تصمیم گرفتم با کدو حلواییای که از پاییز تو راه پلهی خونمون مونده و داره خاک میخوره کیک درست کنم.
از اونجایی که من از کدو متنفرم و مامانم هر لحظه ممکنه اونو به آشی چیزی تبدیل کنه وقتشه خودم دست به کار بشم و اونو به یه چیز خوشمزهتر تبدیل کنم.
بهترین دفاع حملهست بچهها*
در روز دختر حقوقی که با انرژی مردانهام به دست آوردهام را خرج انرژی هنرمندانهام کردم و برای خود هدیهای تهیه کردم تا انرژی دخترانهام افزون گردد.
هدایت شده از میم مثل زهرا☔️
بنده جلوی آینه در حال تماشای خودم و قابلمهای که مامانم بهم سپرده بود خاموشش کنم حتما: