انسان و غرور ثروت
انسان تا چه اندازه به داشتن ثروت مغرور میشود؟
جوان ثروتمندی نزد عالم رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست.
عالم او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در کوچه صدقه می گیرد
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه بیبین و بعد بگو چه می بینی؟
گفت: خودم را می بینم !عالم گفت: دیگران چه حالا دیگر آنها را نمی بینی؟
گفت نه
عالم گفت:
آینه و پنجره هر دو شیشه است.
اما درپشت آینه لایه ی نازکی از نقره قرار گرفته و در آن بجز خودت کسی دیگر را نمی بینی
این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن :
وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آن ها احساس محبت می کند.
اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند
تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از پیش چشم هایت برداری،
تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوست بداری.
@khoob1
«آورده اند روزی حاکم شهر بغداد از بهلول پرسید: آیا دوست داری که همیشه سلامت و تن درست باشی؟ بهلول گفت: خیر زیرا اگر همیشه در آسایش به سر برم، آرزو و خواهش های نفسانی در من قوت می گیرد و در نتیجه، از یاد خدا غافل می مانم. خیر من در این است که در همین حال باشم و از پروردگار می خواهم تا گناهانم را بیامرزد و لطف و مرحتمش را از من دریغ نکند و آنچه را به آن سزاوارم به من عطا کند.»
@khoob1
امام صادق (ع): هنگامی که بنده ای می گوید: "ماشاء الله لاحول و لا قوه الا بالله» يعني آنچه خدا بخواهد می شود و هیچ نیرویی نیست مگر به اراده و قدرت و توانایی خداوند، خدا می فرماید: ای ملائکه من، بنده من تسلیم و فرمانبردار شد، او را کمک کنید، او را دریابید و نیاز و درخواستش را بر آورید.
@khoob1