امام عباس؛
شما همونی هستی که تو اوج دلتنگی و اوج مشکلاتم منو بردی پیش خودت و مرهم گذاشتی رو زخمام و دست محبت کشیدی رو سرم آقای بی دست..
شما همونی هستی که همینکه اربعین پامو گذاشتم تو کربلا اول اومدم حرم شما و زدم زیر گریه
من اون موقع تازه اون مداحیای که میگه «شد شد نشد میرم کربلا پیش عموم ابلفضل میزنم زیر گریه» رو زندگی کردم:)
شما از اون به بعد شدی ماه شب های تاریک من و از اعماق تاریکیای که توش فرو رفته بودم نجاتم دادی..
ممنون که تو زندگیِ ما هستی و مارو به حال خودمون رها نمیکنی!