eitaa logo
هیات خم پیچی های مقیم تهران
1.9هزار دنبال‌کننده
8.2هزار عکس
1.5هزار ویدیو
76 فایل
هیات خم پیچی های مقیم تهران با سابقه ای بیش از نیم قرن لینک ارتباط با ادمین : @javad1360
مشاهده در ایتا
دانلود
29.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 در آغوش صبر... کلیپی کوتاه از پایان جلسه شب گذشته هیات حاج مهدی رجبی، مداح اهل‌بیت و فرزند شهیدی که از کودکی داغ یتیمی را چشیده، این‌بار خود مرهم شد برای پدری که تازه داغ جوان دیده بود... رو کرد به آقا سید محمدعلی حسینی‌نژاد، پدری که برای نخستین‌بار پس از ارتحال فرزند عزیزش، مرحوم سید علیرضا، پا به مجلس هیئت گذاشته بود، و با لحنی از دل برخاسته گفت: 🔸 «هر که صابر باشد، خدا مقامش را بالا می‌برد...» 🔸 «هرچه به اهل‌بیت نزدیک‌تر شوی، بیشتر شبیه‌شان می‌شوی...» و سپس فرمود: 🔸 «اگر امام حسین داغ علی‌اکبر دیده، آقا سید محمدعلی هم دیده...» و در پایان، مردی داغ‌دیده، پدری مصیبت‌زده را در آغوش کشید... آغوشی که در آن، داغ‌ها گره خوردند... 📌 این فقط یک فیلم نیست... روایت اشک، صبر، و سربلندی است؛ روایت دو مرد، که هر دو امتحان‌شده‌اند در آتش داغ، و هر دو ایستاده‌اند، به احترام عشق، و به نیابت از صبر زینب(س)... 🖤 برای این پدر داغ‌دیده، و این فرزند شهید، دعا کنیم...
🍞 نان صلواتی رسید به هفته ۲۱۸... در پیاده‌روی اربعین، هیچ‌کس گرسنه نمی‌ماند. نه به‌خاطر وفور امکانات، بلکه به‌خاطر وفور محبت. یاد آن پیرزن موکب‌دار افتادیم که آتش تنور را با عشق روشن کرده بود و می‌گفت: «چیز زیادی ندارم... ولی همین چند تا نون رو با دل و جون برای زوّار حسین می‌پزم…» نان صلواتی ما هم چیزی شبیه همان دل است؛ دل مردمی که شاید توان مالی زیادی نداشته باشند، اما قلب‌شان وسعت کربلاست. امروز، در هفته ۲۱۸، مثل تمام این سال‌ها، نان صلواتی‌مان در کوچه‌های خم پیچ توزیع شد؛ این بار هم با دست دو نانوای مهربان، و به لطف بانیان باصفا، تعداد ۳۳۰۰ قرص نان صلواتی بین خانواده‌ها پخش شد. 🌿 این نان‌ها، عطر موکب‌های مسیر نجف تا کربلا را دارند؛ هر قرصشان شاید گرمایی باشد برای سفره‌ای خاموش و دلی را آرام کند در سکوتِ عزت‌مندانه‌ی نیاز. 🌸 ممنون از همه شما که نیت‌تون حسینی‌ست و قدم‌هاتون مثل زائران اربعین، خالصانه. 📿 لطفاً برای شادی روح اموات بانیان نان صلواتی، صلواتی پرنور هدیه کنید: اللّهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد
