🌿 چهلمین سال است که پدر آسمانی شده...
دوازدهمین سال است که مادر در کنارمان نیست...
و دومین سالیست که برادر، جای خالیاش را به دلتنگی سپرده...
در میان این غروبهای بیحضور،
روزی هست که دل، دوباره میتپد برای یادها...
و امروز، روزیست که آقا جواد زینالدینی
با تمام دل، با تمام اخلاص،
مبلغ ۱۵ میلیون ریال به طرح نان صلواتی اهدا کرد
و ثواب آن را تقدیم کرد به روح پدر بزرگوارش
مرحوم اسماعیل زینالدینی،
مادر مهربانش شادروان حاجیه خانم حلیمه طبرزدی،
و برادر عزیزش که دومین سال فراق اوست...
🌾
در روزی که یادها دوباره زنده شدند،
این برادر گرامی، "جواد بودن" را از یک نام،
به نیت، و از نیت، به عملی زیبا تبدیل کرد...
با تمام دل، از آقا جواد زینالدینی تشکر میکنیم؛
که هم یاد رفتگان را زنده کرد،
و هم به ثواب اطعام مومنین رسید ...
خداوند، رحمتش را بیدریغ بر عزیزان درگذشتهاش جاری سازد
و به خودش، عزت و آرامش و برکت روزافزون عطا فرماید.
هیات خم پیچی های مقیم تهران
📸 یادگاری از سال ۱۳۵۰ در صحن امامزاده داوود تهران یک عکس دستهجمعی تاریخی، پر از چهرههای آشنا و خاط
🚗 روایتی جالب و بامزه از پشتصحنه عکس معروف دهه ۵۰ که چند روز پیش در کانال منتشر کردیم
سهشنبهشب، توفیق دیدار با احمد آقای زین الدینی عزیز از خادمین زحمتکش آبدارخانه هیئت رو داشتیم.
صحبتمون رسید به اون عکس قدیمی که چند روز پیش در کانال منتشر کردیم؛
همون تصویری که در امامزاده داوود تهران گرفته شده و ۱۰ نفر از بزرگان عزیز فامیل در اون حضور دارند.
احمد آقا با لبخندی از ته دل، خاطره جالبی تعریف کرد:
🗣️ «باور میکنی اون روز با مرحوم عمو شاطر زینالدینی هماهنگ کردیم که ما رو ببره امامزاده داوود؟
با خودش شدیم ۱۱ نفر!
سوار یه ماشین سواری شدیم و راه افتادیم!
الان که فکر میکنیم، خودمونم تعجب میکنیم چطور همهمون جا شدیم!»
😄 انگار اون روزا ماشینها دلبازتر بودن...
نه کسی غر میزد، نه کسی احساس میکرد که جا کمه ...
وقتی دلها کنار هم باشه، کوچک ترین ماشین هم میتونه یه کاروان تو خودش جا بده!
📌 اگر شما هم در اون عکس حضور داشتید و از اون سفر یا اون دوران خاطرهای دارید، با ما به اشتراک بذارید؛
شاید برای دیگران هم جذاب باشه!
🌾 یادش بخیر...
کربلایی روحالله زینالدینی، فرزند عمو مظفر
مداح خوشصدای روستا...
صدایی که از دل برمیخاست و مستقیم به دل مینشست.
مداحیهایش را با سبکهای موسیقایی اصیل اجرا میکرد؛
آنچنان دلنشین که اشک مینشست بر گونهها،
و ذکر، نغمهای میشد بر جانهای مشتاق.
🕊 امشب، شب جمعه است...
شبی که درهای رحمت باز است و دلهای آسمانی چشم به راه…
و چه نیکوست که دختر بزرگوارش، به نیت شادی روح پدر،
مبلغ ۲۵۰ هزار تومان به طرح نان صلواتی روستای خمپیچ اهدا کرد؛
تا نام پدر، نه فقط در خاطرها، بلکه در سفرههای مردم هم جاری بماند...
✨ برکت بعضی آدمها، حتی پس از پرواز هم ادامه دارد...
و روح کربلایی روحالله، امشب در آرامشی است که از دل دعای مردم برمیخیزد.
📸 یادگاریای ارزشمند از گذشتهها
این عکس قدیمی و پرخاطره توسط آقا سعید زینالدینی عزیز برای ما ارسال شده؛
عکسی که چهرههایی آشنا را کنار هم ثبت کرده است.
🔹 نفر اول ایستاده از سمت چپ:
مرحوم ذبیح زین الدینی (عمو عباس)
🔹 نفر دوم ایستاده:
مرحوم جمال زین الدینی (عمو اسماعیل)
🔹 نفر سوم ایستاده:
آقا اسدالله زین الدینی (عمو مرتضی)
🔹 نفر اول نشسته پایین چپ:
حاج قدرالله زین الدینی (عمو عباس)
🔹 نفر دوم نشسته:
مرحوم عمو مصطفی زینالدینی
🕯️ سهتن از این عزیزان امروز در میان ما نیستند...
و چه زمانی بهتر از شب جمعه که با دلهایی پر از محبت، یادشان را گرامی بداریم و فاتحهای همراه با صلوات نثار روحشان کنیم.
📌 اگر شما هم عکسهایی قدیمی دارید و حس میکنید انتشار آن میتونه برای اعضای کانال خاطرهانگیز و جذاب باشه،
حتماً با نصب برنامه CamScanner یا برنامههای مشابه، عکس را با کیفیت بالا اسکن کرده و برای ما ارسال کنید تا با همراهی هم، گنجینهای تصویری از تاریخ شفاهی و تصویری فامیل ثبت کنیم.
