eitaa logo
هیات خم پیچی های مقیم تهران
1.9هزار دنبال‌کننده
8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
74 فایل
هیات خم پیچی های مقیم تهران با سابقه ای بیش از نیم قرن لینک ارتباط با ادمین : @javad1360
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم شهید بزرگوار سید اسماعیل ساجدی، پاسدار رشید اسلام و از مصادیق بارز رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه بود که در هر گام از زندگی‌اش نشان داد که در عهدی که با خداوند بسته بود، صادق و وفادار است. ایشان در سال ۶۱ با نیتی پاک و ایمانی استوار به جمع سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و در طول مدت حضور خود در این شجره طیبه، جایگاهی والا در دل‌های مردم و در صفوف مقاومت و ایثار یافت. شهید ساجدی، که در آن سال‌های پر تلاطم در جبهه‌های جنگ حضور داشت، با دلی آکنده از عشق به میهن و نظام اسلامی، در لشکر ۲۷ محمد رسول الله خدمت می‌کرد. وی که مسئولیت معاون بهداشت و محیط زیست ستاد مرکزی سپاه را بر عهده داشت، در طول سال‌های ۶۱ تا ۶۵ همواره در خط مقدم جبهه‌ها حضور فعال و مستمر داشت، و بی‌وقفه در تلاش بود تا علاوه بر ایثارگری‌های نظامی، خدمات بهداشتی و انسانی را نیز برای رزمندگان اسلام فراهم آورد. سرانجام، در اردیبهشت ۶۵، در جزیره مجنون و در پی اصابت گلوله آرپی‌جی به سر ایشان، دعوت حق را لبیک گفت و به جمع شهدای عالی‌مقام پیوست. شهادت او، همچون دیگر شهدای اسلام، نه پایان راه، بلکه آغاز یک مسیر نورانی بود که با خون پاکش، پرچم اسلام و انقلاب اسلامی را در آسمان‌ها برافراشت. روح بلند شهید سید اسماعیل ساجدی که در عرصه‌های مختلف جهاد و ایثار سربلند بود، همواره در دل‌های مردم ایران زنده است و یاد و راهش همیشه پر رهرو و جاوید خواهد بود. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
با سلام و ارادت امروز که سالروز شهادت سید اسماعیل ساجدی رو تو کانال اعلام کردیم، یه گفت‌وگوی خودمونی داشتیم با یکی از دوستای نزدیکش؛ رزمنده و جانباز دفاع مقدس، حاج غلامحسین زین‌الدینی فرزند مرحوم حاج غلامعلی حاج غلامحسین، با همون صدای گرم و پرخاطره‌اش برامون این‌جوری تعریف کرد: من و آقا یحیی زین‌الدینی، پسر مرحوم حاج محمدتقی، جبهه غرب بودیم… حاج عمران و پیرانشهر. اون‌جا نه تلفنی بود، نه نامه‌ای، اصلاً انگار دنیا قطع شده بود ازمون. آقا یحیی رفته بود مرخصی. وقتی برگشت، یه خبری آورد که تلخ ترین خبر زندگیم بود گفت: "سید اسماعیل تو تنگه چزابه شهید شده." قلبم ریخت پایین… اسماعیل فقط یه دوست نبود، رفیق جون‌جونیم بود. نه سال کنار هم رو یه نیمکت نشستیم. از دبستان تا سوم راهنمایی. اون‌جا تو پیرانشهر، اوضاع خیلی حساس بود. انقدر که می‌گفتن به داداشت هم اعتماد نکن. یه بار که از مرخصی برگشتم، دیدم پلاکم رو جا گذاشتم تو خم‌پیچ. تا رسیدم، فوری برام یه پلاک دست‌ساز ساختن… آخه