eitaa logo
خوشتیپ آسمانی
2.1هزار دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
2.5هزار ویدیو
52 فایل
✅ تـنها کانـال رسـمـی شـهید بـابک نوری هریس 🌹 با حضور و نظارت خـانـواده مـحـترم شـهـیـد خادم کانال: @Khoshtipasemani_1@Rina_noory_86
مشاهده در ایتا
دانلود
💙🌷 💙🌷 💫😍 💫✍ بابک:/نوحه‌زینب زینب موذن‌زاده‌اردبیلی‌را‌با‌موبایل‌پخش‌می‌کند مادر‌ :‌سلام‌مادر‌...‌چرا‌هنوز‌نرفتی‌‌امر‌مرخصی‌گرفتی؟ بابک:سلام.نه‌امروزیادواره‌شهداست‌ساعت‌دو‌باید‌پادگان‌باشم‌ مادر:بابک‌این‌هفته‌‌ما‌موریت‌داری! بابک‌:هلال‌احمر‌هرجاکه‌مناطق‌محروم‌رو‌شناسایی‌کنن‌برای‌بهبود‌وضعیت‌سلامت‌وبهداشت‌منطقه‌باید‌بر‌‌‌‌یم‌. مادر‌:این‌هفته‌رو‌کنسلش‌کن بابک:برای‌چی‌؟🤔 مادر‌:نظر‌داریم‌برای‌ولادت‌آقا‌قمر‌بنی‌هاشم.می‌خواهیم‌به‌نیابت‌از‌حضرت‌ابوالفضل‌به‌ رسم‌هرسال‌به‌نیت‌سلامتی‌وخوشبختی‌وعاقبت‌بخیری‌تو‌وهمه‌جوون‌ها‌کیک‌وشربت‌و‌شرینی‌پخش‌کنیم‌☺️ بابک‌:آخر‌این‌هفته‌است‌راستی...ای‌وای‌چرا‌یادم‌رفته‌بود‌...پاک‌یادم‌رفته‌بود‌...🤦‍♂چشم‌ لغوش‌می‌کنم‌.قبول‌با شه‌ان‌شاءالله.خرید‌کیک‌وشرینی‌هم‌‌که‌با‌داداش‌مهدی‌دیگه‌ مادر:اره‌دیگه‌مثل‌هرسال‌مهدی‌زحمتشو‌می‌کشه‌وپخش‌کردنش‌با‌تو‌ودوستاته‌😅 بابک‌:فدای‌دست‌بریده‌حضرت‌ابوالفضل‌بشم‌من😘 مادر:بابک‌جان‌تو‌چرا‌همیشه‌این‌آهنگ‌زینب‌زینب.رو‌می‌زاری؟! بابک:باهاش‌روحیه‌می‌گیرم،خیلی‌بهم‌انرژی‌می‌ده‌😃 مادر‌:مگه‌تو‌جون‌نیستی‌یه‌دونه‌نوار‌شاد‌بزار😕 بابک‌:مامان‌دیگه اینجوری‌‌نگو‌،من‌اینو‌دوست‌دارم‌دیگه.چکار‌کنم‌‌.من اینارو‌دوست‌دارم‌ مادر:هرچیزی‌جای‌خودش‌پسر‌من‌...بخدا‌اینو‌میزاری‌‌دل‌آدم‌‌می‌گیره‌🙁 بابک‌:مامان‌هرکسی‌با‌یه‌چیزی‌روحیه‌میگیره‌دیگه.یکی‌با‌خال‌کوبی‌کردن‌روی‌دستش‌روحیه‌می‌گیره‌یکی‌بارانندگی‌‌روحیه‌می‌گیره.شما‌با‌نذری‌وروضه‌وهیئت‌روحیه‌می‌گیری،‌ منم با نوحه‌روحیه‌میگیرم😄 مادر:از‌دست‌تو!ورزشت‌تموم‌شد‌برو‌دنبال‌الهام‌‌از‌کلاس‌قران‌‌بیارش‌. بابک‌:چشم‌اطاعت‌می‌شه‌😇 مادر:گرم‌کنت‌کو!مگه‌نگفتم‌بپوش؟؟🧐 بابک:گرمم‌شد‌درش‌آوردم‌. مادر‌:بپوش‌ببینم‌عرق‌می‌کنی‌سرما‌می‌خوری‌.🤨 بابک‌:چشم‌ببخشید‌.🤭 مادر:صبحونه‌خوردی؟ بابک:سماور‌وروشن‌کردم‌. مادر:‌آماده‌میکم‌،صدات‌کردم‌بیا‌صبحونه‌تو‌بخور. بابک:خودم‌میام‌آماده‌می‌کنم‌ مادر:تو‌ورزشتو‌بکن‌بدنت‌گرمه‌‌. بابک‌:بی‌زحمت‌میری‌شونه‌منو‌از‌اتاق‌بیار. ‌مادر‌:می‌خوای‌بری‌مهمونی‌مگه‌؟! بابک‌:نمی‌خام‌موهام‌به‌هم‌ریخته‌ونا‌مرتب‌باشه‌. مادر:از‌دست تو😂خدا‌بهت‌‌صبر‌بده.😂😂الان‌برات‌میارم‌.بعد‌از‌ظهر‌بریم‌بازار‌برای‌خرید‌تدارک‌مراسم‌.
