eitaa logo
باغ خرمالو؛
1هزار دنبال‌کننده
220 عکس
69 ویدیو
1 فایل
[ماریآی سابق] مجنون نجف / مداواگر روح / دلداده‌ی شش‌ماهه / درحال تکامل.. در نهایت از ما اُمید به جای میماند..
مشاهده در ایتا
دانلود
و جهان با همه‌ی وسعتش در آغوش تو خلاصه می‌شود...
شبه و همه‌جا ساکت و آرومه پنجره‌ی اتاقت بازه و بوی خاک بارون خورده میاد و در همین‌حین چای و کتاب دم دستته و یه نفس از ته دل و رضایت‌مندی>
شب‌های ماه رمضون طور دیگه‌ای قشنگ و پربرکت هستن کاش میشد این شب‌هارو سیو کرد
آدم نمی‌تواند تحمل کند‌، بالاخره باید داشت انسانی را باید داشت که غم انسان را دریابد.
«کسانی هستند که بودنشان، دنیا را برایمان موجه می‌کند و همین که نفس می‌کشند یعنی زندگی جریان دارد.»
مارا حوصله خریدن نقاب نبود؛ خوشا آنان که خریدند و عزیزند
هدایت شده از باغ خرمالو؛
‏قسمت غم انگیز تنهایی "بی پناهی" است؛ این که یک شب، یک روز، یک جایی دلت بخواهد از همه دردهای دنیا پناه ببری به آغوشی، نوازشی، گفتگویی، درست می‌شَوَدی، بوسه‌ای، حضوری، دیداری... و هیچکس هیچ‌جای جهانت نباشد. ‏بار دنیا و آدم‌هایش بیفتد روی شانه‌های نحیفت، به هر طرف که نگاه کنی آیه‌های عذاب به سمتت دوان باشد، پناه همه باشی به قدر بضاعت دلت، عالم و آدم را مراقبت کنی و کسی نباشد که بارت را از شانه ات بردارد. تنهایی چه قدر "بی پناهی" است...
به کوتاهی ان لحظه زیبا که گذشت؛ غصه هم میگذرد.
ء. بیشتر آدم‌ها از تنهایی فراری‌اند، چون نمی‌دانند تنها که می‌شوند باید چکار کنند. تنهایی انگار یک صندلی است که آدم را روبه‌روی خودش می‌نشاند، یا شاید هم یک آینه سیار باشد، که مثل اجل معلق، هی جلوی رویِ آدم ظاهر می‌شود و می‌گوید خودت را نگاه کن و آدم‌ها از نگاه کردن به هیچ‌کس و هیچ‌چیز جز خودشان، این‌قدر فراری نیستند. می‌ترسند تنها شوند و بیفتند به خودکاوی و کرده و ناکرده‌هاشان یادشان بیفتد. احساسات و عواطفی که قایم کرده‌اند رو شود ، یا حتی اعتقاداتِ جورواجورشان دهان باز کند و تفکراتشان بریزد روی دایره. می‌ترسند قضاوت‌هاشان یادشان بیفتد و وجدا‌ن‌شان بیاید وسط یقه‌شان را بگیرد و سین‌جیم‌شان کند که چرا فلان‌جا حق فلان‌کس را خوردی و بهمان جا حالِ یارو را گرفتی. می‌ترسند فیل‌شان یاد هندوستان کند و گذشته‌شان مثلِ بختک بیفتد به جان‌شان ، اضطراب دارند که نکند گذشته مثلِ گرداب، بکشاندشان به عمقِ یک ویرانی... به وقت آخرین نفس‌های سال؛
خاک باش علی ابوتراب است
هدایت شده از باغ خرمالو؛
أَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ.