خدمتکار
از نظرم کتاب خوبی بود با روح روانت بازی میکنه و فریبت میده جوری که وقتی به آخرش میرسی با خودت میگی عااا اصلا انتظارشو نداشتم نشری که میگیرید زیاد فرقی نمیکنه ولی از نظر خودم کوله پشتی برای این کتاب بهتره و سه جلد دیگه ای هم داره که به ترتیب خوندش مهم نیست کتاب درباره دختری به نام میلی هست که برای کار کردن تصمیم میگیره خدمتکار شه و میره دنبال کار و توی خونه وینچسترها استخدام میشه ولی به مرور زمان میفهمه که راز وینچسترها بزرگتر از راز خودش هست و...
تیکه ای از کتاب :
«ترجیح میدم کتاب بخونم.» «عالیه! دوست داری چی بخونی؟» «کتاب.» «چه کتابهایی؟» «اونهایی که کلمه دارن.»
دختری که در اعماق دریا افتاد
بدک نبود خیلی تعریفشو شنیده بودم ولی اونطوری نبود در کل نشری که ازش میخرید مهم نیست چون من فرق زیادی ندیدم ولی یکم میتونه فریبنده باشه ولی نه زیاد خیلی خیلی کم تک جلدیه مینا دختری از دهکدهای کرهایه که توسط طوفان و مرگ ویران شده اهالی روستا فکر میکنن که خدای دریا خشمگین شده و فقط عروس واقعی اون میتونه خشم اون رو پایان بدهد بنابراین هر سال یک دختر جوان قربانی دریا می شود رمان با انتخاب شیم چئونگ به عنوان قربانی سال شروع می شود اما مینا که میدونست برادرش شیم چئونگ را دوست داره پس به جای اون خودش رو به دریا انداخت
تیکه ای از کتاب:
«تو کی باشی که بخوای امیدهاشون رو قضاوت کنی؟ حداقل اونها امید دارن. تو چی داری؟ شمشیری بُران؛ کلامی پر از نفرت.»