کاش من فقط تو را داشته باشم
و خدا هی بپرسد: دیگر چه؟
بگویم: هیچی
همین کافیست!
رفت و از گریهی طوفانیام اندیشه نکرد
چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت..
دیدید وقتی یه بچه زمین میخوره چطوری با گریه به سمت عزیزش میره و گریه میکنه؟
زمین خوردم حسین ، بغلم کن:)
حالا که رسماً وارد ماه " بدو سحری الان اذان میگه ، نخور مگه روزه نیستی ، خواب هم عبادت محسوب میشه ، اذان گفت آب نخوریا دل درد میشی و.." شدیم
از همینجا و همین تریبون از ممبرای گلم که این مدت تحملم کردن و دوستان عزیزم
حلالیت میطلبم
اگر ناخواسته حرفی زده شد و یا ناراحتی پیش اومد حلال کنید و ببخشید
هدایت شده از باغ خرمالو؛
امّا عزیزم
من اگر گاهی در پیلهی سکوت میپیچم و با یک فنجان چای گوشهیِ اتاق کز میکنم، اگر لایِ فریادهای خاموش خودم چنبره میزنم و از همان اندک ارتباطم با دنیای بیرون هم فرار میکنم، بیشک چیزی میان گلویم سنگینی میکند.
اگر دیدی لایِ کلمات گم شدهام و رویِ سطح اقیانوسِ وهم قدم بر میدارم در آغوشم بگیر و سکوتم را ببوس.
زیرا هیچکس جز تو نمیتواند التهابِ درونم را تسکین دهد و از میانِ مرگ بیرونم بکشد. : )
باغ خرمالو؛
مهما بلغَ المرءُ من القُوَّة فإنَّه يبقى محتاجاً إلى حضن من يُحِب. «مهم نیست که یک نفر چقدر قوی
؛
«کافی بود مرا در آغوش بگیری تا همهیِ خستگیام برود.»