یکی اومد نزد ابی عبدالله ؛
چهرهی حضرت علی اکبر ع رو دید و قند توی دلش آب شد. هیکل و قد رو دید و هزار ماشاءالله گفت.
از نگاهش معلوم شد که چقدر عاشق حضرت شد.
امام حسین ع فرمودند فُلانی، چقدر از پسرم خوشت اومده؟
مرد گفت خیلی.
امام ع فرمودند که، اگر این پسر، فرزند تو باشه و جلوی تو دست و پا بزنه چه میکنی ؟
فرد گفت که: یا امیر، شاید بمیرم !
امام ع فرمودند: پسرم، جلوی من دست و پا میزنه و هزار تکه میشه.
و فرد همونجا از غم بیهوش شد..
خدا جونم دلم میخواد روز تولدم سوپرایزم کنی
طوری که هی نگاه کنم باورم نشه
مرسی بوس.
روح الله رحیمیان4_5884368240792047261.mp3
زمان:
حجم:
4.5M
از شیرخوارهای به تمام شیرخوارگان
آغوشِ گرم مادرتان نوشِ جانتان ..
حرمله گفت: پدر را بزنم یا پسر، یا بن ذوالجوشن؟
شمر گفت: پسر را بزن، پدر خودش میافتد..
آرزو دارم که حسین بن علی ع، پسری به من عطا کند و نامش را علـی بگذارم.
و زان پس، هرکجا که روضهی شش ماههی رباب را شنیدم، آنچنان گریه کنم که انگار علیِ خودم تیر خورده و فدای حسین ع شده.
و نیم نگاهی سویش بیندازم، شاید کمی درک کنم که بانو رباب در مصیبت کربلا چه کشید ..
ببخشید اگه دلتون با این متن لرزید بچه ها، ولی؛
میگن رفت و آمد سیدالشهداء یک دلیل بیشتر نداشته.
وقتی گلو بریده میشه، آدم هی دست و پا میزنه، هی بیهوش میشه. ذره ذره جان میده.
دلیل رفت و برگشت سیدالشهداء به سمت خیمه ها از سر شرمندگی نبوده. حضرت فکر میکردن، علی اصغرشون ع دیگه تموم کرده، ولی هی دست و پا میزد و هی بیهوش میشد 💔
توی دعای عرفه
یه جایی هست امام حسین از خدا تشکر میکنه
میگه خدایا ممنونم نذاشتی پسر ابراهیم جلوی چشماش ذبح بشه
آخ علیاصغرم :)
آخ علی اکبرم:)
ای داد از دل پارهی حسینم..