💙#قسمتسوم🌷
💙#شهید_لاکچری🌷
💫#تقدیمنگاهتون😍
💫#بهقلمامینربیعی✍
بابک:/نوحهزینب زینب موذنزادهاردبیلیراباموبایلپخشمیکند
مادر :سلاممادر...چراهنوزنرفتیامرمرخصیگرفتی؟
بابک:سلام.نهامروزیادوارهشهداستساعتدوبایدپادگانباشم
مادر:بابکاینهفتهماموریتداری!
بابک:هلالاحمرهرجاکهمناطقمحرومروشناساییکننبرایبهبودوضعیتسلامتوبهداشتمنطقهبایدبریم.
مادر:اینهفتهروکنسلشکن
بابک:برایچی؟🤔
مادر:نظرداریمبرایولادتآقاقمربنیهاشم.میخواهیمبهنیابتازحضرتابوالفضلبه رسمهرسالبهنیتسلامتیوخوشبختیوعاقبتبخیریتووهمهجوونهاکیکوشربتوشرینیپخشکنیم☺️
بابک:آخراینهفتهاستراستی...ایوایچرایادمرفتهبود...پاکیادمرفتهبود...🤦♂چشم
لغوشمیکنم.قبولبا شهانشاءالله.خریدکیکوشرینیهمکهباداداشمهدیدیگه
مادر:ارهدیگهمثلهرسالمهدیزحمتشومیکشهوپخشکردنشباتوودوستاته😅
بابک:فدایدستبریدهحضرتابوالفضلبشممن😘
مادر:بابکجانتوچراهمیشهاینآهنگزینبزینب.رومیزاری؟!
بابک:باهاشروحیهمیگیرم،خیلیبهمانرژیمیده😃
مادر:مگهتوجوننیستییهدونهنوارشادبزار😕
بابک:ماماندیگه اینجورینگو،مناینودوستدارمدیگه.چکارکنم.من اینارودوستدارم
مادر:هرچیزیجایخودشپسرمن...بخدااینومیزاریدلآدممیگیره🙁
بابک:مامانهرکسیبایهچیزیروحیهمیگیرهدیگه.یکیباخالکوبیکردنرویدستشروحیهمیگیرهیکیبارانندگیروحیهمیگیره.شمابانذریوروضهوهیئتروحیهمیگیری،
منم با نوحهروحیهمیگیرم😄
مادر:ازدستتو!ورزشتتمومشدبرودنبالالهامازکلاسقرانبیارش.
بابک:چشماطاعتمیشه😇
مادر:گرمکنتکو!مگهنگفتمبپوش؟؟🧐
بابک:گرممشددرشآوردم.
مادر:بپوشببینمعرقمیکنیسرمامیخوری.🤨
بابک:چشمببخشید.🤭
مادر:صبحونهخوردی؟
بابک:سماوروروشنکردم.
مادر:آمادهمیکم،صداتکردمبیاصبحونهتوبخور.
بابک:خودممیامآمادهمیکنم
مادر:توورزشتوبکنبدنتگرمه.
بابک:بیزحمتمیریشونهمنوازاتاقبیار.
مادر:میخوایبریمهمونیمگه؟!
بابک:نمیخامموهامبههمریختهونامرتبباشه.
مادر:ازدست تو😂خدابهتصبربده.😂😂الانبراتمیارم.بعدازظهربریمبازاربرایخریدتدارکمراسم.
خوشتیپ آسمانی
「❤️📚」 #قسمتدوم🌸 #نمایشنامهشهیدلاکچری😎 /شهیدانه/ بابک: مامان لباس هلالاحمر من کجاست🤔 مادر:
「❤️📚」
#قسمتسوم🌸
#نمایشنامهشهیدلاکچری😎
بابک: /نوحه زینب زینب موذن زاده
اردبیلی را با موبایل پخش میکند/
مادر : سلام مادر...چرا هنوز نرفتی امروز
مرخصی گرفتی؟
بابک: سلام.نه امروز یادواره شهداست.
ساعت دو باید پادگان باشم👮♀
مادر: بابک این هفته ماموریت داری!
بابک: هلالاحمر هر جا که مناطق محروم رو
شناسایی کنن برای بهبود وضعیت سلامت و
بهداشت منطقه باید بریم.
مادر: این هفته رو کنسلش کن.
بابک: برای چی؟🤔
مادر: نظر داریم برای ولادت آقا قمربنی هاشم.
میخواهیم به نیابت از حضرت ابوالفضل به رسم
هر سال به نیت سلامتی و خوشبختی و عاقبت بخیری تو و همه جوونها کیک و شربت
و شرینی پخش کنیم☺️
بابک: آخر این هفته است راستی...ای وای چرا
یادم رفته بود...پاک یادم رفته بود...🤦♂
چشم لغوش میکنم. قبول باشه انشاءالله.
خرید کیک و شرینی هم که با داداش مهدی دیگه
مادر: آره دیگه مثل هرسال مهدی زحمتشو
میکشه و پخش کردنش با تو و دوستاته😅
بابک: فدای دست بریده حضرت ابوالفضل
بشم من😘
مادر: بابک جان تو چرا همیشه این آهنگ زینب زینب.رو میذاری؟!
بابک: باهاش روحیه میگیرم،خیلی بهم
انرژی میده😃
مادر: مگه تو جوون نیستی یه دونه نوار شاد
بذار😕
بابک: مامان دیگه اینجوری نگو،من اینو
دوست دارم دیگه. چکار کنم من اینا رو دوست دارم
مادر: هر چیزی جای خودش پسر من...بخدا اینو میذاری دل آدم میگیره🙁
بابک: مامان هرکسی با یه چیزی روحیه میگیره دیگه. یکی با خال کوبی کردن روی دستش روحیه میگیره یکی با رانندگی روحیه میگیره.شما با نذری و روضه
و هیئت روحیه میگیری، منم با نوحه روحیه میگیرم😄
مادر: از دست تو!ورزشت تموم شد برو دنبال الهام از کلاس قرآن بیارش.
بابک: چشم اطاعت میشه😇
مادر: گرم کنت کو!مگه نگفتم بپوش؟؟🧐
بابک: گرمم شد درش آوردم.
مادر: بپوش ببینم عرق میکنی سرما میخوری.🤨
بابک: چشم ببخشید.🤭
مادر: صبحونه خوردی؟
بابک: سماور رو روشن کردم.
مادر: آماده میکنم،صدات کردم بیا صبحونه تو
بخور.
بابک: خودم میام آماده میکنم
مادر:تو ورزشتو بکن بدنت گرمه.
بابک: بیزحمت میریشونه منو از اتاق بیار.
مادر: میخوای بری مهمونی مگه؟!
بابک: نمیخوام موهام به هم ریخته و نامرتب
باشه.
مادر: از دست تو😂 خدا بهت صبر بده.😂
الان برات میارم. بعد از ظهر بریم بازار برای خرید
تدارک مراسم.🚙
❣ادامه دارد... همراهمون باشید😉😍
#شهیدبابکنوریهریس🦋••
📍معتبرترین کانال رسمی شهید بابک نوری هریس👇
https://eitaa.com/joinchat/2688090130C327b46dad6