یکی از دخترای کاروان میخواست یکی از خانومای عربو تو موکب صدا بزنه داد میزد اَختی اَختی بیا اینجا کارت دارم.
فکنم عربیشو تک ماده کرده بود😔😂😂😂
کلا واکنش عراقیا وقتی میدیدن ما ایرانیا با شیش سال یا بیشتر عربی خوندن بازم هیچی بارمون نیس و جز کلمه ی شکراً چیزی بلد نیستیم:
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این شتره وسط نماز کلشو کرده بود بین خانوما و نعره میزد منم از صداش خندم میگرفت نزدیک بود بین نماز قهقهه بزنم😔😂😂
یه پسر بچه عراقی بود بین راه اومد بهم لیوان بده گفت دوغ عراقی منم نگرفتم لیوانو بعدش دفعه بعد گفت دوغ ایرانیییی منم لیوانو ازش گرفتم یهو در حین دوغ ریختن برام یه لبخند ژکوندی زد و گفت لا لا عراقی🤣🤣
گولم زد😭
بچه ها یه چیز جالبم دیدم نشد عکس بگیرم تو خیابونای نجف که رد میشدیم میدیدم یجا مثلاً رو دیوار نوشته زیدِ صالح رو به روشم شماره تلفن نوشته😔
صالح تو خجالت نمیکشی شماره زیدت داره پخش میشه؟ پسر پاشو برو یه کاری بکن💔
اونجا من کثیف ترین سبک زندگی رو امتحان کردم و واقعا لذت بردم.
خوابیدن رو تشک های سفیدی که رنگشون رو به قهوه ای میرفت.
رفتن به توالت هایی که شیلنگ نداشت و یه آفتابه کوچولو داشت که بخدا از پارچ دوغ خونه ی ما کوچیک تر بود من نمیدونم چرا عربا کلاً با شیلنگ مشکل دارن بابا بشینین باهم خصومتا رو برطرف کنین اینا چه کاریه عاخه😔😂
تازه بعضاً همین آفتابه رو هم نداشتن..
خوردن غذا و نوشیدنی های غیر بهداشتی✨
یه آقاهه بود اون وسط وایساده بود یه فنجون چینی دستش بود توی اون واسه همه قهوه میریخت فنجونش رو هم حتی یه آب نمیزد منم داشتم ترغیب میشدم که برم از اون فنجونی که شونصد نفر قبل از من توش قهوه خوردن قهوه عربی بخورم ولی دخترعمم به زور قانعم کرد که ممکنه یکی مریض باشه و توهم بگیری و این کثیف بازیا رو بزار کنار جان جدت😭😂
کلاً هر خوراکی ای که بقیه میگفتن اه و چقد کثیف و فلان من به سمتش یورش میبردم تا امتحانش کنم ببینم چجوریاس✨