eitaa logo
هیات خم پیچی های مقیم تهران
1.9هزار دنبال‌کننده
8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
74 فایل
هیات خم پیچی های مقیم تهران با سابقه ای بیش از نیم قرن لینک ارتباط با ادمین : @javad1360
مشاهده در ایتا
دانلود
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با حضور قلب و توجه، مشاهده بفرمایید... شب جمعه‌ست؛ شبی که دل‌ها بیشتر هوای کربلا می‌کنن... شبی که بوی زیارت آقا اباعبدالله الحسین علیه‌السلام توی فضا می‌پیچه. تو این شب عزیز، کلیپی از سینه‌زنی جانسوز کربلایی نریمان پناهی تقدیمتون می‌کنم. از بچگی عاشق صداش بودم و هنوز هم وقتی می‌خونه، صداش مستقیم به دل می‌شینه... صدایی که می‌ره ته دل آدم؛ صدایی پر از عشق و حال‌و‌هوای کربلا... تصور می‌کنم نفس گرم این ذاکر عزیز، مورد توجه اهل بیت علیهم‌السلام باشه. ان‌شاءالله خیلی زود، در یکی از جلسه‌های هیئت خم‌پیچی‌های مقیم تهران، بتونیم از صدای گرمش از نزدیک بهره‌مند بشیم. اللهم ارزقنا کربلا... -
پاسخ به شبهه‌ای در خصوص عزاداری امام حسین علیه‌السلام با سلام و احترام به همه عزیزان، به مناسبت شب جمعه، که شب زیارتی امام حسین علیه‌السلام است، کلیپی از مداحی برادر گرامی مداح اهل بیت کربلایی نریمان پناهی در کانال منتشر کردم در پیام قبلی پس از انتشار آن کلیپ ، یکی از عزیزان در دایرکت پیامی فرستادند که حاوی شبهه‌ای در خصوص اثر عزاداری‌ها و گریه بر امام حسین علیه‌السلام بود. ایشان نوشته بودند:👇👇 «دیگر هیچی اثر نمی‌کند؛ با گریه هیچ‌چیز درست نشد و نمی‌شود.» در پاسخ به این دیدگاه، پیامی برایشان ارسال کردم که به دلیل اهمیت موضوع و احتمال مطرح شدن این شبهه برای برخی دیگر از عزیزان در سطح جامعه ، تصمیم گرفتم آن را در کانال نیز به اشتراک بگذارم: پاسخی که بنده به این شبهه دادم : عزاداری برای امام حسین علیه‌السلام فقط برای گریه و آرامش دل‌ها نیست؛ بلکه هدف اصلی آن، زنده نگه داشتن پیام عاشورا و تقویت روحیه ایستادگی و جهاد در برابر ظلم و فساد است. قیام امام حسین علیه‌السلام، یک انقلاب فرهنگی، فکری و معنوی بود که تأثیرات عمیق و پایدار در طول تاریخ بشریت گذاشته است. ممکن است امروز مشکلات اقتصادی و اجتماعی ما با اشک و عزاداری مستقیم حل نشود، اما همین مجالس اگر با بصیرت، ایمان و شناخت همراه باشند، ما را برای مقاومت در برابر فساد، بی‌عدالتی و بی‌تفاوتی آماده می‌کنند. این اشک‌ها مقدمه‌ی حرکت و بیداری‌اند، نه نشانه‌ی انفعال. در آموزه‌های دینی آمده که هیچ عمل صالحی بی‌اثر نمی‌ماند؛ حتی اگر اثر آن فوری دیده نشود. ما با این عزاداری‌ها، دل‌هایمان را به سرچشمه حقیقت و عدالت وصل می‌کنیم و همین اتصال، زمینه‌ساز تغییرات عمیق در فرد و جامعه خواهد بود. لذا باید از این جلسات نورانی بهره ببریم؛ نه‌فقط برای ذکر مصیبت، بلکه برای تقویت ایمان، بیداری قلب، و آمادگی برای عمل. اللهم اجعلنا من أنصار الحسین علیه‌السلام و السائرین علی نهجه.
