فردا، سالروز بانویی است که مهربانی را زندگی کرد...
فردا ششمین سالگرد درگذشت شادروان بانو زهرا طبرزدی، همسر نیکسیرت و همراه زندگی شاطر فضلالله طبرزدی است.
شاطر فضلالله سالهای سال است که با آرد مهربانی و آتش خدمت، نان برکت را به دست مردم روستای خمپیچ رسانده؛ شغلی که نه فقط کار، که عبادت است، چون مستقیم رزق مردم را به سفرهشان میرساند.
و بیتردید بانویی که همدم چنین مردی بوده، در تمام این سالها شریک ثواب این خدمت پاک بوده است.
او بانویی بود سرشار از اخلاق نیک، فامیلدوستی، و عشق راستین به اهل بیت علیهمالسلام.
به یاد آن بانو، و به مناسبت میلاد امام رضا علیهالسلام،
فردا در نانوایی شاطر فضلالله طبرزدی، نان صلواتی و رایگان بین مردم توزیع خواهد شد.
بیایید با صلوات و فاتحهای،
در شادی روحش سهیم شویم.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
به میمنت و مبارکی عروسی آقا سید محسن ساجدی، فرزند خلف خادمِ صدیقِ هیئت، مرحوم آقا سید رضا ساجدی
امشب در خانهای چراغانی شده، دلهایی شادند و لبهایی خندان. عروسیِ جوانی است که پدرش سالها چراغ محفل مردم بود. آری، امشب شادی عروسی آقا سید محسن است، فرزند مرد بزرگواری که سالیان سال در آشپزخانه هیئت حضرت ابوالفضل روستای خمپیچ، بیادعا ولی پر از اخلاص، خدمت کرد.
مرحوم آقا سید رضا، نه فقط خادم هیئت، که خادم دلها بود. کارمند مخابرات بود، اما مخابرهی اصلیاش با دل مردم بود. نامش با احترام بر زبانها جاریست و یادش در دلها زنده.
امشب اگرچه صندلی پدری خالیست، اما یقین داریم چشمهای پدری از عالم بالا، با اشک شوق نظارهگر این شادیست. پدری که عمری را در خدمت اهلبیت و مردم گذراند، حالا در شب میلاد امام رضا، دلش آرام است از خوشبختی فرزندش.
سید جان! امشب که دلها خوش است و عطر میلاد امام رضا در فضا پیچیده، تو هم از آن بالا، از همانجایی که نزدیکتری، زمزمه کن در گوش امام رئوف...
بگو یا علیبنموسیالرضا، خوشبختی این زوج جوان را از کرم تو میخواهم... برایشان عاقبتبهخیری، برکت، و عشق ماندگار عطا کن...
و چه آرامشبخش است که در شب شادی فرزند، دعای پدر از آسمانها بدرقه راه اوست. روحش شاد، یادش گرامی، و نامش جاودان باد.
به نام خداوند کریم و مهربان
با نهایت احترام و قدردانی، از صبیه محترم شادروان کربلای عمو اکبر طبرزدی که با نیتی خالص و دلی سرشار از محبت، مبلغ ۵ میلیون ریال به نیت شادی روح پدر بزرگوارشان و مشارکت در اطعام جشن باشکوه میلاد نور، حضرت علی بن موسیالرضا (ع)، در هیئت خمپیچیها اهدا نمودند، صمیمانه سپاسگزاریم.
چه نیکوست یاد پدری که نامش هنوز در کوچهپسکوچههای روستای خمپیچ جاریست؛
مرحوم عمو اکبر، مغازهداری خوشاخلاق، مردی مردمی و منصف که لبخندش همیشه یادآور شیرینی روزگار ساده و پاک بود.
یادش بخیر... آن ایام کودکی، وقتی خرید از مغازهاش لذتی وصفناشدنی داشت، نه فقط برای خرید، که برای دیدن لبخند و مهر پدریاش.
و چه سعادتی بالاتر از اینکه اکنون، در شب میلاد امام رضا (ع)، دختر نیکسرشتش چراغ خیر و محبت او را روشن نگه داشته و با دلی آکنده از وفا، او را در ثواب اطعام اهل بیت شریک کرده است.
بیشک امشب، در آسمان برکت و نور، روح پاک عمو اکبر نیز از ضیافت رضوی بهرهمند شد...
و چه زیباست این رسم فرزندی، که نام پدر را با مهر، دعا و صدقه زنده نگه میدارد.
روحش شاد، یادش گرامی، و راه نیکفرزندیِ شما پررهرو باد.
20.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قرائت نورانی قرآن کریم توسط خادمالحسین، پیشکسوت ارجمند هیئت خمپیچیها، جناب حاج محمد بصائری در شب میلاد امام رضا (علیهالسلام)
هیئت ما به حضور مردانی مزین است که نهتنها با صدای گرمشان دلهامان را آرام میکنند، بلکه با قدمهای خسته اما ثابتشان بر مسیر اهلبیت، به ما درس وفاداری، ارادت و غیرت میدهند.
حاج محمد بصائری عزیز، از پیرغلامان باصفا و پیشکسوتان بااخلاص هیئت ما هستند که هر هفته، با وجود مسافت طولانی، خود را به جلسات میرسانند و مجلس ما را با نفس گرم و نگاه پدرانهشان روشنی میبخشند.
این محاسن سپید، نه فقط رنگ تجربه و سالها خدمت است، بلکه نشان افتخار، وقار و وزن واقعی هیئت ماست. به وجودشان میبالیم و قدردان حضوری هستیم که نه از سر عادت، بلکه از عمق ایمان و عشق است.
در زمانهای که ثبات قدم سخت است، حضور همیشگی این عزیزان پای دستگاه اهلبیت، برای نسل جوان ما درسی زنده و الهامبخش است.
27.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صدای بلندگو قطع شد، ولی نور صدای حاج مجید خاموش نشد...
با صدایی از دل، نه از باند...
حاج مجید کمرهای مجلس امشب خمپیچیها رو با دلش ادامه داد
و به ما یاد داد که صدای عشق، به صوت آنچنانی وابسته نیست!
خدایا این ذاکر بااخلاص اهل بیت رو در پناه خودت سلامت و پایدار نگهدار...