eitaa logo
هیات خم پیچی های مقیم تهران
1.9هزار دنبال‌کننده
8.2هزار عکس
1.5هزار ویدیو
76 فایل
هیات خم پیچی های مقیم تهران با سابقه ای بیش از نیم قرن لینک ارتباط با ادمین : @javad1360
مشاهده در ایتا
دانلود
این عکس که در یکی از موکب‌های مسیر نورانی نجف تا کربلا گرفته شده، تنها یک تصویر ساده نیست؛ روایتی است از پیوند خون و قدم… در قاب این تصویر، فرزند گرامی سردار عزیزمان ،شهید شمس‌الله بصائری دیده می‌شود؛ همان شهیدی که در حمله ناجوانمردانه صهیونیست‌ها به تهران، جانش را فدای مبارزه با جبهه ظلم و باطل کرد. امروز، پسرش در جاده عشق، با هر قدم، ادامه همان راه پدر را می‌رود؛ راهی که یک‌سو به سنگر مقاومت می‌رسد و سوی دیگر به حرم سیدالشهدا(ع). چه باعظمت است این صحنه؛ پدری که با خونش در برابر ظلم ایستاد، و پسری که با قدم‌های عاشقانه‌اش، پرچم ولایت و آزادگی را بر دوش گرفته است… ای کاش چشم عالم، عظمت این ادامه مسیر را ببیند و بفهمد که این راه، وارثانی دارد که تا ابد خاموش نمی‌شوند.
خانواده شهید بزرگوار عبدالعلی بصائری، به نیت این شهید عزیز و پدر بزرگوارشان مرحوم عباسقلی بصائری، مبلغ ۲ میلیون تومان برای اطعام اربعین اهدا کردند. این روزها، پس از جنگ ۱۲ روزه، بیش از پیش درک می‌کنیم که آرامش و امنیت امروزمان، بر شانه‌های چه مردانی بنا شده است… مردانی که جانشان را بی‌دریغ تقدیم کردند تا وطن بماند، و خانواده‌هایی که سال‌هاست بی‌هیاهو بارِ سنگین داغ و فراق را به دوش می‌کشند و همچنان در کار خیر پیش‌قدم‌اند. اگر ایستادگی شهدا و صبر خانواده‌هایشان نبود، تاریخ این سرزمین در روزهایی که سفاکان رژیم بعث و دشمنان بی‌رحم چشم طمع به خاک و ناموس ما داشتند شاید سرنوشتی دیگر برای ایران رقم می‌زد. خانواده‌های شهدا! ما مخلص و قدردان صبر، استقامت و بزرگی شما هستیم.
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با تشکر از کربلایی فضل‌الله بصائری، برادر شهید بزرگوار شمس‌الله بصائری، که یک صحنه ناب و ماندگار از مسیر پیاده‌روی اربعین را برایمان فرستادند… دو جانباز عزیز و روشندل دفاع مقدس، به همراه همسرانشان، آرام و بی‌هیاهو در مسیر عشق قدم برمی‌دارند. هر دو نابینا… یکی از آرنج نیز دستش را تقدیم کرده است. به قول شاعر: «آری آری ما کجا، اینان کجا… پای لنگ و قله عرفان کجا…» باید عاشق باشی تا عمق این پیاده‌روی را بچشی. این‌ها مسیر را با چشم دل می‌بینند و با پای عشق می‌روند… ما فقط تماشا می‌کنیم.
در این تصویر از مسیر نورانی پیاده‌روی اربعین،حجت‌الاسلام والمسلمین سید روح‌الله ساجد، روحانی مسجد جامع روستای خم‌پیچ، به همراه سید مجید ساجد و آقا جواد زین‌الدینی، هم‌قدم و هم‌دل در جاده عشق گام برمی‌دارند. ای همراهان پرچم عشق و نفس‌های معطر به کربلا هر قدمی که بر جاده عشق می‌گذارید، یاد گذشتگان روستای خم‌پیچ را در دل زنده کنید و به نیت آنان در آن فضای قدسی نفس بکشید؛ که نفس مومن، خود عبادت است چه رسد به نفسی که در حریم کربلا جاری شود. بگذارید هر دم و بازدم شما، سلامی باشد که روح آنان را در آغوش نسیم حرم حسین(ع) آرام کند و هر گام شما، چراغی شود در مسیر ابدیتشان.
