باغ خرمالو؛
از روزهایی که مثل ننه چادر به کمر کل خونه رو برق میندازم خوشم میاد
نه غلط کردم
لطفا کمک
از امروز عکس زیادی ندارم
راضیه ، ریحانه و حسنا
اومدن خونمون ، کلی صحبت کردیم و خندیدیم و چیزای خوشمزه خوردیم
دلم براشون تنگ شده بود
درآخرم هدیههایی که برای ماهلین آورده بودن رو دیدم و ذوق کردم
سرمو میچرخونم
کنار تختم ، تخت ماهلینه
من همیشه رویای اینو داشتم و الان به حقیقت تبدیل شده
خدایا همیشه اینطوری بمونه:)
وقتی خالهام هستن
ماهلین از لحاظ تمیزی پوشک ، سرگرمی و خوابیدن تامینه
خدایا همیشه خالهام باشن
سایت دانشگاه در مواقع پرداخت شهریه یه جوری خوب و عالی کار میکنه که آدم کیف میکنه
خدا نکنه برسه به انتخاب واحد
دیگه کار نمیکنه🥸
بچه که بودیم
بابا همیشه برامون گلابی رسیده و خوشمزه میآورد
برامون پوست میکند و خورد میکرد
دلم برای بابا و روزای بچگی تنگ شد
نمیدونم اگه برمیگشتم عقب
دوباره همچین زندگی میخواستم یا نه ،
اما دوباره میخوام مادر همین دختر کوچولو باشم
نمیدونم تجربهاش کردید یا نه
اما امیدوارم هیچوقت آخرین اُمیدتون ، نااُمید نشه. .