لباس های زمستونی اینقدر زیبا و متنوعن که افسردگی میگیرم. چون تقریبا حس میکنم لباس های هر آدم رندومی از مال من خوشگل تره و منم باید برم یکی ازشون بگیرم.
دیشب ساعت هفت شب آلارم گذاشتم یه ساعت دیگه پاشم درس بخونم و اینا بعد وقتی بیدار شدم دیدم پنج صبحه🤡
خزعبلات؛
مدیریت زمان و برنامه ریزی جلسه اول؛
هر وقت این یکیو گوش کردین بگین جلسه دومش رو هم براتون بزارم
وقتی قهوه میخورم یجوری بهم استرس وارد میشه و تپش قلب میگیرم که انگار بچه هام تو خونه تنهان، شوهرم تو راه تصادف کرده و غذام رو گازه و یادم رفته زیرشو خاموش کنم.