هم اکنون من وقتی با عدهی زیادی از فامیل و اقوام دور و نزدیک یا حتی کسایی که باهم نسبتی نداریم تو حسینیه روستا مواجه میشم:
نماز روزه هاتون مبارک عیدتونم قبول😍
امروز داشتیم سر نماز عید از گرما جون میدادیم
کلاً یزد اینجوریه که هنوز بخاریو جمع نکردی باید کولرو روشن کنی
انقد بعد خواب خسته میشم که باید یه دور دیگه بخوابم
تا خستگی ناشی از خوابمجبران شه
من خیلی جدی امروز انگار که روزه بودم و باورم نمیشد روزه نیستم هیچی نخوردم
یعنی ساعت هشت صبح صبحونه خوردم تا الان هنوز چیزی نخوردم
از اصفهانی های عزیز بسیار ممنون و متشکریم که بخاطرشون مجبور شدیم الان که تو روستا آب نداریم عین قدیما ظرفارو بزاریم تو سبد و ببریم تو قنات وسط روستا بشوریم🙏🏻