خانواده شبی داداشمو بردن دکتر بعد یهو تو راه برگشت تصمیم گرفتن برن فست فود بخورن و از اونجا واسم عکس فرستادن:)))))
منم تو خونه نیمرو خوردم:))))))
ولی دلم همبرگر میخواست:)))))))))
توروخدا اگه بچتون نیستم بهم بگید قول میدم گریه نکنم؛)))
راستش رو بخواید گاهی بلاک کردن کافی نیست.
باید با مادرش هم در مورد نحوه تربیتی که کرده صحبت کرد.
مغزم به محض اینکه یکم درگیری های ذهنیم کمتر میشه:
چرا نشستی؟ پاشو یه آدم تاکسیک جدید وارد زندگیت کن.
هر وقت قلبم یاد رفاقتایی میوفته که دیگه نیستند، جمله حضرت علی زیر گوشم زنگ میخوره که:
روزگار مامور است به پراکندن دوستانی
که باهم اُنس و اُلفتی دارند :)
لطفا وقتی خوابیدم، کسی نیاد سرخود بیدارم کنه؛ صبر کنین آلارمی که خودم تنظیم کردم بیدارم کنه وگرنه بقیهی روز از یه انسان عادی به انسانی با خوی حیوانی تبدیل میشم که سردرد هم داره.
انقدر خستم که..
برانکارددددد بیاریدددددد منو روششششش بزاریدددددد که من خورد و خمیرمممممم همین الان میمیرمممممم