنان جایگاه ویژه‌ای در دل جوانان و خانواده‌ها دارد. این شب‌ها چیزی فراتر از یک رقابت ورزشی بود؛ فرصتی برای پر کردن اوقات فراغت جوانان، تجدید دیدار دوستان قدیمی، و شکل‌گیری لحظات صمیمانه‌ای که تا مدت‌ها در ذهن‌ها باقی می‌ماند. هر بار که یک گل به ثمر می‌رسید، سالن از شور و هیجان منفجر می‌شد. هر بار که پیشکسوتی در کنار زمین دیده می‌شد، حال و هوای خاصی به فضا می‌بخشید و نوجوانان با چشمانی درخشان از امید و انگیزه، آینده‌ای روشن را در ذهن می‌پروراندند. در این میان، جای دارد به‌طور ویژه از دهیار محترم روستا، اعضای شورای اسلامی و پایگاه بسیج روستا و تمامی عزیزانی که به‌نحوی در برپایی این مسابقات زیبا نقش داشتند، قدردانی کنیم که در این شب‌ها نه تعطیلات را احساس کردند و نه عید نوروز را! بلکه با تمام توان و انرژی خود، تلاش کردند تا این مسابقات به بهترین شکل ممکن برگزار شود. از نظافت و آماده‌سازی سالن گرفته تا هماهنگی‌های اجرایی، هماهنگی تأمین مالی مسابقات، از نظم مثال‌زدنی مسابقات تا رسیدگی به جزئیات، همه و همه حاصل زحمات این عزیزان بود که شبانه‌روز پای کار بودند تا لحظات خاطره‌انگیزی را برای ورزشکاران و تماشاگران رقم بزنند. دست‌مریزاد به این عزیزان که با عشق و تعهد، شور و نشاط را به روستا هدیه دادند! از تمام عزیزانی که این سنت زیبا را پایه‌گذاری کردند و آن را سال به سال زنده نگه داشتند، صمیمانه سپاسگزارم. این مسابقات فقط یک رویداد ورزشی نیست؛ یک حسنه جاریه است که نام بانیان آن را در دفتر نیکی‌ها ثبت می‌کند. در پایان از آقا یدالله عزیز ، برادر بزرگوار شهید لطف الله بصائری، که با ارسال گزارش‌های تصویری این لحظات خاطره‌انگیز را برای ما به یادگار گذاشتند، صمیمانه تشکر می‌کنیم. با احترام، ادمین کانال هیات خم پیچی‌های مقیم تهران
🌿🌎 روز طبیعت در خم‌پیچ؛ مهمان طبیعت باشیم، نه مزاحمش! 🌎🌿 خیلی از عزیزان امروز را در روستای زیبای خم‌پیچ جشن می‌گیرند و به دامن طبیعت آن پناه می‌برند. دم همگی گرم! اما یک خواهش کوچک: لطفاً خم‌پیچ را پیچیده‌تر از قبل نکنید! 😅 ♻️ زباله‌ها را در طبیعت جا نگذارید، خم‌پیچ سطل آشغال عمومی نیست! 🗑️🚯 🔥 آتش روشن کنید، اما مراقب باشید که خاک و گیاهان منطقه آسیب نبینند! 🏕️🚫🔥 🌳 درخت‌ها را نوازش کنید، نه حکاکی! اسم خودتان را روی کاغذ بنویسید، نه روی پوست درخت! 🖋️🚫🌳 🍃 به طبیعت فرصت نفس کشیدن بدهید؛ شاخه‌های درختان را نشکنید و پوشش گیاهی منطقه را حفظ کنید! 🌱🌼 🌱 طبیعت خم‌پیچ میزبان مهربانی شماست، بیایید طوری از آن پذیرایی کنیم که سال‌های بعد هم برایمان آغوش باز کند! 😊💚 مسلماً شما عزیزان، اهل طبیعت و مراقبت از آن هستید و این نکات را نه‌تنها می‌دانید، بلکه همیشه رعایت می‌کنید. این حرف‌ها صرفاً تلنگری بود، چون همان‌طور که گفته‌اند: "گاهی یک یادآوری ساده، اثری دارد که دانستن ندارد!" 🎧✨
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"سیزده بدر از زاویه‌ای جدید! 🌄 آقا سید مصطفی طباطبایی با این فیلم از بالای کوه سیاه خم پیچ، به ما نشون دادن که وقتی از ارتفاع به جهان نگاه می‌کنیم، درک دیگری از زیبایی و عظمت طبیعت به دست می‌آید. در این منظر، همه چیز کوچک و گذرا به نظر می‌رسد، و در دل این سکوت، انسان به یاد می‌آورد که در برابر بی‌کرانی طبیعت، اندک است. این تصویر به ما یادآوری می‌کند که زندگی را از نگاه بالا ببینیم، شاید آرامش و حقیقت عمیق‌تری در آن نهفته باشد. 🌿 احسنت به این همت ! 👏
