eitaa logo
بصیرت خوشاب(سبزوار)
571 دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
3.2هزار ویدیو
46 فایل
قیامِ کربلا، یک گزارشِ خبریِ ساده نبود؛ منشورِ حیاتِ آزادگان بود که تا قیامت می‌گوید: «زنده‌باد آن‌که معروف را فریاد زد، و مرده‌باد آن‌که منکر را در سکوتِ خود پناه داد!»
مشاهده در ایتا
دانلود
♦️پیام ریاست‌جمهوری ایران در پی شهادت السنوار: جهاد با ترور و حذف قهرمانان این عرصه متوقف نخواهد شد. 🔹بسم الله الرحمن الرحیم 🔹خبر ترور و شهادت مبارز نستوه، رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس جناب یحیی سنوار، گرچه برای همه‌ی آزادی‌خواهان و عالم به‌خصوص مردم قهرمان فلسطین دردناک و تأثر برانگیز بود در عین حال نشانه آشکاری از توقف ناپذیری جنایات رژیم اشغال‌گر و کودک کش صهیونیستی است. 🔹شهید سنوار در طول حیات ارزشمند خود سال‌ها در اسارت رژیم سفاک صهیونیستی و پس از آن نیز تا آخرین لحظه عمر پر افتخار خود قهرمانانه جنگید و از پای ننشست. 🔹جهاد در تقابل با تجاوز و هدیه بخشیدن آزادی و رهایی به صاحبان حقیقی سرزمین‌های اشغالی حرکت عظیم و هدف والایی است که با ترور و حذف قهرمانان این عرصه متوقف نخواهد شد. 🔹همان‌گونه که شهید عزیز، اسماعیل هنیه گفت: «اذا غاب سید، قام سید» دشمن آگاه باشد که با شهادت سرداران، قهرمانان و فرماندهان، خللی در مقاومت امت اسلامی در برابر زور و اشغال ایجاد نخواهد شد. 🔹مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران
⭕️توئیت مهم دکتر علیرضا زاکانی شهردار انقلابی و محترم تهران در خصوص شهادت شهردار محترم لبنانی گمان نبريد آنهايى كه در راه خدا كشته شده‌اند مرده‌اند؛ بلكه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‌شوند با قلبی حزن آلود و تأسفی شدید، شهادت آقای احمد کحیل شهردار نبطیه لبنان را که امروز به همراه همراهانش در جنایتی دیگر توسط دشمن صهیونیستی، به شهادت رسیدند، تبریک و تعزیت می‌گویم و مراتب همدردی با خانواده ها و بازماندگان را اعلام می نمایم. خداوند رحمتشان کند. _علیرضا زاکانی @khoshab1
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیچگاه جبهه ی حق اینقدر قوی نبوده است اورا ضعیف نپندارید امیرُالمؤمنین عليه السلام مظلوم بود سیدالشهدا علیه السلام همچنین اما به برکت خون شهدا و مجاهدان راه خدا انسان ها رشدکردند وهیچ زمانی جبهه ی کفراینقدربی آبرونبوده است واین یعنی اقتدار بله جسم برخی از این مجاهدان نبرد های پایانی می‌رود اماجای خون آنها صدهالاله میرویدوشکوفه می‌زند اذاغاب سیِّدقامَ سیِّد می‌روند نفسی تازه کنندوباقائده رجعت برگردند وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَٰكِنْ لَا تَشْعُرُونَ به اینهاکشته نگویید هستند شاهدند برمی‌گردند . البته هرگوشی نمیشنودولوکنارخانه خداهم باشد هرچشمی نمی‌بیند ولو شیعه مولاهم باشد بلکه اینبار درجبهه حق مسیحی و سنی وشیعه باشاخص مقاومت برای آخرالزمان شناخته وآماده می‌شوند درود بر مردی که بایک دست تا آخرین نفس بالباس رزم، مردانه جنگید راهبُرد(مرتضی تیجانی ) @khoshab1
♨️ ظاهرا صهیونیست ها عکس این فرد را به عنوان کسی که گلوله آخر را به سمت سنوار شلیک کرده منتشر می کنند تا از او تقدیر کرده باشند. نمیدانند که جوانمرگ خواهد شد! روزگارش سیاه است! در انتظار انتقام... @khoshab1
روی تابلوش نوشته سن من از اون کشور خیالیتون بیشتره! 👌 @khoshab1
