حوصله نداشتم واسه داداشم قبل از خواب کتاب داستان بخونم برای همین یه داستان صوتی واسش گذاشتم و خودمم کنارش دراز کشیدم تا بخوابه.
جونم براتون بگه که پلکام روی هم رفت و داشتم خواب هشتمین پادشاه رو میدیدم که امیررضا با تکون های متوالی بیدارم کرد و گفت آجی پاشو یه قصه دیگه خودت برام بخون من از این قصه ها خوشم نمیاد.
خو بچه تو چرا هنوز نخوابیدی؟ من خوابم برد ولی تو نه:)))
حس میکنم تو هوا پودر خواب آور ریختن وگرنه این حجم از خواب آلودگی طبیعی نیست واقعاً.
من تا پارسال اینجوری بودم که برای اینکه بتونم به درسام برسم همش قهوه میخوردم و از شب تا صبح بیدار میموندم.
کلاً به جای خون قهوه توی رگام جریان داشت ولی بعد از کنکور چون معتاد قهوه شده بودم خانواده دستگاه اسپرسو ساز رو کلاً ازم دور کردن و الان حس میکنم دیگه همون قهوه هم روم اثر نداره چون هم شبا خوابم میاد هم روزا هم خاک بر سر من که همش مثل خرس میخوابم و نمیتونم خودمو کنترل کنم و الان کلی کار عقب افتاده دارم💆🏻♀
در حالی که ساعت چهار و ربع باید سر کلاسم میبودم و کلی هم عجله داشتم، تو حموم بودم که برقا رفت (منم عین سگ از تاریکی میترسم).
به کلاسمم دیر رسیدم.
ممنون از پزشکیان🙏🏻