بخاطر همین فضای سمیِ ایتاس که دوست دارم یه پرایوت کوچول موچولو داشته باشم تا افرادِ زیادی منو نشناسن..
خزعبلات؛
شب تا صبح که میشینیم کنارِ دوستان چرت و پرت میگیم. صبحِ کله ی سحر هم با چشمای نیمه باز میریم نماز صب
انقدر خونه نرفتم که وقتی مامان بابامو اتفاقی تو کوچه خیابونای روستا میبینم سلام و احوال پرسی میکنیم😂😂😂