دارم سعی میکنم به زور روزنهای از اُمید توی زندگیم و خودم پیدا کنم.
نمیدونم چجوری ولی دارم سعی خودمو میکنم.
خزعبلات؛
دارم سعی میکنم به زور روزنهای از اُمید توی زندگیم و خودم پیدا کنم. نمیدونم چجوری ولی دارم سعی خودمو
کاش بتونم یکم نظم بدم به زندگیم
از بچگی عرضه تقلب کردن نداشتم.
سر امتحان زبان امروز که هیچکدوم واسش نخونده بودیم بچه ها یه گروه زدن و سر امتحان جوابارو توش از هم پرسیدن و تقلب کردن منم عین یه بچهی کتک خورده خیلی مظلومانه نشستم گوشه کلاس سرمم از رو برگه نیوردم بالا و هر چی هم که بلد نبودم شانسی زدم.
با این هوای به شدت سرد زیاد موافق نیستم.
وقتی میرم بیرون یا دانشگاه شبیه پنگوئنی میشم که چادر سرش کرده😭
خزعبلات؛
با این هوای به شدت سرد زیاد موافق نیستم. وقتی میرم بیرون یا دانشگاه شبیه پنگوئنی میشم که چادر سرش کر
امروز که داشتم میومدم کلاس آشپزی با موتور اومدم که تو ترافیک گیر نکنم مامانم همین که فهمید دارم با موتور میرم کاپشنمو به زور تنم کرد زیپشم تا خرتناق کشید بالا کلاه کاپشنمم سرم کرد چادرمم کشید روش خیلی سم شده بودم. با همین قیافه اومدم سوار موتور بشم بابام پقی زد زیر خنده گفت شبیه اسکیموها شدی الان میتونی یه عکس از خودت استوری کنی و زیرش بنویسی بریم ماهیگیری😭😂😂
مامانم همیشه میگفت باید میرفتی کنکور فرهنگیان میدادی و معلم میشدی.
وضعیت اعصاب و روانم:
مامان الان رفته بیرون و بهم گفته با داداشام درس کار کنم و گلوم گرفت از بس جیغ زدم الانه که بشینم وسط خونه بزنم زیر گریه.
یعنی اول از قربون صدقه شروع کردم و گفتم عزیزم پاشو املا کار کن پاشو برای امتحان فردات بخون پاشو بیا بهت فارسی یاد بدم
بعدش که دیگه جواب نداد جیغ میزدم که آی ذلیل مرده اون تلویزیون بی صاحابو خاموش کن بتمرگ درستو بخون فردا میانترم داری درد بگیری الهی من بمیرم از دستتون راحت بشم
کاری که خوب بلدم انجام بدم:
ادا اطوار در آوردن برای نینی های تو روضه و خندوندنشون🤏🏻