سلام و عرض ادب خدمت همراهان عزیز و دل‌هم‌دل سالیان سال است که دشمنان این آب و خاک، خواب براندازی نظام جمهوری اسلامی را در سر می‌پرورانند. ابتدای هر سال، با نیشخندی می‌گویند: "امسال دیکه سال آخرشونه!" اما هر سال، خودشان می‌مانند و حسرتی تکراری... یکی از اصلی‌ترین دلایلی که جرات نمی‌کنند قدمی به خاک پاک ایران بگذارند، همون هشت سال حماسه‌ای است که مردانی از جنس غیرت، با خون و جان، مرزهای کشور را بیمه کردند. رزمندگانی که نه فقط با گلوله، بلکه با ایمان ایستادند؛ مردانی که خانواده و فرزند را رها کردند، از دنیا دل بریدند و رفتند به استقبال خطر، تا ما امروز آسوده بنویسیم و بخندیم. کربلایی حاج مصیب طبرزدی یکی از همین عزیزان است. مردی که خاکریزهای داغ جنوب را دیده، صدای خمپاره برایش لالایی شب بوده و ترکش‌ها با او انس دیرینه دارند. در ایام نوروز، توفیق شد و ساعاتی در محضر این بزرگوار بودیم. خاطرات زیادی از ایشان ضبط کردیم که عمدتاً رنگ و بوی جبهه داشت. اما بین این همه خاطره‌ی پرشور، یک روایت شیرین هم شنیدیم که ربطی به جنگ نداشت، ولی طنازی حاجی در نقل ماجرا، آن را به یکی از دلچسب‌ترین بخش‌های گفت‌وگو تبدیل کرد. ماجرا رو قبلاً مکتوب براتون نوشتیم؛ قضیه‌ی اون شربت مرموز، اون جیب پر از پول، اون سارق بی‌معرفت و اون نگاه مات حاجی در صندلی اتوبوس که راننده گفت: «آقا رسیدیم گلپایگان!» و حاجی، با حالی بین زمین و آسمون، فقط گفت: «نه...» نه‌ای که از عمق یک کهکشان خوابیده می‌اومد! اکنون کلیپ کامل این خاطره‌ی بامزه، از زبان خود حاجی، با همون حس‌وحال شیرین، در کانال بارگذاری می‌شود در پیام بعدی از خانواده محترم این بزرگوار، به‌ویژه آقازاده‌های ارجمندشان که نهایت همکاری را در تهیه و انتشار این محتوا با ما داشتند، صمیمانه تشکر می‌کنیم. و در پایان، از همه‌ی دل‌های عاشق و بیدار می‌خواهیم برای سلامتی، عزت و طول عمر این مرد میدان، از عمق وجود یک صلوات پر از نور و محبت بفرستند: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
30.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نه گلوله، نه خمپاره… این‌بار یه خاطره بامزه از یه مرد جنگ‌دیده که بار ها تا مرز شهادت پیش رفته ! حاج مصیب طبرزدی، رزمنده‌ی روزهای آتش و خاک، این‌بار با یه روایت طنازانه کاری می‌کنه که هم لبخند بزنی، هم دلت گرم بشه. خنده‌ای از جنس جبهه، ساده، صمیمی، واقعی. یکی از زیبایی‌های این خاطرات و کلیپ‌ها همینه که جوون‌های ما بدون شعار، با قهرمانان واقعی این سرزمین آشنا می‌شن؛ همون‌هایی که بی‌صدا، با جان و دل از خاک وطن دفاع کردند. راستش من خودم هم تا سال گذشته که حاج آقا مهمان هیئت ما شدند، نمی‌دونستم که ایشون ۴۸ ماه ایثارگری در جبهه دارند. مردی که تا نوک خاکریز رفت، ولی هنوز هم متواضع و بی‌ادعاست. ممنونیم از حاجی عزیز بابت روایتگری دلنشین و همکاری صمیمانه‌ش. تماشا کن، لبخند بزن، و برای سلامتی‌ش یه صلوات از ته دل بفرست. و منتظر باش… خاطره‌ی بعدی، از دل خاکریز و خط مقدم جبهه خواهد بود؛ روایتی شنیدنی از روزهای دفاع مقدس. https://eitaa.com/khompich/8004
🔵به مناسبت 11 آوریل، روز جهانی پارکینسون مطرح شد؛ ◾️نقش موثر ورزش در کاهش پیشرفت علائم پارکینسون 🟢دکتر سالاری، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی: ◾️پارکینسون یک بیماری نسبتا شایع و نورودژنریتیو یا تخریب کننده سیستم عصبی مرکزی است. ◾️علت 10 تا 20 درصد موارد این بیماری ژنتیکی است. ◾️لرزش دست شایع ترین علامت بیماری پارکینسون است. ◾️در صورت داشتن علائمی نظیر لرزش دست، کندی حرکات نسبت به قبل و اختلال در راه رفتن، حتما برای بررسی بیشتر به پزشک مراجعه کنید. ◾️امروزه با تجویز داروی مناسب می‌توان علائم بیماری را در این بیماران کنترل کرد و باعث ارتقای کیفیت زندگی بیمار شد. ◾️دوچرخه سواری ورزشی مناسب برای مبتلایان به پارکینسون ◾️این بیماران باید غذاهای چرب و گوشت قرمز را کمتر و ماهی و سبزی‌های تازه و گوشت سفید بیشتر مصرف کنند.
