خزعبلات؛
ظهر خود را با گیر های بیخود حراست شروع میکنیم.
من نمیدونم وقتی حجابم کامله چرا باید گیر بده به روسری سبز گل گلیم
بابا طرف یه لباس رنگ جیغ میپوشه میاد دانشگاه جوری که اگه خم بشه تا نا کجا آبادش مشخصه بعد به چیِ من گیر میدی دقیقا؟
تازه خیلی از چادری ها هم روسری های رنگ روشن مثل شیری رنگ و اینا میپوشن من که زیادم روشن نیست رنگ روسریم🤏🏻
خزعبلات؛
مدیریت زمان و برنامه ریزی جلسه اول؛
dore102_jalase2.mp3
زمان:
حجم:
21.3M
مدیریت زمان و برنامه ریزی جلسه دوم؛
اتاق تاریکه.
لای پتو، روی تخت گیر کردم و پلکامو محکم روی هم فشار میدم.
انگار بدنم چسبیده به تخت و نیروی جاذبه انقدر زیاده که دارم توسط تخت توی تاریکی بلعیده میشم و بدنم به درون تخت کشیده میشه.
اینکه عضو پرایوت بقیه باشم خیلی خیلی حس خوبیه:»
فرض کن یکی بهت اعتماد کرده و تورو جزو آدم های امن خودش حساب کرده و اینکه تو الان تو اون محیط امنی هستی که اون آدم ساخته، بهت حس مهم بودن و جیگولی میگولیای میدهتیطبنطبنطق
مادر میگوید بین بچه هایش فرق نمیگذارد ولی آهنگِ یدونه پسر دارم من، قند و عسل دارم من، را برای صدمین بار در ماشین پلی میکند.