کاری که خوب بلدم انجام بدم:
ادا اطوار در آوردن برای نینی های تو روضه و خندوندنشون🤏🏻
برقای امامزاده داره کم کم خاموش میشه
اگه بابام یکم دیگه دیرتر بیاد دنبالم، میرم بچهی امامزاده میشم. وسلام
خزعبلات؛
_
آخر شبی که همه جا تاریک بود و همه درا رو بسته بودن داشتم دنبال یه راهی میگشتم تا بتونم از امامزاده خارج بشم که یهو با اینجا برخورد کردم که سه تا شهید کنار هم بودن:)))
پ.ن قبلش این شهدا اینجا نبودن چون شلوغ شده بود. ولی آخر شب آورده بودنشون اینجا برای مراسم فردا صبح
پ.ن تر:عکسمم داغون شد چون هول هولکی گرفتم
امروز قرار بود خادم الشهدا توی معراج امامزاده باشم و از ساعت هشت صبح پاشدم اومدم امامزاده ولی الان بهم پیام دادن که شهدارو قراره بعد از ظهر بیارن و دیگه تو شیفت خادمی شما نیست:)))
خیلی ناراحتم بابتش