سلام و عرض ادب به شما همراهان عزیز روز گذشته، برای دویست و دومین هفته پیاپی، تعداد ۳۳۰۰ قرص نان صلواتی در روستای خم‌پیچ توزیع گردید. ۲۰۲ هفته از آغاز این سفره‌ی مهربانی گذشت و نان صلواتی در خم‌پیچ، باز هم بوی سخاوت داد... در جهانی که آدم‌ها گاه از حال یکدیگر بی‌خبرند، خم‌پیچ را باید ایستاده ستود؛ آبادی‌ای که مردمش دست در دست هم، دل در گرو خوبی، و نگاه‌شان به افق‌های روشن انسانیت دوخته شده است. اینجا نان را تنها برای خوردن نمی‌خواهند؛ نان را برای بخشیدن، دلگرم کردن، زنده نگه داشتن نام نیکان، و شاد کردن دل دیگران می‌خواهند. چه باشکوه است روستایی با این وسعت از دل‌های بزرگ، که ۲۰۲ هفته بی‌وقفه، با اتحاد و همدلی، طرحی را زنده نگه داشته که ریشه در کرامت انسانی دارد. روحیه‌ی ستودنی مشارکت در خم‌پیچ، گنجینه‌ای است که باید در کتاب‌ها نوشت و بر زبان‌ها جاری کرد. مردمان این روستا به ما یاد می‌دهند که نیکوکاری، کاری جمعی است؛ کار دل‌هایی که به هم گره خورده‌اند. این نان، فقط نان نیست؛ قصه‌ای‌ است از عشق، از همدردی، از همدلی... درود بر اهالی شریف خم‌پیچ که چراغ سنت نیک نان صلواتی را با دل و جان روشن نگه داشته‌اند. و چه زیباست دعای مادر پیری که با قرص نانی از دل این مهربانی، رو به آسمان می‌گوید: "خدایا شکرت..." برای سلامتی و تندرستی بانیان این طرح پربرکت، صلواتی مرحمت بفرمایید.
سلام و عرض ادب خدمت تمامی عزیزان نیکوکار و بزرگوار کانال! درود و رحمت به شما که همیشه در مسیر محبت و خدمت به اهل بیت علیهم‌السلام گام برمی‌دارید. امیدوارم این روزهای پربرکت، در سلامت و خوشبختی باشید. پنج‌شنبه، چهارم اردیبهشت، دل‌های شیعه در سوگ شهادت رئیس مذهب، حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام خواهد تپید. و ما با هم، در حسینیه خم پیچی‌های مقیم تهران، در مراسم عزاداری و اطعام، یاد آن امام بزرگوار را گرامی می‌داریم. اگر دلتان هوای کمک و خدمت دارد، اگر می‌خواهید در این روز، سهمی در اطعام عزاداران داشته باشید و دلی شاد کنید، اکنون زمانش است... با واریز مبلغی به حساب هیئت و ارسال تصویر فیش واریزی، شما هم در این عمل خیر شریک خواهید بود. یقین داشته باشید که محبت شما در این روزهای عزیز، هم بر دل‌های عزاداران امام صادق علیه‌السلام نور می‌افشاند، هم دل شما را با یاد آن بزرگوار روشن می‌سازد. شماره کارت بانک صادرات به نام مؤسسه خم‌پیچی‌های خوانسار: 6037-6919-9010-4986 از شما دوستان همیشگی هیئت، که همیشه در تمامی مناسبت‌ها در کنار ما هستید، سپاسگزاریم. دعاگویتان هستیم و امیدواریم در پناه امام صادق علیه‌السلام، دست‌های شما همیشه بخشنده و قلب‌های‌تان همیشه پر از محبت باشد.