مرحوم اسماعیل بصائری و بانو عصمت زین‌الدینی، سال‌هاست که در جوار رحمت الهی آرام گرفته‌اند، اما امروز بامحبت آقازاده گرامی‌شان، کربلای علی‌اکبر بصائری، که مبلغ ۵ میلیون ریال را برای اطعام ظهر اربعین تقدیم کردند، نام و یادشان دوباره بر سفره زائران حسین(ع) نشست. چه حس قشنگ و چه موهبت بزرگی است که در آن جهان باشی و دستت از دنیا کوتاه، اما فرزندت، با نیت پاکش، رشته‌ای از نور به سویت بیفکند و تو را در ثواب اطعام اربعین سهیم کند؛ ثوابی که مثل رودخانه‌ای زلال، از زمین تا آسمان جاری می‌شود و آرامش ابدی را به روحت هدیه می‌دهد. 📿 لطفاً برای سلامتی آقا علی‌اکبر و شادی روح نامبردگان صلواتی هدیه فرمایید: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
در این ایام که چهارمین سال از رحلت بانو زهرا بصائری، همسر مرحوم علی آقای طبرزدی، می‌گذرد، یاد این مادر مهربان، به همت فرزند برومندش کربلایی امیر طبرزدی، در سفره اطعام ظهر اربعین ماندگار شد. ایشان با اهدای مبلغ ۷ میلیون ریال برای اطعام اربعین، کاری کرد که ثواب این خدمت عاشقانه، چون رودخانه‌ای از رحمت، روانه روح مادر شود و نامش در صف میزبانی زائران حسین(ع) ثبت گردد. چه حقیقت شیرینی است که حتی وقتی فاصله دنیا و آخرت، به اندازه یک دعاست، محبت فرزند می‌تواند این فاصله را بردارد و مادر را در صف عاشقان حسین(ع) جای دهد؛ جایی که پاداش هر لقمه، به وسعت آسمان‌ها نوشته می‌شود. 📿 برای سلامتی آقا امیر و شادی روح این مادر گرامی صلواتی عنایت فرمایید: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
پیامی از کربلای معلی… 🌹 حاج‌آقا مجتبی طبرزدی از جوار حرم سیدالشهدا(ع) به همه بچه‌های خم‌پیچ پیام و سلام رساندند که: امشب و‌ شب جمعه، بین عمود ۱۴۱۷ و ۱۴۱۸، در کوچه میانی، موکب حیدریون میزبان شماست؛ هم برای غذا، هم برای استراحت. چه زیباست که در این جاده عشق، دلی از دیار خودت در انتظار تو باشد، تا وقتی خسته از راه می‌رسی، پیش از آن‌که نان و آب تعارف کند، تو را با نگاه و محبتش سیراب کند.
در شب پرشکوه اربعین حسینی، خانواده مرحوم سید علی‌اصغر طباطبایی، به نیت شادی روح آن عزیز سفر کرده، مبلغ ۱۰ میلیون ریال را برای اطعام ظهر اربعین تقدیم کردند؛ هدیه‌ای که عطرش از کربلا برمی‌خیزد و بر روح او می‌نشیند. امشب، یاد می‌کنیم از آن پدر بزرگوار و فرزند گرامی‌شان، آقای دکتر حسن طباطبایی، که شاید اگر امروز در این دنیا بودند، در صف زائران اربعین، میان خاک جاده و عطر پرچم‌ها قدم می‌زدند؛ اما اکنون، در افقی دیگر، نظاره‌گر این مسیرند… و چه بسا لحظه به لحظه، غبطه می‌خورند به حال این زمینیانی که در جاده عشق، زیر آفتاب و نسیم، نفسشان را به یاد حسین(ع) می‌کشند. خوش به حال آن‌هایی که در این دنیا نیستند، ولی خانواده‌شان نامشان را در کار خیر ثبت می‌کند و آن‌ها را در اطعام مهمان‌های امام حسین(ع) شریک می‌سازد. و چه لذتی بالاتر که امام حسین(ع) خوشحال شود از این‌که تو دست به کار می‌شوی برای پذیرایی از مهمانانش… لذتی که فقط خدا می‌داند، وقتی تو از زائرانش پذیرایی می‌کنی، در دل حسین(ع) چه می‌گذرد.