"هیچ کلمه‌ای نمی‌تواند فراق مادر را توصیف کند؛ زیرا هر لحظه بی‌او، لحظه‌ای از گم شدن قطعه‌ای از قلب است که هیچ‌گاه بازنمی‌گردد." 🌿💫🌿 🕊️ ... 🅾 به یاد و گرامی‌داشتِ مرحومه کربلایی ام‌لیلا بصائری، همسر فقید مرحوم عموحاجی زین‌الدینی 🌿 مراسم یادبود این عزیز از دست رفته عصر پنج‌شنبه، ۱۴۰۴/۰۱/۱۴ در آرامستان روستای خُم‌پیچ برگزار می‌شود. ✨ یادش گرامی و روحش شاد باد، الفاتحه مع‌الصلوات 🌸🌸🌸
🌿 نان صلواتی؛ سنتی که ۲۰۱ هفته متوالی ادامه دارد 🌿 از قدیم گفته‌اند: ارحم ترحم؛ رحم کن تا رحمت ببینی. چه زیبا مردمانی که به فکر یکدیگرند، زنده‌ها را با مهربانی یاری می‌کنند و مردگان را با خیرات یاد. و چه کریم است پروردگاری که چنین دل‌هایی را می‌بیند و برکت و رحمتش را افزون می‌سازد. ۲۰۱ هفته است که سنت نیکوی نان صلواتی در روستای خم پیچ برقرار است و هر هفته ۳۳۰۰ قرص نان، بر سر سفره‌های مردم این دیار تقسیم می‌شود. اما این تنها تکه‌ای از یک برکت بی‌پایان است. وقتی مردمانی دست هم را بگیرند، خداوند متعال نیز دستان رحمتش را بر سر آنان خواهد گشود. شک نکنید که روزهای روشن‌تری در انتظار این مردم مهربان و دوست‌داشتنی است. وقتی دعای خیر یک آرامستان پشت سر آبادی باشد، وقتی خاطره‌ی خوبان در مهربانی‌های زندگان تکرار شود، آسمان این دیار هر روز آبی‌تر، روزی‌ها پربرکت‌تر و دل‌ها آرام‌تر خواهد شد. در پایان، برای سلامتی بانیان این سنت الهی و آرامش روح عزیزانی که در دل خاک آرمیده‌اند، صلواتی عاشقانه نثار کنیم… ✨
یادی از دو بزرگوار، با لبخند و خاطره‌ای دلنشین در تصویری که مشاهده می‌کنید، چهره‌ی شادروان حاج عبدالصمد زین‌الدینی و فرزند گرامیشان، پیرغلام و خادم الحسین، مرحوم حاج غلامحسن زین‌الدینی به چشم می‌خورد. به یاد این عزیزان، صلواتی ختم بفرمایید که دلشان همیشه با اهل‌بیت (ع) بود. در سفری که به خم پیچ داشتم، فرصتی دست داد تا پای صحبت چند تن از خم‌پیجی‌های طناز بنشینم. از جمله، گفت‌وگویی شیرین با برادر رزمنده ، کربلایی ماشالله زین‌الدینی، برادر حاج غلامحسن. ایشان با همان شیرینی کلامی که خاص خودش است، خاطره‌ای از روزگار نوجوانی‌اش تعریف کرد که شنیدنش خالی از لطف نیست: زمستان‌های خم پیچ، شوخی نداشت! مخصوصاً وقتی دم گله بودم، نماز صبح خواندن سخت‌ترین کار دنیا می‌شد. حالا تصور کنید باید از زیر پتوی گرم و نرم بلند شوم، وضو بگیرم آن هم با آب یخ رودخانه! یعنی خدا شاهده، وضو گرفتن با اون آب، حکم نبرد تن‌به‌تن با یک تکه یخ قطبی را داشت! دستت را که فرو می‌بردی، حس می‌کردی خودت هم داری تبدیل به مجسمه‌ی یخی می‌شوی! اما مرحوم برادرم حاج غلامحسن، خیلی به نماز اول وقت مقید بود. هر کاری هم می‌کردم که یه کم بیشتر زیر پتو بمونم، فایده نداشت، با یه نگاهش کاری می‌کرد که تا اذان نشده، خودم از ترسِ چشم‌غره‌هاش پاشم و وضو بگیرم!» حالا همین خاطره‌ی جذاب را آقا ماشالله با همان هنر بی‌نظیرش در روایت، طوری تعریف کرده که دل هر شنونده‌ای را می‌برد! ان‌شاءالله در روزهای آینده، این خاطره‌ی شنیدنی در کانال منتشر خواهد شد. در پایان صلوات هدیه کنیم به روح این عزیزان، که زندگیشان سراسر عشق و ارادت به اهل‌بیت بود.
انا لله و انا الیه راجعون با نهایت تأسف و تأثر، درگذشت ناباورانه شادروان مهدی طبرزدی، فرزند خادم الحسین و پیرغلام اهل بیت، حاج جواد طبرزدی(کلاحسینعلی) را به اطلاع می‌رسانیم. این ضایعه جانکاه که بر اثر سانحه تصادف رخ داد، قلب‌های ما را آکنده از غم و اندوه ساخت. از خداوند متعال برای آن عزیز سفرکرده رحمت و مغفرت، و برای بازماندگان صبر و اجر مسئلت داریم. مراسم تشییع و خاکسپاری روز جمعه در بهشت زهرای تهران برگزار خواهد شد. ⏳ ساعت دقیق مراسم متعاقباً اعلام می‌گردد. لطفاً با قرائت فاتحه، روح آن مرحوم را شاد و بازماندگان را از دعای خیر خود بهره‌مند سازید.
تصویری از شادروان کربلایی مهدی طبرزدی