اون‌جا دیگه شوخی نداشت. ولی بذار یه چیزی بگم… نمی‌خوام از اسماعیل تعریف کنم فقط چون شهید شده. نه داداش… هرکی یه روز باهاش هم‌کلاس بوده، هنوزم از اخلاق و مرامش حرف می‌زنه. بچه‌تمیز بود، مؤدب، مرتب… اولین کسی بود که تو کلاس‌مون ساعت مچی بست. یه سروگردن از همه جلوتر فکر می‌کرد. یه بار نشستیم دو تایی، داشتیم راجع‌به آینده حرف می‌زدیم. بهش گفتم: «اسماعیل، دوست داری در آینده چه کاره بشی؟» لبخند زد و گفت: «من می‌خوام تا دکترا بخونم. یه کار دولتی هم کنار دستم داشته باشم.» پرسیدم: «واسه چی؟» گفت: «می‌خوام اگه یه روزی یه اتفاقی افتاد برای من ، زن و بچه‌م بی‌پناه نمونن.» اون موقع حرفش رو درست نفهمیدم… ولی الان که به عقب نگاه می‌کنم، انگار خودش خبر داشت که راهش به کجا ختم می‌شه… وقتی رفت سپاه، ازش پرسیدم: «چرا رفتی سپاه؟» گفت: «پاسداری، شغل نیست… عشقه. الان وقتِ راحتی نیست. باید سر وظیفه‌مون وایسیم.» و همون‌جور که با عشق اومد، با همون عشق هم رفت… سید اسماعیل ساجدی، مردی بود که هنوز کلی حرف برای گفتن داشت، ولی دل داد، رفت، تا رفتنش خودش بشه یه دنیا حرف… حرفی که هنوز تو دل ماها مونده…
دعوت به روایت خاطرات شهید سید اسماعیل ساجدی همراهان گرامی؛ در سالروز عروج ملکوتی شهید والامقام سید اسماعیل ساجدی، به رسم قدرشناسی از راه و رسم شهیدان، از همرزمان، دوستان و آشنایان آن عزیز سفر کرده صمیمانه تقاضا داریم اگر خاطره‌ای ناب، روایت دل‌نشینی یا یادگاری از روزهای همراهی با ایشان در دل دارید، آن را از طریق پیام مستقیم (دایرکت) برای ادمین کانال ارسال فرمایید تا به‌نام شما در این فضای مجازیِ مزین به نور شهدا منتشر شود. بدانید و یقین داشته باشید که زنده نگه داشتن یاد شهدا، کمتر از شهادت نیست. این سخن، برگرفته از فرمایش گهربار حضرت امام خمینی (ره) است که فرمودند: «ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد.» و نیز فرمودند: «زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست.» در دنیای امروز، که رنگ تعلقات مادی بر جان‌ها نشسته و صدای ارزش‌ها در هیاهوی دنیا محو شده، روایت این خاطرات، جرعه‌ای از آب حیات است بر دل‌های تشنه معنا. ما بیش از همیشه نیازمند شنیدن خاطرات آن بزرگوارانیم؛ مردانی که روزگاری در کنار ما زیستند، اما با نگاهی بلند، دل از خاک بریدند و راه آسمان را پیش گرفتند. شاید در لابه‌لای این سطرها و در شنیدن این روایت‌ها، دلی بلرزد، دیده‌ای بارانی شود و انسانی مسیر زندگی‌اش را تغییر دهد... و چه نیکوست که به فرموده قرآن کریم: «و مَن أحیاها فکأنّما أحیَا الناسَ جَمیعًا» هر کس انسانی را احیا کند، گویا تمام مردم را احیا کرده است. از این رو، مشارکت شما در این فراخوان معنوی، گامی است در جهت احیای جان‌ها و برافروختن چراغ راه در تاریکی این روزگار. منتظر دقایق نابی از شما هستیم… یادمان نرود که شهدا زنده‌اند و این، کمترین حق ایشان بر ماست.
