eitaa logo
خزعبلات؛
273 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
226 ویدیو
4 فایل
ـ‌محزون ولی امیدوارـ بدون اکسیژن زنده میمانم، بدون چای هرگز. سبز باش و‌ سبز بمون' راستی یادت نره لبخند بزنی* https://daigo.ir/secret/685040610
مشاهده در ایتا
دانلود
کاریه که شده، دیگه چیکارش میشه کرد؟ (بعد اینکه ۴ساعت بدون حرکت روی مبل نشسته بودم میرم بخوابم).
چیه این پاییز؟ همش انگار دارن تو دلت رخت میشورن و منتظر یه اتفاق بدی، استرس داری، اضطراب داری، بی دلیل ناراحتی و نمیدونی که چرا؟
انقد بدم میاد اینجا میام از غم و غصه حرف میزنمااا که حد نداره. نمیدونم چجوری بگم ولی گاهی وقتا نوشتن آروم ترم میکنه برای همینم همیشه تایپ میکنم، میفرستم و بعدش پاک میکنم تا اون حس و حال بد به بقیه منتقل نشه خدایی نکرده
بمیرم واسه اون بچه هایی که منتظر بودن پدرشون از سر کار برگرده تا از اولین روز مدرسه واسش تعریف کنن ولی پدر با تابوت و بدنی سرد برگشت..
راستی واسه فردا که اولین روز کاریمه دعا کنید همه چی خوب پیش بره. خیلی استرسی ام و سریع دستپاچه میشم و گند میزنم*
یه تصمیمی گرفتم؛ اونم اینه که از امشب هرشب موقع خواب به جای اینکه به آهنگای چرت و پرت گوش بدم یه جز قران گوش بدم تا خوابم ببره که هم به درد دنیام بخوره هم آخرتم. شماهم انجامش بدین کاری نداره یه هندزفری بزارید تو گوشتون و دراز بکشید.
‏من نظر دوستامو می‌پرسم که اگه با من هم نظرن با خیال راحت و اگه هم نظر نیستن با استرس و عذاب وجدان کار خودمو انجام بدم.
انقدر خستم که کاش تو خواب ابدیت فرو‌ برم.
من در حال تعریف کردن خواب ماوراءالطبیعی که دیشب دیدم برای دوستام؛ که توش همه ی دوستامو از دست شیاطین با خوندن آیت الکرسی و گفتن بسم الله نجات دادم: فکرکنم از این به بعد باید کمتر فیلمای ترسناک تماشا کنم*
بعد تازه یجاش بود به یکی از اون شیاطین گفتم من نیاز به سلاح ندارم. ایمانِ من قوی ترین سلاحمه(بده شیششششششش) بعد یه آیت الکرسی خوندم فوت کردم سمتش پودر شد(یو یو🤙🏻) فکرکنم چون دیشب قبل از خواب قرآن گوش داده بودم خیلی تو خواب حس و حال معنوی داشتم😔😂 یجا هم بود یه باند بزرگ برده بودم با خودم بعد با سیس خیلی گنگی رفتم جلو گفتم الان براتون سوره جن پلی میکنم همتون نابود شید که یکیشون برگشت گفت بشین سر جات بابااا باندو ازم گرفت خوردش کرد😭
درسته که الان هر تیکه از خوابمو که داره یادم میاد میفهمم چقدر چرت و پرته ولی تو خواب داشتم از ترس قالب تهی میکردم.