در آستانه سالگرد شهادت رئیس مذهب شیعه، حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام، نخستین خانواده‌ای که برای اطعام این روز پیش‌قدم شدند، خانواده بزرگوار شهید سید اسماعیل ساجدی بودند با اهدای مبلغ بیست میلیون ریال خانواده‌ای که هم افتخار تقدیم شهیدی سرافراز را در کارنامه خود دارند و هم در مسیر نیکوکاری، همواره چون فانوسی روشن، پیشتاز بوده‌اند. بی‌سبب نیست که در فرهنگ دین ما، اولین‌ها همیشه جایگاه ویژه‌ای دارند. همان‌گونه که نخستین مؤمن به پیامبر، نخستین شهید در راه حق، و نخستین اسیر برای حفظ دین، منزلتی بلند نزد خدای متعال یافتند، امروز نیز خانواده‌ای که نخستین گام را در کمک به اطعام شهادت امام صادق برداشتند، مشمول احترام و کرامت ویژه هستند چه زیباست که همان خانواده‌ای که در تقدیم جان، پیشتاز بود، در بذل مال نیز پیشگام است. گویی این آمادگی برای رضای خدا، خصلت نهادینه‌شده‌ای است که نسل به نسل در این خانه جریان دارد. از برادر بزرگوار حاج سید محمد ساجدی، برادر شهید و بانی این نیت خیر، صمیمانه سپاسگزاریم. خداوند این قدم عاشقانه را از ایشان قبول فرماید و آن را هدیه‌ای نورانی برای روح بلند شهید ساجد و پدر و مادر گران‌قدرشان قرار دهد.
بسم الله الرحمن الرحیم شهید بزرگوار سید اسماعیل ساجدی، پاسدار رشید اسلام و از مصادیق بارز رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه بود که در هر گام از زندگی‌اش نشان داد که در عهدی که با خداوند بسته بود، صادق و وفادار است. ایشان در سال ۶۱ با نیتی پاک و ایمانی استوار به جمع سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و در طول مدت حضور خود در این شجره طیبه، جایگاهی والا در دل‌های مردم و در صفوف مقاومت و ایثار یافت. شهید ساجدی، که در آن سال‌های پر تلاطم در جبهه‌های جنگ حضور داشت، با دلی آکنده از عشق به میهن و نظام اسلامی، در لشکر ۲۷ محمد رسول الله خدمت می‌کرد. وی که مسئولیت معاون بهداشت و محیط زیست ستاد مرکزی سپاه را بر عهده داشت، در طول سال‌های ۶۱ تا ۶۵ همواره در خط مقدم جبهه‌ها حضور فعال و مستمر داشت، و بی‌وقفه در تلاش بود تا علاوه بر ایثارگری‌های نظامی، خدمات بهداشتی و انسانی را نیز برای رزمندگان اسلام فراهم آورد. سرانجام، در اردیبهشت ۶۵، در جزیره مجنون و در پی اصابت گلوله آرپی‌جی به سر ایشان، دعوت حق را لبیک گفت و به جمع شهدای عالی‌مقام پیوست. شهادت او، همچون دیگر شهدای اسلام، نه پایان راه، بلکه آغاز یک مسیر نورانی بود که با خون پاکش، پرچم اسلام و انقلاب اسلامی را در آسمان‌ها برافراشت. روح بلند شهید سید اسماعیل ساجدی که در عرصه‌های مختلف جهاد و ایثار سربلند بود، همواره در دل‌های مردم ایران زنده است و یاد و راهش همیشه پر رهرو و جاوید خواهد بود. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
با سلام و ارادت امروز که سالروز شهادت سید اسماعیل ساجدی رو تو کانال اعلام کردیم، یه گفت‌وگوی خودمونی داشتیم با یکی از دوستای نزدیکش؛ رزمنده و جانباز دفاع مقدس، حاج غلامحسین زین‌الدینی فرزند مرحوم حاج غلامعلی حاج غلامحسین، با همون صدای گرم و پرخاطره‌اش برامون این‌جوری تعریف کرد: من و آقا یحیی زین‌الدینی، پسر مرحوم حاج محمدتقی، جبهه غرب بودیم… حاج عمران و پیرانشهر. اون‌جا نه تلفنی بود، نه نامه‌ای، اصلاً انگار دنیا قطع شده بود ازمون. آقا یحیی رفته بود مرخصی. وقتی برگشت، یه خبری آورد که تلخ ترین خبر زندگیم بود گفت: "سید اسماعیل تو تنگه چزابه شهید شده." قلبم ریخت پایین… اسماعیل فقط یه دوست نبود، رفیق جون‌جونیم بود. نه سال کنار هم رو یه نیمکت نشستیم. از دبستان تا سوم راهنمایی. اون‌جا تو پیرانشهر، اوضاع خیلی حساس بود. انقدر که می‌گفتن به داداشت هم اعتماد نکن. یه بار که از مرخصی برگشتم، دیدم پلاکم رو جا گذاشتم تو خم‌پیچ. تا رسیدم، فوری برام یه پلاک دست‌ساز ساختن… آخه اون‌جا دیگه شوخی نداشت. ولی بذار یه چیزی بگم… نمی‌خوام از اسماعیل تعریف کنم فقط چون شهید شده. نه داداش… هرکی یه روز باهاش هم‌کلاس بوده، هنوزم از اخلاق و مرامش حرف می‌زنه. بچه‌تمیز بود، مؤدب، مرتب… اولین کسی بود که تو کلاس‌مون ساعت مچی بست. یه سروگردن از همه جلوتر فکر می‌کرد. یه بار نشستیم دو تایی، داشتیم راجع‌به آینده حرف می‌زدیم. بهش گفتم: «اسماعیل، دوست داری در آینده چه کاره بشی؟» لبخند زد و گفت: «من می‌خوام تا دکترا بخونم. یه کار دولتی هم کنار دستم داشته باشم.» پرسیدم: «واسه چی؟» گفت: «می‌خوام اگه یه روزی یه اتفاقی افتاد برای من ، زن و بچه‌م بی‌پناه نمونن.» اون موقع حرفش رو درست نفهمیدم… ولی الان که به عقب نگاه می‌کنم، انگار خودش خبر داشت که راهش به کجا ختم می‌شه… وقتی رفت سپاه، ازش پرسیدم: «چرا رفتی سپاه؟» گفت: «پاسداری، شغل نیست… عشقه. الان وقتِ راحتی نیست. باید سر وظیفه‌مون وایسیم.» و همون‌جور که با عشق اومد، با همون عشق هم رفت… سید اسماعیل ساجدی، مردی بود که هنوز کلی حرف برای گفتن داشت، ولی دل داد، رفت، تا رفتنش خودش بشه یه دنیا حرف… حرفی که هنوز تو دل ماها مونده…
دعوت به روایت خاطرات شهید سید اسماعیل ساجدی همراهان گرامی؛ در سالروز عروج ملکوتی شهید والامقام سید اسماعیل ساجدی، به رسم قدرشناسی از راه و رسم شهیدان، از همرزمان، دوستان و آشنایان آن عزیز سفر کرده صمیمانه تقاضا داریم اگر خاطره‌ای ناب، روایت دل‌نشینی یا یادگاری از روزهای همراهی با ایشان در دل دارید، آن را از طریق پیام مستقیم (دایرکت) برای ادمین کانال ارسال فرمایید تا به‌نام شما در این فضای مجازیِ مزین به نور شهدا منتشر شود. بدانید و یقین داشته باشید که زنده نگه داشتن یاد شهدا، کمتر از شهادت نیست. این سخن، برگرفته از فرمایش گهربار حضرت امام خمینی (ره) است که فرمودند: «ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد.» و نیز فرمودند: «زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست.» در دنیای امروز، که رنگ تعلقات مادی بر جان‌ها نشسته و صدای ارزش‌ها در هیاهوی دنیا محو شده، روایت این خاطرات، جرعه‌ای از آب حیات است بر دل‌های تشنه معنا. ما بیش از همیشه نیازمند شنیدن خاطرات آن بزرگوارانیم؛ مردانی که روزگاری در کنار ما زیستند، اما با نگاهی بلند، دل از خاک بریدند و راه آسمان را پیش گرفتند. شاید در لابه‌لای این سطرها و در شنیدن این روایت‌ها، دلی بلرزد، دیده‌ای بارانی شود و انسانی مسیر زندگی‌اش را تغییر دهد... و چه نیکوست که به فرموده قرآن کریم: «و مَن أحیاها فکأنّما أحیَا الناسَ جَمیعًا» هر کس انسانی را احیا کند، گویا تمام مردم را احیا کرده است. از این رو، مشارکت شما در این فراخوان معنوی، گامی است در جهت احیای جان‌ها و برافروختن چراغ راه در تاریکی این روزگار. منتظر دقایق نابی از شما هستیم… یادمان نرود که شهدا زنده‌اند و این، کمترین حق ایشان بر ماست.
بسمه تعالی طرح نهج‌البلاغه خوانی، ترجمه استاد دشتی هر هفته یک حکمت حکمت شماره ۲۴۰ موضوع: غصب و ويرانى (اقتصادى، سياسى) و دورد خدا بر او، فرمود: سنگ غصبى در بناى خانه، مايه ويران شدن آن است.   حضرت امیر المومنین علی ( ع ) ارسالی از طرف آقا محمد زین الدینی