بسمه تعالی طرح نهج‌البلاغه خوانی، ترجمه استاد دشتی هر هفته یک حکمت حکمت شماره ۲۴۰ موضوع: غصب و ويرانى (اقتصادى، سياسى) و دورد خدا بر او، فرمود: سنگ غصبى در بناى خانه، مايه ويران شدن آن است.   حضرت امیر المومنین علی ( ع ) ارسالی از طرف آقا محمد زین الدینی
زرنگ‌ها هیچ گاه از قافله خیر جا نمی‌مانند... وقتی انسان باهوش باشد، فرصت‌های زندگی را از دست نمی‌دهد. اما وقتی زرنگ باشد، فرصت‌های آخرت را هم شکار می‌کند... امروز، برادر عزیز و بزرگوار، حاج آقا فضل‌الله پوراحمدی، با نیتی ناب و قلبی آکنده از مهر، مبلغ ۱۰ میلیون ریال به نیت پدر و مادر گرامی‌شان برای اطعام شهادت امام صادق علیه‌السلام تقدیم کردند. و البته من مطمئنم که این عزیزان بزرگوار، نه‌تنها علاقه‌ای به دیده شدن ندارند، بلکه از اینکه نامشان برده شود نیز در دل راضی نیستند. اما با خواهش و اصرار صمیمانه، از ایشان اجازه گرفتیم تا این کار نیک را در کانال اعلام کنیم؛ نه برای معرفی شخص، بلکه برای معرفی مسیر... تا سنت‌های حسینی و یاد اهل‌بیت، بیشتر در جامعه ما زنده بماند. این حرکت زیبا، فقط یک کمک مالی نیست؛ توشه‌ای است ابدی، آن هم با همراهی پدر و مادری که سال‌ها دعایشان پشت سرشان بوده. در مسیر اهل‌بیت، هیچ قدم کوچکی وجود ندارد؛ هر قدم، نوری‌ست برای دنیا و ذخیره‌ای برای آخرت. بیایید از این قافله عقب نمانیم. فرصت را از دست ندهیم برای شریک شدن در اطعام شهادت امام صادق علیه‌السلام. هنوز فرصت باقی‌ست؛ بگذارید نام ما هم در کنار نیکان این روزگار ثبت شود. حاج آقا فضل الله عزیز، دعای خیر پدر و مادر بدرقه راهتان باد...
یاد و خاطره‌ها همیشه زنده‌اند... حاج اکبر آقای زین‌الدینی، فرزند مرحوم مشهدی حسن، مبلغ بیست میلیون ریال به نیت اطعام شهادت امام صادق علیه‌السلام تقدیم نمودند. این حرکت نه تنها بیانگر همت والای ایشان، بلکه گواهی بر رسالت ماندگار‌ای است که پدران بزرگوار این دیار از نسل‌های گذشته تا به امروز بر دوش دارند. مرحوم مشهدی حسن، از بنیان‌گذاران هیئت خم پیچی های مقیم تهران و اولین مسئول این هیئت، با همت و پشتکار خود، در بیش از ۶۰ سال پیش، راهی را آغاز کردند که امروز به نام هیئت خم‌پیچی‌ها در قلب تهران می‌درخشد. این هیئت نه فقط جایگاهی برای عبادت و ذکر اهل بیت است، بلکه تبدیل به نقطه اتصال و نماد اتحاد و همدلی برای اهالی این دیار شده است. در تمام این سال‌ها، هیئت خم پجی هلی مقیم تهران جزو مراکز اصلی خیر و برکت بوده است. از تأمین جهیزیه برای دختران، تا تهیه سیسمونی برای مادران، همواره در کنار نیازمندان بوده است. صدها نفر از هموطنان عزیز در این مجموعه نیکوکارانه، حمایت شده‌اند بسیاری از کمک‌های مالی که در این هیئت صورت گرفته است، در خفا و دور از چشم بوده است؛ اما برکت آن کارهای خیر هیچگاه از بین نرفته و همچنان در زندگی‌های زیادی تأثیرگذار است. اما این تنها بخشی از داستان است. این دورهمی‌ها و تجمع‌های معنوی در هیئت خم پیچی های مقیم تهران، در کنار تمام خدمات مادی، به حال دل‌ها می‌پردازد و باعث ایجاد انسجام روحی و معنوی میان اعضا می‌شود. این مکان، مکانی است که در آن، دل‌ها از نگرانی‌ها فارغ می‌شوند و لحظات معنوی واقعی شکل می‌گیرد. مرحوم مشهدی حسن و سایر موسسین این هیئت، از جمله کسانی هستند که در ثواب این کارهای خیر که تا به امروز ادامه دارد، سهیم هستند. حقیقتاً، این افراد هستند که در خط نخست رضای خداوند قرار دارند و حسین‌وار در پی اجر و ثواب برای نسل‌های بعد از خود هستند. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم برای شادی روح مرحوم مشهدی حسن و سلامتی حاج اکبر زین‌الدینی، صلوات بر محمد و آل محمد هدیه کنیم. 🌹