خوشتیپ آسمانی
「❤️📚」 #قسمت‌دوم🌸 #نمایشنامه‌شهید‌لاکچری😎 /شهیدانه‌/ بابک: مامان‌ لباس‌ هلال‌احمر‌ من‌ کجاست🤔 مادر:
「❤️📚」 🌸 😎 بابک: /نوحه‌ زینب‌ زینب موذن‌ زاده‌ اردبیلی‌ را‌ با‌ موبایل‌ پخش‌ می‌کند/ مادر‌ :‌ سلام‌ مادر‌...‌چرا‌ هنوز‌ نرفتی‌‌ امر‌وز مرخصی‌ گرفتی؟ بابک: سلام.نه‌ امروز یادواره‌ شهداست‌. ساعت‌ دو‌ باید‌ پادگان‌ باشم‌👮‍♀ مادر: بابک‌ این‌ هفته‌‌ ما‌موریت‌ داری! بابک‌: هلال‌احمر‌ هر جا که‌ مناطق‌ محروم‌ رو‌ شناسایی‌ کنن‌ برای‌ بهبود‌ وضعیت‌ سلامت‌ و بهداشت‌ منطقه‌ باید‌ بر‌‌‌‌یم‌. مادر‌: این‌ هفته‌ رو‌ کنسلش‌ کن. بابک: برای‌ چی‌؟🤔 مادر‌: نظر‌ داریم‌ برای‌ ولادت‌ آقا‌ قمر‌بنی‌ هاشم. می‌خواهیم‌ به‌ نیابت‌ از‌ حضرت‌ ابوالفضل‌ به‌ رسم‌ هر سال‌ به‌ نیت‌ سلامتی‌ و خوشبختی‌ و عاقبت‌ بخیری‌ تو‌ و همه‌ جوون‌ها‌ کیک‌ و شربت‌ و‌ شرینی‌ پخش‌ کنیم‌☺️ بابک‌: آخر‌ این‌ هفته‌ است‌ راستی...ای‌ وای‌ چرا‌ یادم‌ رفته‌ بود‌...پاک‌ یادم‌ رفته‌ بود‌...🤦‍♂ چشم‌ لغوش‌ می‌کنم‌. قبول‌ باشه‌ ان‌شاءالله. خرید‌ کیک‌ و شرینی‌ هم‌‌ که‌ با‌ داداش‌ مهدی‌ دیگه‌ مادر: آره‌ دیگه‌ مثل‌ هرسال‌ مهدی‌ زحمتشو‌ می‌کشه‌ و پخش‌ کردنش‌ با‌ تو‌ و دوستاته‌😅 بابک‌: فدای‌ دست‌ بریده‌ حضرت‌ ابوالفضل‌ بشم‌ من😘 مادر: بابک‌ جان‌ تو‌ چرا‌ همیشه‌ این‌ آهنگ‌ زینب‌ زینب.رو‌ می‌ذاری؟! بابک: باهاش‌ روحیه‌ می‌گیرم،خیلی‌ بهم‌ انرژی‌ میده‌😃 مادر‌: مگه‌ تو‌ جوون‌ نیستی‌ یه‌ دونه‌ نوار‌ شاد‌ بذار😕 بابک‌: مامان‌ دیگه‌ اینجوری‌‌ نگو‌،من‌ اینو‌ دوست‌ دارم‌ دیگه. چکار‌ کنم‌‌‌ من اینا رو‌ دوست‌ دارم‌ مادر: هر چیزی‌ جای‌ خودش‌ پسر‌ من‌...بخدا‌ اینو‌ میذاری‌‌ دل‌ آدم‌‌ می‌گیره‌🙁 بابک‌: مامان‌ هرکسی‌ با‌ یه‌ چیزی‌ روحیه‌ میگیره‌ دیگه. یکی‌ با‌ خال‌ کوبی‌ کردن‌ روی‌ دستش‌ روحیه‌ می‌گیره‌ یکی‌ با رانندگی‌‌ روحیه‌ می‌گیره.شما‌ با‌ نذری‌ و روضه‌ و هیئت‌ روحیه‌ می‌گیری،‌ منم‌ با نوحه‌ روحیه‌ میگیرم😄 مادر: از‌ دست‌ تو!ورزشت‌ تموم‌ شد‌ برو‌ دنبال‌ الهام‌‌ از‌ کلاس‌ قرآن‌‌ بیارش‌. بابک‌: چشم‌ اطاعت‌ می‌شه‌😇 مادر: گرم‌ کنت‌ کو!مگه‌ نگفتم‌ بپوش؟؟🧐 بابک: گرمم‌ شد‌ درش‌ آوردم‌. مادر‌: بپوش‌ ببینم‌ عرق‌ می‌کنی‌ سرما‌ می‌خوری‌.🤨 بابک‌: چشم‌ ببخشید‌.🤭 مادر: صبحونه‌ خوردی؟ بابک: سماور‌ رو روشن‌ کردم‌. مادر:‌ آماده‌ میکنم‌،صدات‌ کردم‌ بیا‌ صبحونه‌ تو‌ بخور. بابک: خودم‌ میام‌ آماده‌ می‌کنم‌ مادر:تو‌ ورزشتو‌ بکن‌ بدنت‌ گرمه‌‌. بابک‌: بی‌زحمت‌ میری‌شونه‌ منو‌ از‌ اتاق‌ بیار. ‌مادر‌: می‌خوای‌ بری‌ مهمونی‌ مگه‌؟! بابک‌: نمیخوام‌ موهام‌ به‌ هم‌ ریخته‌ و نا‌مرتب‌ باشه‌. مادر: از‌ دست تو😂 خدا‌ بهت‌‌ صبر‌ بده.😂 الان‌ برات‌ میارم‌. بعد‌ از‌ ظهر‌ بریم‌ بازار‌ برای‌ خرید‌ تدارک‌ مراسم‌.🚙 ❣ادامه دارد... همراهمون باشید😉😍 🦋‌•• 📍معتبرترین کانال رسمی شهید بابک نوری هریس👇 https://eitaa.com/joinchat/2688090130C327b46dad6