خزعبلات؛
از دست مامانبزرگ که میگفت از خونه بیرون نرو سرما میخوری فرار کردم و یه پتو رو سرم کشیدم و بدوبدو ت
من چطور مردن تورو دیدم و هنوز زندم؟:)
کاش هیچوقت نرفته بودی عزیزِ دلم..