رقص اندر خونِ خود مردان کنند ▪️سنوار احیای یک افسانه بهراد رشوند نوشت: 🔹حیرت آور!  شبیه یکی از سکانس‌های فیلم‌های حماسی هالیوود بود،ریز پرنده‌ای وارد ساختمان نیمه ویران می‌شود، قهرمان قصه، بی آنکه رمقی ‌داشته باشد،به دوربین پهپاد خیره می شود، نه خودش را به مردن زد و نه تسلیم شد. 🔹 دست راستش از ساعد شکاف بزرگی خورده بود اما یک تکه چوب در دست چپش داشت هنوز. 🔹مرد می دانست آخرین ثانیه‌های زندگی اش است و خودش پایان بدن خاکی اش را انتخاب کرد. 🔹اگر شالی که به صورت بسته بود باز می‌کرد و به دوربین آن ریزپرنده خیره می‌شد، احتمالا اپراتور از شوق پیدا کردن زنده یحیی، به او شلیک نمی کرد. اما سنوار انتخابش را کرده بود . 🔹دیگر نایی در بدن نداشت اما آخرین پیامش را برای کودکانی که در آن سرزمین به دنیا نیامده اند و‌ یا در گهواره اند ارسال کرد؛یحیی سنوار هیچ سلاحی در دست نداشت اما همان یک تکه چوب را به نمایندگی همه ‌ نداشته هایشان در یک جنگ‌ نا برابر ، پرتاب کرد و احتمالا چند ثانیه بعدش هم کار تمام شد. آنکه انسوی دوربین نشسته بود نمی دانست به سر چه کسی شلیک کرد اما سنوار می دانست آخرین لحظان زندگی اش در حال ثبت و‌ ضبط است. 🔹 دیگر هیج توانی برای بلند شدن نداشت اما چوب را پرتاب کرد تا به پسران سرزمین های غصب شده پیامش را برساند ؛ ما چاره ای  نداریم جز جنگیدن ولو چوب خشک برابر پهپاد مسلح! 🔹 او در یک ساختمان نیمه ویران، با انتخاب نوع شهادتش ، آخرین پیام را به عنوان فرمانده به بچه های سرزمینش مخابره کرد؛ تا لحظه آخر تسلیم نشوید . 🔹یحیی سنوار با انتخاب نوع شهادتش ،خودش را هزاران هزار بار در اذهان همه آزادی خواهان تاریخ احیا کرد. نه تولد در اردوگاه و‌ نه سال‌های سال اسارت در زندان. هیچکدام اینها موجب نشد که او آرام شود ، رام وضعیت نابرابر شود،تسلیم شود و همانند عرفات یک روز بگوید؛ خسته شدیم، جنگ دیگر بس است.برای او پایان جنگ روزی بود که زمین از دست رفته به ساکنان اصلی آن سرزمین برگردد. 🔹سنوار از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا ۱۷ اکتبر ۲۰۲۴ در غزه ماند. پا پس نکشید. فرار نکرد. فرماندهی کرد و لحظه پایان را هم خودش به انتخاب خویشتن برگزید. 🔹یحیی سنوار را تاریخ به خاطر خواهد سپرد با دست قطع شده اش. با نگاه خیره و شجاعانه اش به ریز پرنده قاتل، با تکه چوبی که آخرین سلاحش بود، با آخرین حرکت بدنش که با همه توان چوب را به سمت پهپاد پرتاب کرد. با گلوله ای که به شقیقه اش شلیک شد و تصویری جاودانه از او ساخت. 🔹 او با این پایان ، راه آغاز  را به کودکان فلسطینی یاد داد. نترسید، تسلیم نشوید و تا آخرین قطره توان‌تان بجنگید.شاید برای بعضی از ما این واژه‌ها از فرط تکرار تهی از معنی اولیه و‌ ارمانی‌اش شده باشد اما برای آنان که در خون خود غلتی زدند نه . 🔹یحیی سنوار تمام نشد، ارتش غاصب با پخش آن ویدئو بزرگ‌ترین خدمت را به کودکان فلسطینی کرد. آنها حالا می دانند ‌وقتی از افسانه سنوار برایشان می‌گویند دقیقا از چه چیزی حرف می زنند؛مردی که یک رسانه اسراییلی با نشان دادن این فیلم برایش نوشت؛ تا لحظه آخر جنگید. 🔹شبیه دو امدادی بود، سنوار «چوب» را به نفر بعدی  داد، اما حرمله‌های تل السلطان رفح نفهمیدند و فاتحانه این فیلم را منتشر کردند 🔹تاریخ با همین فیلم چندثانیه ای بیاد خواهد آورد‌ و شهادت می‌دهد؛ چگونه فرزندان فلسطین با یک تکه چوب، برابر ریزپرنده قاتل، ایستادگی کردند و جنگیدند. این سند بماند برای روزی که قدس آزاد شد. روزی که تاریخ به یاد بیاورد چه کسانی همه آسایش و  ۶۰ سال زندگی خویش را به پای این آزادی ریختند و شاید مولانا این صحنه را دیده بود که ۱۰ قرن پیش گفت ؛ 🔹رقص و جولان بر سرِ میدان کنند رقص اندر خونِ خود مردان کنند چون رهند از دستِ خود دستی زنند چون جهند از نقصِ خود رقصی کنند 🔹شبیه یک فیلم هالیوودی بود. حیرت آور و باور نکردنی و این کمترین مزد مجاهدت های مرد جنگی اعراب بود؛ یحیی سنوار. @khoshab1