جا دارد سپاس بگوییم از سرکار خانم بصائری که به نیت شادی روح فرزند گرامی‌شان و همچنین همسرشان، مبلغ ۱۰ میلیون ریال را برای اطعام ظهر اربعین تقدیم کردند. و امشب، در این شب باعظمت، یاد می‌کنیم از مرحوم مشهدی ابوالفضل زین‌الدینی، از خادمان قدیمی و دلسوز آشپزخانه هیئت، که اگر امشب در میان ما بود، بی‌شک آستین بالا زده بود، با همان لبخند همیشگی، دیگ‌ها را هم می‌زد و بساط پذیرایی از مهمان‌های امام حسین(ع) را برای فردا ظهر آماده می‌کرد. خوش به حالش که حتی امروز که در این دنیا نیست، باز هم نامش بر سر سفره اربعین است و در هر لقمه‌ای که فردا به زائران می‌رسد، سهمی از عشق او جاری است. 📿 لطفاً برای شادی روح این خادم باصفا و فرزند گرامی‌شان، صلواتی ختم کنید: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
به استحضار اهالی محترم روستای خُم‌پیچ می‌رساند: با توکل بر خدا و سپاس از الطاف الهی، یک دستگاه جاروبرقی جدید به همت یکی از خیرین نیک اندیش که ترجیح دادند نامشان محفوظ بماند، جهت استفاده در مسجد جامع روستا تهیه و توسط جناب آقای عباس بصائری، عضو محترم شورای اسلامی روستا، تحویل گردید. این هدیه ارزشمند که به منظور خدمت به خانه خدا و رفاه نمازگزاران تقدیم شده است، نشانه‌ای از همدلی و روحیه خداپسندانه مردم شریف روستای خُم‌پیچ است. از درگاه خداوند متعال برای این خیر محترم سلامتی، طول عمر و توفیقات روزافزون مسئلت داریم. کانال روستای‌خُم‌پیچ ─┅─═इई 🇮🇷🌷🇮🇷ईइ═─┅─ @rostaye_khompich
📖 روایتی از یک گفت‌وگوی دلنشین با یک جانباز اربعینی یکی از برادران همراه کانال، که از جانبازان سرافراز دفاع مقدس هستند، برایم پیامی فرستاد و نوشت : «خیلی دوست داشتم در اطعام ظهر اربعین کمک کنم، اما این ماه یک مشکل مالی پیش آمد و حقوقم به سر برج نرسید و قسمت نشد در اطعام اربعین نمکی بر این سفره بریزم » وقتی پیامش را خواندم، برایش نوشتم: «برادر عزیزم، شما لازم نیست به هیئت کمک مالی کنید… شما جانبازان عزیز، هزینه خودتان را خیلی وقت پیش پرداخت کرده‌اید؛ جلو جلو، پیشاپیش… هزینه‌ای که با جان و سلامتی‌تان در جبهه دادید. امنیت امروز ما، مرهون خون و رشادت شماست.» به او گفتم: «اگر شما و هم‌رزمانتان نبودید، اگر آن ایستادگی و جان‌فشانی‌هایتان نبود، امروز شاید اسم فرزندان ما جاسم و باسم بود… و خدا می‌داند که بعثی‌های بی‌رحم چه نقشه‌هایی برای این مردم داشتند. حتماً ایادی ظلم و ستم نمی‌گذاشتند که به این زودی‌ها از یوغ آن‌ها بیرون بیاییم.» این گفت‌وگو برایم یادآور یک حقیقت شد… بعضی‌ها هزینه را همان روز جبهه پرداخت کردند و امروز با همان غیرت و دلی سرشار از عشق، در صف عاشقان اربعین نفس می‌کشند. سلام و درود بر جانبازان عزیز… که، با بودنشان، دل ما را گرم می‌کنند.
🍞 نان صلواتی رسید به هفته ۲۱۹... دویست‌و‌نوزده هفته است که این چرخه‌ی خیر متوقف نشده؛ هفته‌ای که باز هم با دستان گرم و دل‌های روشن مردم، نان پخته شد، و بی‌ادعا، بر سفره‌ی دیگران نشست. 🌿 در تاریخ صدر اسلام، داستانی هست که هر بار شنیده می‌شود، دل را تکان می‌دهد: در یکی از میدان‌های نبرد، مشک آبی به دست مجاهدی رسید تا به مجروحان لب‌تشنه برساند. اولی گفت: «بده به نفر بعدی...» دومی گفت: «ببر برای دیگری...» و مشک، چرخید... از یکی به دیگری، تا آخرین نفر شهید شد و هیچ‌کس، برای خودش نخواست... 🕯 نان صلواتی ما هم چیزی از جنس همان مشک است. هرکس سهم خودش را کنار می‌گذارد، اما نه برای خودش، بلکه برای دلی که حتی نامش را هم نمی نداند… 🍃 نانی که این روزها پخته می‌شود، حاصل نیتی‌ست که از دل‌ها برمی‌خیزد و به سکوت، به احترام، به سفره‌ی دیگری می‌رسد. شاید ظاهرش فرق کند — آنجا آب، اینجا نان؛ اما روح مشترک‌شان ایثار است. یادآور آن فرهنگی که از صدر اسلام تا روستای شهید پرور خم‌پیچ، ادامه دارد... نان صلواتی هفته ۲۱۹، نه فقط نانی بود برای خوردن، که پیامی بود برای جان: ما هنوز "برای دیگری بودن" را فراموش نکرده‌ایم.