🌾 امروز، سفره‌ای پهن شد از جنس نور... با نانی آمیخته به مهربانی، و عطری برگرفته از یاد عاشقانه‌ی سه عزیز جاوید... 💠 مرحوم اسماعیل زین‌الدین 💠 شادروان حاجیه خانم حلیمه طبرزدی 💠 مرحوم جمال زین‌الدینی، فرزند نیک‌نام آن دو بزرگ در چهلمین سال فراق مرحوم اسماعیل، در دوازدهمین سال غربت حلیمه‌خانم، و در دومین سال ارتحال آقاجمال عزیز... 🌟 خانواده‌ی گران‌قدر مرحوم آقاجمال، به رسم محبت و در سکوتی صمیمی، مبلغ یک‌میلیون و پانصد هزار تومان به نیت نان صلواتی تقدیم کردند. ✨ محبتی که شاید ساده باشد، اما در آسمان، صدایی دارد بلندتر از همه نواها... صدای نانی که به دست نیازمندی می‌رسد، و دعایی که آرام، راهی ملکوت می‌شود. چه زیباست وقتی "یاد"، تنها یک قاب عکس نیست؛ بلکه جاری‌ست در کار خیر، در لبخند یک سفره‌دار بی‌نام، و در دعای بی‌صدای یک دل شکسته. 🌙 امشب، هر سه عزیز بی‌تردید مهمان سفره‌ای هستند که با احسان و جود گسترده شده و این، زیباترین شکل یاد کردن است... 🕊️ روحشان شاد، راه‌شان روشن، و یادشان ماندگار باد…
🌿 چهلمین سال است که پدر آسمانی شده... دوازدهمین سال است که مادر در کنارمان نیست... و دومین سالی‌ست که برادر، جای خالی‌اش را به دلتنگی سپرده... در میان این غروب‌های بی‌حضور، روزی هست که دل، دوباره می‌تپد برای یادها... و امروز، روزی‌ست که آقا جواد زین‌الدینی با تمام دل، با تمام اخلاص، مبلغ ۱۵ میلیون ریال به طرح نان صلواتی اهدا کرد و ثواب آن را تقدیم کرد به روح پدر بزرگوارش مرحوم اسماعیل زین‌الدینی، مادر مهربانش شادروان حاجیه خانم حلیمه طبرزدی، و برادر عزیزش که دومین سال فراق اوست... 🌾 در روزی که یادها دوباره زنده شدند، این برادر گرامی، "جواد بودن" را از یک نام، به نیت، و از نیت، به عملی زیبا تبدیل کرد... با تمام دل، از آقا جواد زین‌الدینی تشکر می‌کنیم؛ که هم یاد رفتگان را زنده کرد، و هم به ثواب اطعام مومنین رسید ... خداوند، رحمتش را بی‌دریغ بر عزیزان درگذشته‌اش جاری سازد و به خودش، عزت و آرامش و برکت روزافزون عطا فرماید.
هیات خم پیچی های مقیم تهران
📸 یادگاری از سال ۱۳۵۰ در صحن امامزاده داوود تهران یک عکس دسته‌جمعی تاریخی، پر از چهره‌های آشنا و خاط
🚗 روایتی جالب و بامزه از پشت‌صحنه عکس معروف دهه ۵۰ که چند روز پیش در کانال منتشر کردیم سه‌شنبه‌شب، توفیق دیدار با احمد آقای زین الدینی عزیز از خادمین زحمت‌کش آبدارخانه هیئت رو داشتیم. صحبت‌مون رسید به اون عکس قدیمی که چند روز پیش در کانال منتشر کردیم؛ همون تصویری که در امامزاده داوود تهران گرفته شده و ۱۰ نفر از بزرگان عزیز فامیل در اون حضور دارند. احمد آقا با لبخندی از ته دل، خاطره جالبی تعریف کرد: 🗣️ «باور می‌کنی اون روز با مرحوم عمو شاطر زین‌الدینی هماهنگ کردیم که ما رو ببره امامزاده داوود؟ با خودش شدیم ۱۱ نفر! سوار یه ماشین سواری شدیم و راه افتادیم! الان که فکر می‌کنیم، خودمونم تعجب می‌کنیم چطور همه‌مون جا شدیم!» 😄 انگار اون روزا ماشین‌ها دل‌بازتر بودن... نه کسی غر می‌زد، نه کسی احساس می‌کرد که جا کمه ... وقتی دل‌ها کنار هم باشه، کوچک ترین ماشین هم می‌تونه یه کاروان تو خودش جا بده! 📌 اگر شما هم در اون عکس حضور داشتید و از اون سفر یا اون دوران خاطره‌ای دارید، با ما به اشتراک بذارید؛ شاید برای دیگران هم جذاب باشه!
