eitaa logo
خزعبلات؛
270 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
228 ویدیو
4 فایل
ـ‌محزون ولی امیدوارـ بدون اکسیژن زنده میمانم، بدون چای هرگز. سبز باش و‌ سبز بمون' راستی یادت نره لبخند بزنی* https://daigo.ir/secret/685040610
مشاهده در ایتا
دانلود
خزعبلات؛
با این هوای به شدت سرد زیاد موافق نیستم. وقتی میرم بیرون یا دانشگاه شبیه پنگوئنی میشم که چادر سرش کر
امروز که داشتم میومدم کلاس آشپزی با موتور اومدم که تو ترافیک گیر نکنم مامانم همین که فهمید دارم با موتور میرم کاپشنمو به زور تنم کرد زیپشم تا خرتناق کشید بالا کلاه کاپشنمم سرم کرد چادرمم کشید روش خیلی سم شده بودم. با همین قیافه اومدم سوار موتور بشم بابام پقی زد زیر خنده گفت شبیه اسکیموها شدی الان میتونی یه عکس از خودت استوری کنی و زیرش بنویسی بریم ماهیگیری😭😂😂
مامانم همیشه می‌گفت باید میرفتی کنکور فرهنگیان میدادی و معلم میشدی. وضعیت اعصاب و روانم: مامان الان رفته بیرون و بهم گفته با داداشام درس کار کنم و گلوم گرفت از بس جیغ زدم الانه که بشینم وسط خونه بزنم زیر گریه. یعنی اول از قربون صدقه شروع کردم و گفتم عزیزم پاشو املا کار کن پاشو برای امتحان فردات بخون پاشو بیا بهت فارسی یاد بدم بعدش که دیگه جواب نداد جیغ میزدم که آی ذلیل مرده اون تلویزیون بی صاحابو خاموش کن بتمرگ درستو بخون فردا میانترم داری درد بگیری الهی من بمیرم از دستتون راحت بشم
زمان: حجم: 248.4K
محفل اشک، بیادتون.
کاری که خوب بلدم انجام بدم: ادا اطوار در آوردن برای نینی های تو روضه و خندوندنشون🤏🏻
برقای امامزاده داره کم کم خاموش میشه اگه بابام یکم دیگه دیرتر بیاد دنبالم، میرم بچه‌ی امامزاده میشم. وسلام
خزعبلات؛
_
آخر شبی که همه جا تاریک بود و همه درا رو بسته بودن داشتم دنبال یه راهی می‌گشتم تا بتونم از امامزاده خارج بشم که یهو با اینجا برخورد کردم که سه تا شهید کنار هم بودن:))) پ.ن قبلش این شهدا اینجا نبودن چون شلوغ شده بود. ولی آخر شب آورده بودنشون اینجا برای مراسم فردا صبح پ.ن تر:عکسمم داغون شد چون هول هولکی گرفتم
امروز قرار بود خادم الشهدا توی معراج امامزاده باشم و از ساعت هشت صبح پاشدم اومدم امامزاده ولی الان بهم پیام دادن که شهدارو قراره بعد از ظهر بیارن و دیگه تو شیفت خادمی شما نیست:))) خیلی ناراحتم بابتش
نور؛