eitaa logo
پهلوانان خراسان جنوبي
190 دنبال‌کننده
5.9هزار عکس
3.9هزار ویدیو
74 فایل
"مقام معظم رهبری" جبهه‌ی استکبار جهانی، از هر پیروزی‌ای که ما به دست بیاوریم، عصبانی و خشمگین میشود -چه پیروزی در میدان ورزش، چه در میدان جنگ، چه در میدان علم-؛ پس پیروزی شما ورزشکاران، در واقع پیروزی بر جبهه‌ی استکبار هم هست. ۱۳۹۷/۰۷/۰۲
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از قلب زیبا
12.85M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 صحبت یکی از فرماندهان یگان ویژه با مردم رهگذر و تماشاچی در میدان ولیعصر؛ ایران، ایرانِ همه ماست♥️ 🔸صحبت‌های این فرمانده را گوش کنید.👌 ❤️ @ghalbeziba313 ❤️
هدایت شده از قلب زیبا
توئیت زیبای ابوذر روحی (خواننده سلام فرمانده) ❤️@ghalbeziba313 ❤️
🌹دعوت به حضور گسترده در مراسم تشییع پیکر مطهر شهید یوسفی در بیرجند 🔹پس از آشوب‌های اخیر و اهانت آشوبگران به قرآن کریم ، مساجد و پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران ، پیکر مطهر شهید حسین یوسفی هریوند پس از ۳۹ سال به وطن بازگشته تا نثار خون هزاران شهید را برای اقتدار اسلام عزیز ، کرامت قرآن کریم و برافراشتن پرچم مقدس ایران اسلامی را به مردم یادآوری کند . 🔹فردا با حضور گسترده در مراسم تشییع پیکر مطهر شهید حسین یوسفی ، به دعوت این شهید عزیز برای دفاع از انقلاب لبیک گفته و اهانت های اخیر به مقدسات را در آشوب‌های اخیر محکوم می نماییم و بیعت خود را با شهدا به نمایش می‌گذاریم . 🔹وعده ما فردا یکشنبه ساعت ۹ صبح از میدان شهدای بیرجند به سمت گلزار شهدا 🔹لطفا برای انتشار این دعوتنامه رسانه باشید . 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 ✅ کمیته خادمین شهدای شهرستان بیرجند ┏━━🌷┓ 🆔zil.ink/khademin_bir ┗🌷━━┛
💓چقدر این متن زيباست💓 کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد... ندا آمد بر در خانه ام بیا، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم... وقتی بر در خانه اش رسیدم هر چه گشتم در بسته ای ندیدم!! هر چه بود باز بود... گفتم: خدایا بر کدامین در بکوبم؟؟؟؟ ندا آمد: این را گفتم که بیایی... وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم! کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک...
دوست‌واقعی‌خداست...: 🌹🍃🌹🍃هر گاه عیبی در من دیدی، به خودم خبر بده نه کسی دیگری... چون تغییر آن دست من است!!! کار اولت باعث پیشرفت و بهبودم میشود اما گزینه دوم غیبت است و مرا در تاریکی نگه میدارد... چرا موقعی که چیز منفی در کسی می بینیم، جز خودش همه را خبر میدهیم؟؟؟ جمله ای که در یک هتل نوشته بود، شگفت زده ام کرد : "اگر سبب رضایتت شدیم از ما سخن بگو و گرنه با خود ما بگو" بر خود تطبیقش دهیم تا غیبت از میانمان از بین برود!!! نصیحت کن اما رسوا نکن!!! سرزنش کن اما جریحه دار نکن!!! بهشت وعده دور از دسترسی نیست اگر بی بهانه خوب باشیم!
🔆 ✍ الماس‌های زندگی 🔹بعضی وقت‌ها آدم‌ها الماسی در دست دارند. وقتی چشمشان به یک گردو می‌افتد، خم می‌شوند تا گردو را بردارند، اما الماس روی زمین می‌افتد. الماس قِل می‌خورد و به عمق چاهی فرومی‌رود. 🔸می‌دانید چه می‌ماند؟ یک آدم...، یک دهن باز...، یک گردوی پوک... و یک دنیا حسرت... 🔹مواظب الماس‌های زندگی‌مان باشیم. شاید به‌دلیل اینکه صاحبشان هستیم و بودنشان برایمان عادی شده، ارزششان را از یاد برده‌ایم. 🔸الماس‌های زندگی؛ پدر، مادر، همسر، فرزند، سلامتی، خانواده، دوستان خوب، کار، عشق و... هستند.
هدایت شده از قلب زیبا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
آقاجان ، یه چیز بگید تو این فتنه آروممون کنه . آقا : ❤️ @ghalbeziba313 ❤️
✨﷽✨ 🌼اشتباهی داریم دنبال خوشبختی می‌گردیم از خدا پرسید: خوشبختی را کجا می‌توان یافت؟ خدا گفت: آن را در خواسته‌هایت جست‌وجو کن و از من بخواه تا به تو بدهم. با خود فکر کرد که اگر خانه‌ای بزرگ داشتم، بی‌گمان خوشبخت بودم. خداوند به او داد. اگر پول فراوان داشتم، یقیناً خوشبخت‌ترین مردم بودم. خداوند به او داد. اگر… اگر… و اگر… اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود. از خدا پرسید: حالا همه چیز دارم اما باز هم خوشبختی را نیافتم. خداوند گفت: باز هم بخواه. گفت: چه بخواهم؟ هر آنچه را که هست، دارم. خدا گفت: بخواه که دوست بداری، بخواه که دیگران را کمک کنی، بخواه که هرچه را داری با مردم قسمت کنی. او دوست داشت و کمک کرد و در کمال تعجب دید لبخندی که بر لب‌ها می‌نشیند و نگاه‌های سرشار از سپاس، به او لذت می‌بخشد. رو به آسمان کرد و گفت: خدایا خوشبختی اینجاست؛ در نگاه و لبخند دیگران. #
یادمه یه روز که با خانومم رفته بودیم خرید تو شلوغیه بازار یه نفر که داشت با عجله راه می‌رفت محکم بهم برخورد کرد و با اینکه اون مقصر بود شروع کرد به داد و فریاد و فحش دادن!!! ولی من فقط سکوت کردم همسرم که خیلی ناراحت شد بهم اشاره کرد که تو هم چیزی بگو ولی من سکوت کردم تا اون مرد رفت رفتار همسرم سرد شد شاید تو دلش می‌گفت چه شوهر ترسو و بی بخاری دارم! شب که رسیدیم خونه شروع کرد به گله و کنایه که شوهر ترسو بدرد نمی‌خوره و آدم باید به مردی تکیه کنه که شجاع باشه جای یه زخم عمیق که از یه حادثه سرکار برام به وجود آمده بود رو بهش نشون دادم و گفتم به نظرت اگه با اون مرد درگیر می‌شدم صدمه‌ای عمیق تر از این می‌تونست بهم بزنه؟! گفت: نه گفتم: اگه من اونو می‌زدم چی!؟ کمی با خودش فکر کرد و سکوت کرد گفتم اگه جلوی اون مرد سکوت کردم به این خاطر بود که نمی‌خواستم بجای اینکه تو خونه گرممون باشیم تو راهروهای دادگاه و زندان باشیم از اون موقع خانومم حتی به زخم دستم هم افتخار می‌کنه ✍ کمی با تفکر رفتار کنیم