🌾 یادش بخیر... کربلایی روح‌الله زین‌الدینی، فرزند عمو مظفر مداح خوش‌صدای روستا... صدایی که از دل برمی‌خاست و مستقیم به دل می‌نشست. مداحی‌هایش را با سبک‌های موسیقایی اصیل اجرا می‌کرد؛ آن‌چنان دل‌نشین که اشک می‌نشست بر گونه‌ها، و ذکر، نغمه‌ای می‌شد بر جان‌های مشتاق. 🕊 امشب، شب جمعه‌ است... شبی که درهای رحمت باز است و دل‌های آسمانی چشم به راه… و چه نیکوست که دختر بزرگوارش، به نیت شادی روح پدر، مبلغ ۲۵۰ هزار تومان به طرح نان صلواتی روستای خم‌پیچ اهدا کرد؛ تا نام پدر، نه فقط در خاطرها، بلکه در سفره‌های مردم هم جاری بماند... ✨ برکت بعضی آدم‌ها، حتی پس از پرواز هم ادامه دارد... و روح کربلایی روح‌الله، امشب در آرامشی است که از دل دعای مردم برمی‌خیزد.
قدم‌هاتون خاک کربلا رو بوسید و دل‌هامون رو روشن کرد... خوش به حال دل‌هاتون که در پیاده‌روی اربعین، میان اشک و عشق، به ضیافت نگاه حسین(ع) دعوت شدید... ارسالی توسط کربلای ابراهیم آقا بابا
📸 یادگاری‌ای ارزشمند از گذشته‌ها این عکس قدیمی و پرخاطره توسط آقا سعید زین‌الدینی عزیز برای ما ارسال شده؛ عکسی که چهره‌هایی آشنا را کنار هم ثبت کرده است. 🔹 نفر اول ایستاده از سمت چپ: مرحوم ذبیح زین الدینی (عمو عباس) 🔹 نفر دوم ایستاده: مرحوم جمال زین الدینی (عمو اسماعیل) 🔹 نفر سوم ایستاده: آقا اسدالله زین الدینی (عمو مرتضی) 🔹 نفر اول نشسته پایین چپ: حاج قدرالله زین الدینی (عمو عباس) 🔹 نفر دوم نشسته: مرحوم عمو مصطفی زین‌الدینی 🕯️ سه‌تن از این عزیزان امروز در میان ما نیستند... و چه زمانی بهتر از شب جمعه که با دل‌هایی پر از محبت، یادشان را گرامی بداریم و فاتحه‌ای همراه با صلوات نثار روحشان کنیم. 📌 اگر شما هم عکس‌هایی قدیمی دارید و حس می‌کنید انتشار آن می‌تونه برای اعضای کانال خاطره‌انگیز و جذاب باشه، حتماً با نصب برنامه CamScanner یا برنامه‌های مشابه، عکس را با کیفیت بالا اسکن کرده و برای ما ارسال کنید تا با همراهی هم، گنجینه‌ای تصویری از تاریخ شفاهی و تصویری فامیل ثبت کنیم.
🌾 بعضی یادها، با هیچ گذر زمانی کهنه نمی‌شوند... امشب، در شب رحمت و بخشش، نوه‌ ای مهربان، با قلبی پُر از مهر، یاد چهار عزیز آسمانی را زنده کرد؛ با اهدای مبلغ ۴۰۰ هزار تومان به طرح نان صلواتی روستای خم‌پیچ، بی‌صدا، اما پُراثر... بی‌نام، اما پُرنور... 🕯 یاد کنیم از این چهار چراغ خاموش‌شده، اما پُرروشنایی: 💠 حاج مهدی طبرزدی (پدربزرگ) 💠 مشهدی مرتضی طبرزدی (پدربزرگ) 💠 سیده رباب ساجد (مادربزرگ) 💠 کربلایی معصومه طبرزدی (عمه) سفره‌ای که امشب گسترده شد، گرچه نانش ساده بود، اما عطرش به آسمان می‌رفت... ✨ چه زیباست آن‌گاه که نام رفتگان، با نان دادن به دیگران زنده می‌شود... و دعای گرسنه‌ای، آرامش می‌شود برای روحی در آرامگاه... 📿 فاتحه‌ای و صلواتی، هدیه کنیم به این چهار عزیز آسمانی... اللّهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد
حمیدرضای طبرزدی عزیز، با ارسال عکسی از جاده عشق فرموده اند که من نایب‌الزیاره همه خم‌پیچی‌های عزیز هستم. حمیدرضا جان: چه زیباست که در این سفر نورانی، دل و دعا را فقط برای خود نگه نداشتی و سهم همه را در کوله‌بارت گذاشتی. خداوند، این همت و مهربانی را با سلام خاص حسین(ع) و نگاه حضرت ابوالفضل(ع) پاداش دهد.