یادمه بچه بودیم خیلی از روزهای زمستون، سردترین شهر استان و بعضا کشور، قائنات بود (خضری تو شهرستان قائناته). دلخوشیمون این بود که تو یه چیزی تو کشور اول شدیم 😁
یک روز توی یخبندان شدید رفتیم دبستان، نوک دماغمون قندیل زده بود، نمیدونم رسیدیم مدرسه، تعطیل شد یا نه ولی یادمه اخبار رو که از تلویزیون دیدم گفت قائنات با دمای ۲۵- درجه سردترین نقطه کشور بوده 🤦♂️
حالا تو یه روز آفتابی، نه فقط دبستان، بلکه کل ادارات دولتی کشور تعطیل شد🙄🥴
#فرق_میکنه
#افکت 😅
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥فردای براندازی...
🔷 اسرائیل در حال بمباران سوریهای است که دیگه ربطی به اسد نداره...
#برای_تفکر #عبرت
غیررسمی: کلاسها تا پایان هفته مجازی می شود. منتظر اطلاعیه رسمی در کانال معاونت باشید.
برید شب یلدا پیش مامان بابا، لذت ببرید ❤️
تو ایران زندگی سخته 😐
ولی تو آمریکا زندگی بی معنیه 😎👌
نظرات مردم زیر این ویدیو رو هم بخونید
#داستانک
🔅 #پندانه
✍ برگ عیشی به گور خویش فرست
دگران نفرستند تو پیش بفرست
🔹مرد فقیری به شهری وارد شد. هنوز خورشید طلوع نکرده بود و دروازه شهر باز نشده بود.
🔸پشت در نشست و منتظر شد. ساعتی بعد در را باز کردند. تا خواست وارد شهر شود، جمعی او را گرفتند و دستبسته به کاخ پادشاهی بردند.
🔹هر چه التماس کرد که مگر من چه کار کردم؟ جوابی نشنید.
🔸در کاخ دید که او را بر تخت سلطنت نشاندند و همه به تعظیم و اکرام او برخاستند و پوزش طلبیدند.
🔹چون علت ماجرا را پرسید! گفتند:
هر سال در چنین روزی، ما پادشاه خویش را اینگونه انتخاب میکنیم.»
🔸پادشاه کنونی که مرد فقیر بود با خود اندیشید که داستان پادشاهان پیش را باید جست که چه شدند و کجا رفتند؟
🔹طرح رفاقت با مردی ریخت و آن مرد در عالم محبت به او گفت:
در روزهای آخر سال، پادشاه را با کشتی به جزیرهای دوردست میبرند که آنجا نه آبادانیست و نه ساکنی دارد و آنجا رهایش میکنند. بعد همگی بر میگردند و شاهی دیگر را انتخاب میکنند.
🔸محل جزیره را جویا شد و از فردای آن روز داستان زندگیاش دگرگون شد.
🔹به کمک آن مرد، بهصورت پنهانی غلامان و کنیزانی خرید و پول و وسیله در اختیارشان نهاد تا به جزیره روند و آنجا را آباد کنند. کاخها و باغها ساخت.
🔸هرچه مردم نگریستند دیدند که بر خلاف شاهان پیشین او را به دنیا و تاجوتخت کاری نیست.
🔹چون سال تمام شد روزی وزیران به او گفتند:
امروز رسمی است که باید برای صید به دریا برویم.
🔸مرد داستان را فهمید، آماده شد و با شوق به کشتی نشست، او را به دریا بردند و در آن جزیره رها کردند و بازگشتند.
🔹غلامان در آن جزیره او را یافتند و با عزت به سلطنتی دیگر بردند.
💢 امروز که فرصت ساختن دنیای دیگر و آخرتمان را داریم، تلاش کنیم و فردای زندگی خود را بهشتی بسازیم.
#پیشنهاد_ویژه
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️پدربزرگ «ریم» به نوه شهیدش پیوست
🔹پدربزرگ «ریم» دختربچه سه ساله فلسطینی که حدود یک سال قبل در حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به همراه همه اعضای خانواده خود شهید شد و در آن زمان کلیپ غمانگیز او با پدربزرگش بازدید زیادی داشت، امروز به نوه شهیدش پیوست.
آه #غزه 💔