eitaa logo
خزعبلات؛
274 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
227 ویدیو
4 فایل
ـ‌محزون ولی امیدوارـ بدون اکسیژن زنده میمانم، بدون چای هرگز. سبز باش و‌ سبز بمون' راستی یادت نره لبخند بزنی* https://daigo.ir/secret/685040610
مشاهده در ایتا
دانلود
من همیشه از تغییر میترسیدم. همیشه انقدر نسبت به خونمون، وسایلم و حتی آدمای رندومی که تو زندگیم باهاشون برخورد داشتم وابستگی پیدا میکنم که بعداً کوچیک ترین تغییری در اونها میتونه روزها و ماه ها و سال ها غصه دارم کنه. مثلاً اون عطر خوشبویی که دو سال استفاده میکردم و بعد خیلی اتفاقی درش باز شد و ریخت توی کیفم یا اون صلوات شماری که با دوستم ست بود و گم شد یا اون گیره ی روسریم که به دوستم قرض دادم و گمش کرد.. جدایی از همه ی این چیزای کوچیک باعث آزارم شد و صد البته که جدایی از آدم ها به مراتب سخت تر و غم‌انگیز تر بوده برام.. و اما حالا که مجبورم از خونه ای که یازده سال توش زندگی کردم دل بکنم جونم قراره بالا بیاد. من نسبت به تمام در و دیوارای خونه حس تعلق و وابستگی دارم. من دلم واسه همسایه بغلی که همش ازمون چیز میز قرض میکنه تنگ میشه. حتی دلم واسه همسایه های بالایی که به جای پا سُم دارن هم تنگ میشه. دلم واسه آقای نگهبانیِ مجتمع که هر روز میرفتم ازش می‌پرسیدم پستچی امروز اومده یا نه هم تنگ میشه. من حتی دلم واسه پسر بچه ی همسایه‌ی پایینی هم که تو آسانسور با اشاره به من به مامانش گفت مامان اون خانومه(من*)روببین چقدر زشته، هم تنگ میشه. من حتی دلم واسه‌ی نونوایی بربریِ سر کوچه هم تنگ میشه. من میترسم از محیط جدیدی که قراره توش زندگی کنم؛ میترسم از آدمای جدیدی که قراره باهاشون ارتباط برقرار کنم؛ چطوری بگم؟ دوست ندارم هیچوقت خونمونو ترک کنم؛ دوست ندارم هیچوقت اون لباس قشنگه‌م کهنه بشه؛ دوست ندارم هیچوقت اون ادکلن خوشبوم تموم بشه؛ دوست ندارم هیچوقت ارتباطم با دوستام قطع بشه؛ دوست ندارم پدر مادرم پیر بشن؛ دوست ندارم بزرگ بشم.. دوست دارم همیشه همه چی دست نخورده و جاودانه باقی بمونه و این غیرِ ممکنه؛))
ظرف‌ها را شست. چراغ آشپزخانه را خاموش کرد. همه چیز مرتب بود جز افکارش؛ فکرها، فکرها.. مجال زندکی کردن به او را نمیدادند.
پشیمونی و حسرت برای کارهای نکرده خیلی دردناکتره. هیچوقت چیزی رو از قلم ننداز. برای یک بار توی زندگیت بیشترین تلاش رو برای رسیدن بکن. اونقدر تلاش کن که دیگه جایی برای حسرت باقی نمونه. اونقدر بدو که بعدا نگی اگه یکم محکم‌تر راه میرفتم می‌رسیدم. گفتن این حرف دردش بیشتره، باور کن.
شهریور آروم باش، من نمیخوام برم دانشگاه.
رفتم موهامو حنا و یه سری چیز میز دیگه گذاشتم امیدوارم شبیه شمر ذی‌الجوشن نشم.
هدایت شده از مخروبه
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صد بار ببینید
الان من با این کله‌ی نارنجی چیکار باید بکنم😭😂
یکم مثبت تر بخوایم فکر کنیم میتونم با آنه‌شرلی هم نسبت فامیلی داشته باشم✨
پناه بر خدا هنوز موهامو خشک نکردم اینجوریه خشک بشه چجوری میشه