🌾 یادش بخیر...
کربلایی روحالله زینالدینی، فرزند عمو مظفر
مداح خوشصدای روستا...
صدایی که از دل برمیخاست و مستقیم به دل مینشست.
مداحیهایش را با سبکهای موسیقایی اصیل اجرا میکرد؛
آنچنان دلنشین که اشک مینشست بر گونهها،
و ذکر، نغمهای میشد بر جانهای مشتاق.
🕊 امشب، شب جمعه است...
شبی که درهای رحمت باز است و دلهای آسمانی چشم به راه…
و چه نیکوست که دختر بزرگوارش، به نیت شادی روح پدر،
مبلغ ۲۵۰ هزار تومان به طرح نان صلواتی روستای خمپیچ اهدا کرد؛
تا نام پدر، نه فقط در خاطرها، بلکه در سفرههای مردم هم جاری بماند...
✨ برکت بعضی آدمها، حتی پس از پرواز هم ادامه دارد...
و روح کربلایی روحالله، امشب در آرامشی است که از دل دعای مردم برمیخیزد.
📸 یادگاریای ارزشمند از گذشتهها
این عکس قدیمی و پرخاطره توسط آقا سعید زینالدینی عزیز برای ما ارسال شده؛
عکسی که چهرههایی آشنا را کنار هم ثبت کرده است.
🔹 نفر اول ایستاده از سمت چپ:
مرحوم ذبیح زین الدینی (عمو عباس)
🔹 نفر دوم ایستاده:
مرحوم جمال زین الدینی (عمو اسماعیل)
🔹 نفر سوم ایستاده:
آقا اسدالله زین الدینی (عمو مرتضی)
🔹 نفر اول نشسته پایین چپ:
حاج قدرالله زین الدینی (عمو عباس)
🔹 نفر دوم نشسته:
مرحوم عمو مصطفی زینالدینی
🕯️ سهتن از این عزیزان امروز در میان ما نیستند...
و چه زمانی بهتر از شب جمعه که با دلهایی پر از محبت، یادشان را گرامی بداریم و فاتحهای همراه با صلوات نثار روحشان کنیم.
📌 اگر شما هم عکسهایی قدیمی دارید و حس میکنید انتشار آن میتونه برای اعضای کانال خاطرهانگیز و جذاب باشه،
حتماً با نصب برنامه CamScanner یا برنامههای مشابه، عکس را با کیفیت بالا اسکن کرده و برای ما ارسال کنید تا با همراهی هم، گنجینهای تصویری از تاریخ شفاهی و تصویری فامیل ثبت کنیم.
🌾 بعضی یادها، با هیچ گذر زمانی کهنه نمیشوند...
امشب، در شب رحمت و بخشش،
نوه ای مهربان، با قلبی پُر از مهر، یاد چهار عزیز آسمانی را زنده کرد؛
با اهدای مبلغ ۴۰۰ هزار تومان به طرح نان صلواتی روستای خمپیچ،
بیصدا، اما پُراثر...
بینام، اما پُرنور...
🕯 یاد کنیم از این چهار چراغ خاموششده، اما پُرروشنایی:
💠 حاج مهدی طبرزدی (پدربزرگ)
💠 مشهدی مرتضی طبرزدی (پدربزرگ)
💠 سیده رباب ساجد (مادربزرگ)
💠 کربلایی معصومه طبرزدی (عمه)
سفرهای که امشب گسترده شد،
گرچه نانش ساده بود،
اما عطرش به آسمان میرفت...
✨ چه زیباست آنگاه که نام رفتگان، با نان دادن به دیگران زنده میشود...
و دعای گرسنهای، آرامش میشود برای روحی در آرامگاه...
📿 فاتحهای و صلواتی، هدیه کنیم به این چهار عزیز آسمانی...
اللّهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد
حمیدرضای طبرزدی عزیز، با ارسال عکسی از جاده عشق فرموده اند که من نایبالزیاره همه خمپیچیهای عزیز هستم.
حمیدرضا جان:
چه زیباست که در این سفر نورانی، دل و دعا را فقط برای خود نگه نداشتی و سهم همه را در کولهبارت گذاشتی.
خداوند، این همت و مهربانی را با سلام خاص حسین(ع) و نگاه حضرت ابوالفضل(ع) پاداش دهد.
آقا اسماعیل زینالدینی و آقا محمود زینالدینی، فرزندان مرحوم مشهدی ابراهیم، این روزها در کربلا نهتنها زائر که خادم زائراناند.
آقا اسماعیل که در حسینیه خودمان هم از خادمان فعال و پرتلاش است، اینبار هم همان مسیر خدمت را برگزیده؛ میتوانست مانند بسیاری از زائران فقط برای زیارت برود و برگردد، اما ترجیح داد در کربلا نیز لباس نوکری را بر تن کند و در موکب بزرگ حشد شعبی منظریه، به همراه برادرش، با تخصص آهنگری و اسکلتسازی در برپایی موکبها خدمترسان باشد.
این دو عزیز، نایبالزیاره همه خمپیچیهای مهربان هستند و برایشان از خداوند قبولی زیارت، سلامت و سرفرازی خواهانیم.
کربلای آقا جواد زیرک از دیار عشق، پیام فرستاده که نایبالزیاره همه خمپیچیهای عزیز است.
هرچند عکس تازهای نفرستاد، اما تصویری از سالهای گذشته را به یادگار داد؛
عکسی که لبخند زائرانش بوی خاک کربلا میدهد و نگاهشان عطر حرم را در دل آدم میپاشد.
این تصویر، مثل پنجرهای است رو به جاده نجف تا کربلا…
جادهای که هر قدمش تسبیحی از اشک و عشق است، هر غروبش غروب کربلا و هر سحرش سلامی به حسین(ع).
خوش به حال آنها که در این روزها زیر آفتاب اربعین و در سایه علم حضرت، خسته اما دلشاد، قدمهایشان را روی خاکی میگذارند که فرشتهها هم آرزوی بوسیدنش را دارند.
برای همه زائران عزیز، سلامتی و قبولی زیارت آرزو میکنیم…
و برای دلهایی که جا ماندهاند، امید دیدار جاده عشق در سالهای پیش رو.
آقا محمدحسین بصائری و آقا امیرحسین منتخبی، امروز ظهر در حرم نورانی امام موسی کاظم(ع) و امام جواد(ع)، نایبالزیاره همه خمپیچیهای عزیز بوده اند
امیرحسین خان منتخبی که کربلایاولی است، نوهی حاج احمد آقای زینالدینی، خادم دوستداشتنی و زحمتکش آبدارخانه حسینیه، اینبار همراه با محمدحسین بصائری، با قلبی سرشار از عشق و ارادت قدم در این سفر گذاشت.
سفری که آغازش با امام کاظم(ع) است؛
امامی که صبر و بردباریاش، چراغ راه عاشقان است، و همراهیاش با امام جواد(ع) جوانترین امام شیعه، که پاکی و نورانیت جوانیاش را امروز میتوان در چهره این دو نوجوان عاشق دید.
خوش به حالشان که در جوانی طعم این زیارت را چشیدند…
و به برکت نگاه این دو امام همام، امیدواریم نصیب همه بزرگواران شود تا جاده عشق را بپیمایند.
شادروان کربلایی حیدر طبرزدی، هرچند بیستویکمین سال است که جسمش در میان ما نیست، اما دلش از قافله اربعین جا نماند.
به برکت نیت خالص و محبت صبیهی گرامیاش که مبلغ ۱۰ میلیون ریال را برای اطعام ظهر اربعین حسینیه تقدیم کرد، نام و یادش در صف عاشقان حسین(ع) جاری شد.
چه زیباست که حتی وقتی پاها توان رفتن ندارند، دل میتواند با کار خیر، خودش را به جاده نجف تا کربلا برساند…
و امروز یقین داریم که روح آن عزیز، در میانه قافله اربعینیها، زیر سایه پرچم اباعبدالله(ع) آرام گرفته است.
شادی روحش صلواتی مرحمت بفرمایید
حاج امیر بصائری، رزمنده و جانباز سرافرازمان، از کربلای معلی برایمان عکس فرستاده است؛
کسی که سالها پیش، همراه همرزمانش خون داد تا راه کربلا گشوده شود.
آن روزها در سنگرها میخواندند: «بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا…» و هیچکس باور نداشت که روزی برسد که این عطر، نه از خیال، که از صحن و سرای حسین(ع) بر جانشان بنشیند.
امروز، عکس حاج امیر یادآور این حقیقت است که خون شهدا و صبر جانبازان، راه عاشقی را هموار کرد و کربلا را از رویا به واقعیت رساند.
آقا ناصر بصائری و فرزند گرامیشان، از مسیر نورانی پیادهروی عشق، این تصویر را فرستادند؛
مسیری که هر قدمش سلامی به حسین(ع) و هر نفسش ذکر یا زینب(س) است.
امید آن داریم که این نوجوان عزیز، که در سنین جوانی توفیق زیارت حرم امام حسین(ع) را یافته، در تمام عمر، ثابتقدم در راه اهلبیت(ع) بماند و همواره دلش با یاد کربلا روشن باشد.
خوشا به حال پدری که دست فرزندش را در جاده عشق گرفته و خوشا به حال فرزندی که در نوجوانی طعم وصال را چشیده است.
این دو بزرگوار نیز فرمودند که نایبالزیاره همه همشهریان عزیز هستند.