و جانم را به تو میسپارم، چرا که جانم بیشتر
از آنکه پیش من باشد، به سوی تو سفر میکند..
گریه کنید آقا خیلی عقبیم، هرجا هستید بشینید یه دور با صدای بلند و حیدری گریه کنید.
انقدر غم دارم که دیگه نمیدونم باید چیکار کنم
هی میگم یعنی واقعاً نخواستی من بیام پیشت؟
باشه پس منم میرم وسط خیابون خودمو میندازم جلو ماشینا