چند شب پیش وقتی سرِ یه مسئله ای خیلی آشفته و ناراحت بودم و پاهامو توی خودم جمع کرده بودمو گوشه ی حسینیه کز کرده بودم، یه خانومی خیلی رندوم اومد نشست کنارم اولش بهم گفت ببین من کنار همه نمیشینما ولی حس کردم الان باید بیام پیشِ تو.
یه عالمه کارت دستش بود؛ کارتارو گرفت جلوم گفت یکیو اتفاقی انتخاب کن هر کی که اومد اون میشه برادرِ شهیدت.
کارتی که انتخاب کردم این بود و اون مطلبی که پشتش از زبان همسرِ شهید نوشته شده واقعاً وصفِ حالم بود و برام دلگرم کننده بود:)
شهدا همیشه هوامونو دارن؛ فقط ما متوجهشون نمیشیم...
تصادفی با یکی آشنا میشی ولی بعدش کارت به جایی میکشه که اگه تصادف میکردی دردش کمتر بود...
ولی محرم یچیزی رو خوب ثابت کرد؛
هر که نوکر به کسی گشت، همان نوکر ماند.
هر کسی نوکر دربار تو شد، آقا شد!