به نام خداوند لبخند و امید امروز شنبه، نخستین روز از هفته است؛ روزی که با توکل بر خدای مهربان، عزم کرده‌اید هفته‌ای پربرکت و دل‌گرم آغاز کنید. در همین آغاز راه، برادر ارجمند و رزمنده دلاور، کربلایی ماشالله زین‌الدینی، فرزند مرحوم حاج عبدالصمد، که به مهارت مثال‌زدنی‌اش در روایتگری و بیان طنازانه شهره است، خاطره‌ای شیرین و آموزنده برای شما نقل می‌کند؛ به نیت آنکه لبخندی هرچند کوچک بر لبانتان بنشاند و حال دلتان را ، حد وسع خویش ـ اندکی بهتر کند. خوشبختانه، خاطرات پیشین ایشان با استقبال گرم شما عزیزان همراه شد و به‌خوبی نشان داد که نیت خیر و کلام صادقانه همیشه راه به دل‌ها می‌برد. رزمندگان، جماعتی عجیب و شریف‌اند؛ روزی جان بر کف، آسایش خود را وانهاده‌اند تا آرامش میهن را پاس بدارند، و امروز نیز، هر جا که حضور دارند، حامل انرژی مثبت‌اند. وقتی کنارشان می‌نشینی، انگار خود خورشید کنار تو نشسته؛ گرم، نورانی، و بی‌ادعا. نه مثل بعضی‌ها که تا دهنت را باز کنی، سفره شکایتشان را پهن می‌کنند: از گرانی، از هوا، از ترافیک، از زندگی، از دنیا، از آخرت، حتی از قوری چای! اما امروز، کلیپی را تقدیم حضورتان می‌کنیم که پیش‌تر نسخه مکتوب آن را نیز منتشر کرده بودیم. خاطره‌ای شنیدنی از مرحوم غلامحسن زین‌الدینی، برادر بزرگوار آقا ماشالله، که با جدیت و غیرت خاصی اهل‌خانه را به خواندن نماز اول وقت توصیه و گاه هم اجبار می‌فرمودند! (البته با همان محبت برادرانه!) شما را به تماشای این روایت شیرین و آموزنده دعوت می‌کنیم. و در پایان، خواهشمندیم از صمیم دل، برای سلامتی این برادر عزیز، که با روایت‌های خود حال خوب را میان ما تقسیم می‌کنند، یک صلوات نثار فرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد
28.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایتی صمیمی از آقای کربلایی ماشالله زین‌الدینی درباره غیرت دینی برادر بزرگوارشان، مرحوم حاج غلامحسن ترکیبی از ایمان، شوخ‌طبعی و خاطراتی که هنوز هم لبخند بر لب می‌نشاند. با آرزوی صحت، سلامت و طول عمر باعزت برای این برادر دلسوز، باصفا و خوش‌ذوق خم‌پیچی.
🌷 به یاد مهربانی‌ها، به یاد لبخندهای ماندگار... 🌷 در روزهای دلتنگی، دل را با یاد خوبی‌ها و نجابت‌های او آرام می‌کنیم. ۲۳ فروردین‌ماه، پنجمین سالروز آسمانی شدن خادم‌الحسین علیه‌السلام، حاج سیدحسن ساجد است؛ مردی که عمر خود را با اخلاص در راه اهل بیت سپری کرد. یاد همسر بزرگوارشان مرحومه حاجیه خانم شوکت زین‌الدینی را نیز با نثار فاتحه و صلواتی گرامی می‌داریم. 🔸 خانواده گرامی آن مرحومان، به یاد پدر، با تأمین هزینه ۵۰۰ قرص نان صلواتی، گامی ارزشمند در مسیر احسان برداشتند. این در حالی‌ست که همه فرزندان آن مرحوم، عضو گروه نان صلواتی هستند؛ گروهی از ۸۲ نفر از خم‌پیچی‌های عزیز که به‌صورت هفتگی با تأمین مالی، اطعام حدود ۳۳۰۰ قرص نان را رقم می‌زنند. خوشا به حال آن پدر و مادر آسمانی که فرزندانی چنین قدرشناس دارند و ثواب این نیکی‌ها تا ابد بر روحشان جاری‌ست. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم صلواتی ناب، هدیه کنیم به روح بلندشان.
در سالروز ارتحال خادم الحسین، شادروان حاج سید حسن ساجد، یکی از صبیه‌های محترم ایشان مبلغ ده میلیون ریال را برای اطعام در روز شهادت امام صادق علیه‌السلام اختصاص دادند. خداوند این عمل خیر را قبول فرماید. اطعام در اسلام ثواب بزرگی دارد و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمایند: "هر که مؤمنی را اطعام کند، خداوند او را از درختی در بهشت سیراب می‌کند." این عمل در ایام مذهبی مثل شهادت امام صادق علیه‌السلام مخصوصاً ارزش دوچندان دارد و فرصتی برای نزدیکی به خداوند است. مشارکت در این‌گونه اعمال خیر نه تنها موجب آرامش روح است بلکه ثواب عظیمی به همراه دارد. بیایید از این فرصت‌ها بهره برده و در کنار یکدیگر در راه خیر و ثواب تلاش کنیم. 🌹 از همه عزیزان خواهشمندیم برای شادی روح این پیرغلام اهل بیت صلواتی قرائت فرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
با سلامی از عمق دل، و نگاهی از جنس آسمان... گاهی در زندگی لحظاتی پیش می‌آید که زمین، آسمان را صدا می‌زند... لحظاتی که دل‌های شکسته، راهی جز امید به لطف بی‌پایان خداوند ندارند... و چه زیباست در این زمان‌ها، دل‌هایی به هم گره بخورند، دست‌هایی بی‌ادعا رو به آسمان بلند شود، و لب‌هایی، نجواگر نام‌های مقدس خداوند باشند... عزیزان دل، امروز از شما خواهش می‌کنیم: یک حمد تنها و یک صلوات عاشقانه نثار کنید. نه برای رفع تکلیف... نه صرفاً برای دلخوشی خانواده‌ای چشم‌انتظار که از ما طلب دعا کرده‌اند... بلکه از سر باور، باوری عمیق به اینکه: دعا، تقدیر را دگرگون می‌کند. در روایات آمده: دعای یک دل خالص، حتی اگر گنه‌کار باشد، می‌تواند درهای بسته را بگشاید. شاید دعای تو همان کلیدی باشد که گره از جان نوزادی معصوم باز کند... شاید یک "حمد" از زبان تو، بوی بهشت را به اتاق سرد بیمارستان ببرد... شاید صلواتت، نوری شود بر قلب کوچکی که هنوز طعم آغوش مادر را نچشیده... و مگر نه اینکه هر بار که نام خدا را بر زبان می‌آوریم، اسم اعظم را زمزمه می‌کنیم؟ صاحبدلان گفته‌اند: اگر بر مرده‌ای "حمد" بخوانی و او برخیزد، تعجب نکن... که در نام‌های خدا، معجزه‌ای نهفته است که عقل درکش نمی‌کند. اکنون نوزادی کوچک از منصوبین عزیز به خم‌پیچی‌ها، در بیمارستان چشم‌انتظار دعا و رحمت خداوند از زبان شماست... با تمام عشق، با تمام حضور قلب، از شما تقاضا داریم: همین حالا، همین لحظه... یک حمد بخوانید و یک صلوات نثار کنید... نه فقط برای یک کودک، بلکه برای تجربه‌ی یک معجزه‌ی زمینی دیگر از جنس رحمت خدا... باشد که دعای یکی از شما، دل آسمان را بلرزاند...