🌾 بعضی یادها، با هیچ گذر زمانی کهنه نمیشوند...
امشب، در شب رحمت و بخشش،
نوه ای مهربان، با قلبی پُر از مهر، یاد چهار عزیز آسمانی را زنده کرد؛
با اهدای مبلغ ۴۰۰ هزار تومان به طرح نان صلواتی روستای خمپیچ،
بیصدا، اما پُراثر...
بینام، اما پُرنور...
🕯 یاد کنیم از این چهار چراغ خاموششده، اما پُرروشنایی:
💠 حاج مهدی طبرزدی (پدربزرگ)
💠 مشهدی مرتضی طبرزدی (پدربزرگ)
💠 سیده رباب ساجد (مادربزرگ)
💠 کربلایی معصومه طبرزدی (عمه)
سفرهای که امشب گسترده شد،
گرچه نانش ساده بود،
اما عطرش به آسمان میرفت...
✨ چه زیباست آنگاه که نام رفتگان، با نان دادن به دیگران زنده میشود...
و دعای گرسنهای، آرامش میشود برای روحی در آرامگاه...
📿 فاتحهای و صلواتی، هدیه کنیم به این چهار عزیز آسمانی...
اللّهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد
حمیدرضای طبرزدی عزیز، با ارسال عکسی از جاده عشق فرموده اند که من نایبالزیاره همه خمپیچیهای عزیز هستم.
حمیدرضا جان:
چه زیباست که در این سفر نورانی، دل و دعا را فقط برای خود نگه نداشتی و سهم همه را در کولهبارت گذاشتی.
خداوند، این همت و مهربانی را با سلام خاص حسین(ع) و نگاه حضرت ابوالفضل(ع) پاداش دهد.
آقا اسماعیل زینالدینی و آقا محمود زینالدینی، فرزندان مرحوم مشهدی ابراهیم، این روزها در کربلا نهتنها زائر که خادم زائراناند.
آقا اسماعیل که در حسینیه خودمان هم از خادمان فعال و پرتلاش است، اینبار هم همان مسیر خدمت را برگزیده؛ میتوانست مانند بسیاری از زائران فقط برای زیارت برود و برگردد، اما ترجیح داد در کربلا نیز لباس نوکری را بر تن کند و در موکب بزرگ حشد شعبی منظریه، به همراه برادرش، با تخصص آهنگری و اسکلتسازی در برپایی موکبها خدمترسان باشد.
این دو عزیز، نایبالزیاره همه خمپیچیهای مهربان هستند و برایشان از خداوند قبولی زیارت، سلامت و سرفرازی خواهانیم.
کربلای آقا جواد زیرک از دیار عشق، پیام فرستاده که نایبالزیاره همه خمپیچیهای عزیز است.
هرچند عکس تازهای نفرستاد، اما تصویری از سالهای گذشته را به یادگار داد؛
عکسی که لبخند زائرانش بوی خاک کربلا میدهد و نگاهشان عطر حرم را در دل آدم میپاشد.
این تصویر، مثل پنجرهای است رو به جاده نجف تا کربلا…
جادهای که هر قدمش تسبیحی از اشک و عشق است، هر غروبش غروب کربلا و هر سحرش سلامی به حسین(ع).
خوش به حال آنها که در این روزها زیر آفتاب اربعین و در سایه علم حضرت، خسته اما دلشاد، قدمهایشان را روی خاکی میگذارند که فرشتهها هم آرزوی بوسیدنش را دارند.
برای همه زائران عزیز، سلامتی و قبولی زیارت آرزو میکنیم…
و برای دلهایی که جا ماندهاند، امید دیدار جاده عشق در سالهای پیش رو.
آقا محمدحسین بصائری و آقا امیرحسین منتخبی، امروز ظهر در حرم نورانی امام موسی کاظم(ع) و امام جواد(ع)، نایبالزیاره همه خمپیچیهای عزیز بوده اند
امیرحسین خان منتخبی که کربلایاولی است، نوهی حاج احمد آقای زینالدینی، خادم دوستداشتنی و زحمتکش آبدارخانه حسینیه، اینبار همراه با محمدحسین بصائری، با قلبی سرشار از عشق و ارادت قدم در این سفر گذاشت.
سفری که آغازش با امام کاظم(ع) است؛
امامی که صبر و بردباریاش، چراغ راه عاشقان است، و همراهیاش با امام جواد(ع) جوانترین امام شیعه، که پاکی و نورانیت جوانیاش را امروز میتوان در چهره این دو نوجوان عاشق دید.
خوش به حالشان که در جوانی طعم این زیارت را چشیدند…
و به برکت نگاه این دو امام همام، امیدواریم نصیب همه بزرگواران شود تا جاده عشق را بپیمایند.
شادروان کربلایی حیدر طبرزدی، هرچند بیستویکمین سال است که جسمش در میان ما نیست، اما دلش از قافله اربعین جا نماند.
به برکت نیت خالص و محبت صبیهی گرامیاش که مبلغ ۱۰ میلیون ریال را برای اطعام ظهر اربعین حسینیه تقدیم کرد، نام و یادش در صف عاشقان حسین(ع) جاری شد.
چه زیباست که حتی وقتی پاها توان رفتن ندارند، دل میتواند با کار خیر، خودش را به جاده نجف تا کربلا برساند…
و امروز یقین داریم که روح آن عزیز، در میانه قافله اربعینیها، زیر سایه پرچم اباعبدالله(ع) آرام گرفته است.
شادی روحش صلواتی مرحمت بفرمایید