‍ خیلی برایش حرف درآوردند. ۲۵ سال اسیر زندان صهیونیست های غاصب اسرائیلی بود. ۲۵سال با هر که عمر بگذرانی، بلدش می‌شوی. یحیی بلدِ اسقاطیل بود، بلد زبانش، بلد زبان‌نفهمی‌اش. این بلدی را کردند چماق توی سرش. برخی نشستند گفتند جاسوس است، خائن است. عربی را به عبری فروخته. صهیونیست های خونخوار و جلاد اسراییلی گفتند هرجا دستشان به او برسد، قطعاً سنوار را می کشند. تا این را گفتند، یحیی آمد زنده جلوی چشم دوربین‌ها روی زمین راه رفت و برای دشمن دست تکان داد. کلت به غنیمت گرفته شده از صهیونیست هایی را که برای ترورش در خانه اش رفته بودند روی کمرش گذاشت و صهیونیست ها را خوار و ذلیل کرد. . یک عمر دربه‌درش بودند، دربه‌در پسری که در اردوگاه خان یونس به دنیا آمده بود و نمی‌دانستند کسی که از اول عمرش آواره به دنیا آمده، دنیا را خانه نمی‌بیند، دل به تیر و تختهٔ زهواردررفتهٔ دنیا نمی‌بندد. تحریفش کردند. تخریبش کردند. گفتند حماسی‌ها از آن سنی‌های دوآتشه‌اند که به مرگ شیعه‌جماعت راضی‌اند. یحیی نفر دوم حماس بود. نشست جلوی دوربین حدیث از امیرالمؤمنین گفت . سه بار قربان‌صدقهٔ مولا علی (ع) رفت. گفت: «از امام علی(ع) یاد گرفتم دنیا دو روز است. روزی که در آن مرگ سرنوشت تو نیست و روزی که مرگ سرنوشت توست. در روز اول هیچ کس نمی‌تواند به تو آسیبی برساند و در روز دوم هیچ کس نمی‌تواند تو را نجات دهد» یحیی کلمات علی (ع) را زندگی می‌کرد. دیوار حائل بین فلسطین اشغالی و صهیونیست های غاصب را طوری ساخته‌ بودند که پشه اطرافشان بجنبد، شستشان خبردار می شد. قصه‌ای‌ست برای خودش. بتن‌ریزی در عمق بیست متری، انواع رادارها و حس‌گرهای حرکتی و گرمایی بالای دیوار، پهپادهای تصویربرداری بیست‌ وچار ساعته بر فراز آسمانش دور میزدند و یحیی همهٔ این‌ها را به سخره گرفت. سال‌ها همان بچه‌های اردوگاه‌های خان یونس که همه از دم بچه‌شهید بودند، پابه‌پای یحیی دویدند تا دیوار را از میان بردارند. بعد یک عمر آزمون و خطا، دو سال آزگار فقط طراحی عملیات نهایی طول کشید. غاصبان را انگشت‌به‌دهان کرد. ۸۵ نقطه در دیوار حائل فروریخته بود و هنوز کسی نفهمیده چگونه جز مغز متفکری که پشت عملیات بود: صهیونیست های اشغالگر و وحشی بدجوری سوختند. جلوی چشمشان کسی حیثیت جعلی هفتادساله‌شان را برده بود. چو انداختند یحیی بیست اسیر اسقاطیلی را کرده سپر انسانی، به آن‌ها مواد منفجره بسته و در اعماق تونل‌ها، میانشان نشسته تا اسقاطیل او را نزند. امروز یحیی متولد شد. یحیی میان آوار خانه‌ای در رفح، با لباس رزم، وسط میدان، به تمام شایعه‌ها و تهمت‌ها پشت پا زد. با فرق شکافته، شبیه مردی که دوستش داشت، دوباره به دنیا آمد، با دست‌هایی گشوده‌تر برای زنده‌کردن دل‌ها، درست مثل اسمش. یحیی مرگ را زندگی کرده بود. کسی که مرگ را زندگی کند، هرگز نمی‌میرد. بدا به حال صهیونیست های اسراییلی که‌ نفهمیده اند قهرمان‌ها نمی‌میرند، تکثیر می‌شوند.‌ @khoshab1
♨️‏شاید آن چوب همان عصای موسی باشد این‌بار در دستِ یحیی، تا احیاء کند، طرحِ توحیدیِ از «بحر تا نهر» را، و بخشکاند طرحِ فرعونیِ «از نیل تا فرات» را، کسی چه می‌داند!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا