eitaa logo
حال خوب
18.4هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
520 ویدیو
4 فایل
حالتو با مطالب قرانی خوب کن تعرفه تبلیغات : https://eitaa.com/joinchat/2721514134C467018e2ef
مشاهده در ایتا
دانلود
همنشین حضرت داوود علیه السلام  ✨﷽✨ بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيم روزی حضرت «داود (ع)» در مناجاتش از خداوند متعال خواست همنشین خودش را در بهشت ببیند. خطاب رسید: «ای پیغمبر ما، فردا صبح از در دروازه بیرون برو، اولین کسی را که دیدی و به او برخورد کردی، او همنشین تو در بهشت است.» روز بعد حضرت داود (ع) به اتّفاق پسرش «حضرت سلیمان (ع)» از شهر خارج شد. پیر مردی را دید که پشته هیزمی از کوه پائین آورده تا بفروشد. پیر مرد که «متی» نام داشت، کنار دروازه ایستاده و فریاد زد: «کیست که هیزمهای مرا بخرد.» یک نفر پیدا شد و هیزمها را خرید. حضرت «داود (ع) » پیش او رفت و سلام کرد و فرمود: «آیا ممکن است، امروز ما را مهمان کنی؟!» پیرمرد فرمود: «مهمان حبیب خداست، بفرمائید.» سپس پیر مرد، با پولی که از فروش هیزمها بدست آورده بود، مقداری گندم خرید. وقتی آنها به خانه رسیدند، پیر مرد گندم را آرد کرد و سه عدد نان پخت و نان ها را جلویِ مهمانش گذاشت. وقتی شروع به خوردن کردند، پیرمرد، هر لقمه ای راکه به دهان می برد، ابتدا «بسم الله» و در انتها «الحمد للَّه» می فرمود. وقتی که ناهار مختصر آنها به پایان رسید، دستش را به طرف آسمان بلند کرد و فرمود: «خداوندا، هیزمی را که فروختم، درختش را تو کاشتی. آن را تو خشک کردی، نیروی کندن هیزم را تو به من دادی.مشتری را تو فرستادی که هیزم ها را بخرد و گندمی را که خوردیم، بذرش را تو کاشتی. وسایل آرد کردن و نان پختن را نیز به من دادی، در برابر این همه نعمت من چه کرده ام؟!» پیر مرد این حرفها را می زد و گریه می کرد. حضرت «داود (ع)» نگاه معنا داری به پسرش کرد. یعنی: همین است علت این که او با پیامبران محشور می شود. منبع: (داستان‏های شهید دستغیب ص ۳۰- ۳۱) ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌺الَّلهُمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد و عجِّل فَرَجَهُم🌺 @khoob1
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استاد 🔴 دوست داری حضرت فاطمه سلام الله علیها بهت بگه پسرم؟ 🔶کانال هواداران استاد رائفی پور @khoob1
هرگز در زندگی برای رسیدن به هدفت تسلیم نشو مرداب با هدف دریا شدن از رود جدا شد اما نتیجه دلسردی از رسیدن به مقصد او را مرداب کرد @khoob1
زندگی مانند یک کتاب است هر روز یک صفحه جدید را شروع می کنی بگذار اولین کلماتی که در صفحه جدیدت می نگاری صبح بخیر باشد… 🍃ذکر‌دوشنبه: یا قاضِیَ الْحاجات؛ ای برآورنده حاجت‌ها ۱۰۰‌مرتبه.🍃 @khoob1
حضرت فاطمه(س) فرمود: الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ اقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ. (کنزل العمّال :ج16، ص462، ح45443) همیشه در خدمت مادر و پای بند او باش، چون بهشت زیر پای مادران است؛ و نتیجه آن نعمت های بهشتی خواهد بود.  @khoob1
زیبا‌ترین‌نقاشی‌خدا: لبخند‌‌مادر‌است‌. خدایا‌این‌لبخند‌را‌از‌کسی‌نگیر. @khoob1
بگذار درونت چون آب ساکن شود تا عکس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی @khoob1
از آدم دروغگو نپرس که چرا دروغ گفتی چون حتما با یک دروغ دیگر قانعت میکند ! «مارک تواین» @khoob1
کسی ‌سوال‌ می‌کند به خاطر چه زنده‌‌ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می‌کنم! @khoob1
خوبی بادبادک اینه که می‌دونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده ولی بازم تو آسمون می‌رقصه و می‌خنده @khoob1
فکر میکنم اقبال مـن بلند اسـت چون تـو می‌توانستی هر مرد دیگری را در دنیا انتخاب کنی و تصمیم گرفتی مـن را انتخاب کنی @khoob1
شخص ثروتمندی خواست بهلول را در میان جمعی به سُخره بگیرد به بهلول گفت:هیچ شباهتی بین من و تو هست؟ بهلول گفت:البته که هست مرد ثروتمند گفت:چه چیز ما به همدیگر شبیه است؟بگو بهلول جواب داد: دو چیز ما شبیه یکدیگر است یکی جیب من و کله تو که هر دو خالی است و دیگری جیب تو و کله من که هر دو پر است. @khoob1