🎥📸 فیلمها و عکسهایی که مشاهده کردید مربوط به گزارش تصویری جلسه امروز هیئت بود؛
مجلس صمیمانهای که به بهانه شهادت امام حسن مجتبی علیهالسلام و رحلت رسول مهربانیها، بار دیگر دلهای خمپیچیها را در حسینیه دور هم جمع کرد. 🌹
به فضل الهی از هر فامیلی نماینده هایی حاضر بود و همین دیدارهاست که هم صفای مجلس را بیشتر میکند و هم دلها را به هم نزدیکتر.
یکی از هم هیئتیهای عزیز و طناز برایم تعریف میکرد و میگفت:
«این جلسات هیئت شما فقط روضه نیست، نفسی تازهکردن برای دلهاست.
وقتی پای روضه میشینم و فامیلام رو میبینم، یادم میره چک دارم، قسط عقبافتاده دارم یا حتی مستاجرم.
دیدن فامیل ها و همشهریها، غصههای دنیا رو از یاد آدم میبره.»
و راست هم میگفت… ✨
این گردهماییهای کوچک، خودش دریایی از برکت است؛ دریای همدلی، دریای محبت.
اینجاست که میفهمیم هیئت فقط جایی برای گریه نیست؛
هیئت جایی است برای سبک شدن دلها، برای یاد گرفتن صفای اهلبیت، برای آرام گرفتن در آغوش همدلی و محبت. 🌺
با سپاس از سرکار خانم زینالدینی، صبیه مرحوم حاج قدرتالله زینالدینی، که به نیت شادی روح پدر بزرگوارشان مبلغ ۵ میلیون ریال جهت اطعام ظهر شهادت امام رضا علیهالسلام تقدیم نمودند. 🙏🏻🌹
مرحوم حاج قدرتالله سالیان سال با خدمت صادقانه در این هیئت، عمر خود را در مسیر عشق به اهلبیت گذراند. چه زیباست که یاد او، امروز هم با سفرهی امام رضا علیهالسلام زنده میشود.
یکی از ویژگیهای درخشان امام رضا علیهالسلام، ضیافت و مهماننوازی است؛ امامی که به «کریم آل محمد» و «امام رئوف» شناخته میشود. هرکس در خانه او میآمد، گرسنه بیرون نمیرفت و دست خالی بازنمیگشت. ✨
امروز هم اطعام به نام او، ادامه همان مهماننوازی است؛ یعنی هر لقمهای که به یاد امام رضا علیهالسلام داده میشود، رنگی از مهر و کرامت او دارد.
به نیت شادی روح مرحوم حاج قدرتالله زینالدینی و سلامتی فرزند گرامی ایشان، صلواتی مرحمت بفرمایید. 🌹
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 در این کلیپ از مداحی برادر کربلایی جلال زینالدینی، آنچه دل را بیشتر میلرزاند، سینهزنی عاشقانه نوجوانان و نوگلان حسینی است. 🌹
🌺 چه زیباست دیدن شور حسینی در دلهای کوچک اما دریایی…
امید که این عزیزان همیشه در مسیر اهلبیت علیهمالسلام ثابتقدم بمانند، افتخار خانوادههای خود باشند و چراغی برای آینده روستای خم پیچ ✨
🖤 خوشا به حال دلهایی که از همین نوجوانی با نوای اهلبیت عجین میشوند…
با تشکر از جناب آقای محمود یاوری به خاطر ارسال این کلیپ
25.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#خداحافظ _ای _سیاهیان _ماتم
😭😭😭😭
با تشکر از آقا سعید زینالدینی که به نیت شادی روح مرحوم عمو حسن زینالدینی، مبلغ ۵۰۰ هزار تومان برای اطعام ظهر شهادت امام رضا علیهالسلام تقدیم نمودند. 🙏🏻🌹
برای توضیح نسبت:
آقا سعید، نوهی مرحوم کربلایی ذبیحالله زینالدینی است.
مرحوم عمو حسن زینالدینی (معروف به عمو حسن خرمی) هم عموی مرحوم ذبیحالله بوده است.
یعنی در حقیقت، آقا سعید برای عموی پدربزرگ خودش نذر و اطعام کرده است.
این کار بسیار ستودنی است؛ چراکه معمولاً خیرات برای پدر و مادر یا پدربزرگ و مادربزرگ انجام میشود، اما کمتر دیدهایم کسی برای عموی پدربزرگ خود یادبود بگیرد. این نشاندهنده روح بلند و وفای مثالزدنی آقا سعید است. ✨
مرحوم عمو حسن سالها پیش در گلپایگان رحلت کردند و چون فرزندی نداشتند، کمتر کسی از ایشان یاد میکرد. امروز با این حرکت ارزشمند، نام او دوباره زنده شد و به سفره امام رضا علیهالسلام پیوند خورد. 🌺
به نیت شادی روح مرحوم عمو حسن زینالدینی و سلامتی آقا سعید زینالدینی، صلواتی مرحمت بفرمایید. 🌹
✨ بسم رب الحسین علیهالسلام ✨
🖤 لقمهای که ده لقمه شد… راز نگاه ارباب 🖤
گاهی در این دستگاه حسینی، اتفاقاتی رخ میدهد که با حساب و کتاب دنیایی جور درنمیآید؛ نشانههایی ظریف که فقط دلهای عاشق آن را میفهمند. این حکایت را یکی از خمپیچیهای عزیز برایم نقل کرد؛ مربوط به شب رحلت رسول اکرم صلیالله علیه و آله همین چند شب پیش…
میگفت:
«نذر کرده بودم برای این شب عدسپلو بدهم. چون هیئت خمپیچیها در شب رحلت برنامهای نداشت، مبلغی به مسجد محلمان کمک کردم تا نذرم ادا شود.
بعد از مجلس، یکی از اعضای هیئت امنای مسجد دو غذا به من داد. در راه خانه، زنگ زدم به خانمم و گفتم برایت غذا میآورم. وقتی رسیدم مجتمع، به نگهبان برخوردم؛ با خودم گفتم حیف است او از سهمی از این اطعام بیبهره بماند. یکی از غذاها را به او دادم.
وقتی وارد خانه شدم و ماجرا را برای خانمم تعریف کردم، با لبخند و شوخی گفت:
"غذای من رو شوهر دادی؟"
من هم گفتم: "عیب ندارد، همین یک غذا را نصف میکنیم و با هم میخوریم."
هنوز شروع نکرده بودیم به خوردن غذا که همان عضو هیئت امنا دوباره تماس گرفت و گفت:
"غذا زیاد آمده، شما که بانی مجلس بودید، یک بسته دهتایی آماده کردیم؛ همین الان میفرستیم دم خانهتان."
جا خوردم… بیاختیار به یاد همان یک غذایی افتادم که به نگهبان داده بودم. همان لحظه، ده غذا رسید درِ خانهمان. آن شب با همان غذاها چندین نفر دیگر خوشحال شدند.»
🌹 این حکایت ساده اما پرمعنا یادمان میدهد که در دستگاه امام حسین علیهالسلام، حساب و کتابها مثل دنیای ما نیست. اینجا یک رابطه عاشقانه است بین دلهای ما و نگاه صاحب مجلس. ✨
گاهی تو از سهم خودت میگذری و لقمهات را به دیگری میدهی، اما دست پرمهر ارباب چند برابر به سمتت باز میشود. این همان قانون نانوشته اهلبیت است؛ رحمتشان همیشه فراتر از انتظار ماست.