یه وقتا یه وویس میگیرم کلی توضیح میدم اخرش به این نتیجه میرسم که چقدر پرحرفم و قطعش میکنم.
رابطم با رفیقام اینطوریه که وقتی پیششونم اصلا از مغزم استفاده نمیکنم. هر گوهی بخورن منم باهاشون میخورم خیلیم خوش میگذره :)
خانواده شبی داداشمو بردن دکتر بعد یهو تو راه برگشت تصمیم گرفتن برن فست فود بخورن و از اونجا واسم عکس فرستادن:)))))
منم تو خونه نیمرو خوردم:))))))
ولی دلم همبرگر میخواست:)))))))))
توروخدا اگه بچتون نیستم بهم بگید قول میدم گریه نکنم؛)))
راستش رو بخواید گاهی بلاک کردن کافی نیست.
باید با مادرش هم در مورد نحوه تربیتی که کرده صحبت کرد.
مغزم به محض اینکه یکم درگیری های ذهنیم کمتر میشه:
چرا نشستی؟ پاشو یه آدم تاکسیک جدید وارد زندگیت کن.