خزعبلات؛
وقتی رسیدم خونه به صورت رگباری براتون ویس میدم و تعریف میکنم که در سفر بر من چه گذشت...
فعلاً شرایط ویس دادن با این بینی گرفته و صدای زاقارت رو ندارم شرمنده😭😂
من واقعا خداوندگار over share کردنم. یعنی پنج دقیقه بیشتر باهام حرف بزنید کل زندگیم رو میریزم وسط.
در حال حاضر به شدت در تلاشم تا دوستی های در حالِ فروپاشی رو حفظ و دوستی های فروپاشیده شده رو دوباره شکل بدم.
شماها خریت میکنید ولی من کارایی میکنم که خر به احترامم کلاهشو برمیداره و دست به سینه میایسته میگه دروددددد استاد.
اینجا که گم شده بودم انقد خسته و گشنه و مضطرب بودم که تصمیم گرفتم حالا که کار از کار گذشته برم یچیزی بخورم تا حداقل یه آدم خسته ی سیرِ مضطرب باشم💆🏻♀